|
امروز: سه‌شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۳

سرنوشت مرموز بوریس پوگو؛ وزیر شوروی و یکی از هشت کودتاچی که در آپارتمان مسکو کشته شد

کد خبر: ۴۰۲۶۹۶
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۸
خبرگزاری‌ها ابتدا از خودکشی پوگو و زخمی‌شدن همسرش خبر دادند. چند روز بعد، وقتی همسر او نیز در بیمارستان درگذشت، روایت رسمی تکمیل شد: پوگو ابتدا به زندگی خود پایان داده و همسرش پس از مشاهده مرگ او با همان اسلحه اقدام به خودکشی کرده بود.

سرنوشت مرموز بوریس پوگو؛ وزیر شوروی و یکی از هشت کودتاچی که در آپارتمان مسکو کشته شد

بوریس پوگو؛ مردی که در واپسین روزهای اتحاد جماهیر شوروی در صف کودتاچیان ایستاد و هنگامی که مأموران برای بازداشتش به خانه او رسیدند، با صحنه‌ای خونین روبه‌رو شدند. وزیر کشور شوروی با گلوله جان باخته بود و همسرش نیز در آستانه مرگ قرار داشت. روایت رسمی از خودکشی حکایت می‌کرد؛ اما جزئیات ماجرا، به‌خصوص سرنوشت همسر پوگو، سال‌ها موضوع بحث و تردید باقی ماند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید، تابناک نوشت: صبح ۲۲ اوت ۱۹۹۱، در مسکو اتفاقی رخ داد که به اندازه خود کودتای سه روز قبل، برای افکار عمومی شوروی تکان‌دهنده بود. بوریس کارلوویچ پوگو، وزیر کشور اتحاد جماهیر شوروی و یکی از اعضای اصلی کمیته‌ای که برای برکناری میخائیل گورباچف دست به اقدام زده بود، در آپارتمانش با گلوله کشته شد. همسرش والنتینا نیز در همان خانه، در حالی که به‌شدت مجروح شده بود، پیدا شد.

مردی که تا چند روز پیش از آن مسئول یکی از مهم‌ترین دستگاه‌های امنیتی کشور بود، حالا دیگر امکان پاسخ‌گویی به پرسش‌های بازجویان را نداشت. مأموران برای بازداشت او آمده بودند؛ اما پیش از آنکه بتوانند وزیر سابق را به دادگاه یا بازداشتگاه منتقل کنند، با پیکر خون‌آلود او روبه‌رو شدند.

خبرگزاری‌ها ابتدا از خودکشی پوگو و زخمی‌شدن همسرش خبر دادند. چند روز بعد، وقتی همسر او نیز در بیمارستان درگذشت، روایت رسمی تکمیل شد: پوگو ابتدا به زندگی خود پایان داده و همسرش پس از مشاهده مرگ او با همان اسلحه اقدام به خودکشی کرده بود.

اما این ماجرا یک نکته مهم دارد که در بسیاری از بازگویی‌های کوتاه آن نادیده گرفته می‌شود: والنتینا در همان روز کشته نشد. او پس از انتقال به بیمارستان، چندین روز زنده ماند و مرگش در اوایل سپتامبر اعلام شد. همین تفاوت زمانی، در کنار ابهام‌های مربوط به صحنه حادثه، اهمیت بررسی دقیق پرونده را دوچندان می‌کند.

مردی از دستگاه حزبی و امنیتی

بوریس کارلوویچ پوگو در ۱۹ فوریه ۱۹۳۷ در شهر کالینین، تِوِر امروزی روسیه، به دنیا آمد. خانواده او از کمونیست‌های قدیمی لتونی بودند. پدرش کارلیس پوگو از فعالان جنبش بلشویکی و از کسانی بود که پس از انقلاب اکتبر در ساختار قدرت شوروی جایگاه پیدا کردند. بنابراین بوریس از خانواده‌ای برخاست که زندگی و موقعیت اجتماعی‌اش با نظام کمونیستی گره خورده بود.

او در ریگا تحصیل کرد و در سال ۱۹۶۰ مدرک مهندسی مکانیک گرفت. نخستین شغلش نیز در یک کارخانه ماشین‌سازی بود؛ اما ظاهراً قرار نبود زندگی حرفه‌ای او در محیط کارخانه ادامه پیدا کند. پوگو خیلی زود وارد سازمان جوانان کمونیست شوروی، کومسومول، شد و از همان مسیر به مدارج بالای حزب رسید. در سال ۱۹۶۳ به عضویت حزب کمونیست درآمد و مدتی بعد به مسکو منتقل شد.

مسیر پیشرفت او، مسیر یک مدیر حزبی معمولی نبود. در سال ۱۹۷۶ وارد ساختار امنیتی شوروی شد و پس از گذراندن دوره‌های تخصصی در مدرسه عالی فرماندهی کاگ‌ب، به لتونی بازگشت. در سال ۱۹۸۰ ریاست کاگ‌ب جمهوری سوسیالیستی شوروی لتونی را برعهده گرفت و تا ۱۹۸۴ در این سمت باقی ماند. چهار سال بعد، دبیر اول حزب کمونیست لتونی شد؛ مقامی که او را در شمار مهم‌ترین چهره‌های سیاسی منطقه بالتیک قرار می‌داد.

پوگو از آن مدیرانی بود که به‌خوبی زبان دستگاه حزبی را می‌فهمید. وفاداری سازمانی و انضباط تشکیلاتی برای او اهمیت زیادی داشت و بخش عمده عمرش را در ساختارهایی گذرانده بود که بقای نظام سیاسی شوروی را مأموریت خود می‌دانستند. در سپتامبر ۱۹۸۸ به مسکو فراخوانده شد و ریاست کمیته کنترل حزب کمونیست را برعهده گرفت؛ نهادی که وظیفه نظارت بر عملکرد اعضای حزب و برخورد با تخلفات تشکیلاتی را داشت.

نکته جالب آن است که گورباچف در آن مقطع از پوگو به‌عنوان یکی از مدیران قابل اعتماد خود استفاده می‌کرد. اما همان مردی که زمانی در دستگاه اصلاحات گورباچف جایگاه گرفته بود، در ماه‌های پایانی عمر اتحاد شوروی به یکی از مخالفان سرسخت مسیر سیاسی او تبدیل شد.

در اول دسامبر ۱۹۹۰، پوگو جانشین وادیم باکاتین در وزارت کشور شوروی شد. انتخاب او نشانه‌ای از چرخش محافظه‌کارانه در سیاست امنیت داخلی مسکو بود. باکاتین به نرمش در برابر جنبش‌های استقلال‌طلبانه جمهوری‌ها متهم می‌شد و پوگو، با سابقه طولانی در کاگ‌ب و حزب، گزینه‌ای مناسب برای جناحی بود که خواهان برخورد سخت‌گیرانه‌تر با مخالفان مرکزیت شوروی بود.

البته کارنامه پوگو در بالتیک نیز خالی از مناقشه نبود. او در دوران مسئولیتش در لتونی با نیروهای ویژه پلیس شوروی، معروف به اومون، ارتباط تشکیلاتی داشت. این یگان‌ها در جریان بحران استقلال جمهوری‌های بالتیک در عملیات خشونت‌آمیز مشارکت کردند. دانشنامه ملی لتونی نوشته است که پوگو در دوران وزارت کشور، در ظاهر با وزارتخانه‌های داخلی جمهوری‌های بالتیک همکاری می‌کرد، اما در عمل از واحدهای اومون تحت کنترل مسکو حمایت می‌کرد.

در ژانویه ۱۹۹۱، در جریان حمله نیروهای اومون به ساختمان وزارت کشور لتونی، چهار نفر کشته و ده نفر زخمی شدند. اسناد پارلمان لتونی از دیدار مقام‌های این جمهوری با پوگو در مسکو در ۲۱ ژانویه حکایت دارد؛ دیداری که در آن درباره خروج اومون از مواضعش، بازگرداندن سلاح‌های ضبط‌شده و تشکیل کمیته تحقیق توافق‌هایی صورت گرفت. پوگو در همان مذاکرات تأکید کرده بود که دستور عملیات‌های خشونت‌آمیز را صادر نکرده است. این ادعا، البته، اختلاف بر سر نقش واقعی وزارت کشور شوروی در عملکرد آن نیروها را از میان نبرد.

کودتایی که قرار بود شوروی را نجات دهد

در تابستان ۱۹۹۱، اتحاد جماهیر شوروی در آستانه تغییراتی قرار داشت که برای محافظه‌کاران حزب کمونیست به معنای از دست رفتن بخش بزرگی از قدرت مرکزی بود. گورباچف از سال ۱۹۸۵ اصلاحاتی را با عناوین پروسترویکا و گلاسنوست آغاز کرده بود؛ اصلاحاتی که قرار بود نظام را بازسازی کند، اما در عمل کنترل حزب بر جامعه و جمهوری‌های تشکیل‌دهنده اتحاد شوروی را به‌شدت تضعیف کرده بود.

بحران اقتصادی، استقلال‌طلبی جمهوری‌های بالتیک، افزایش قدرت بوریس یلتسین در روسیه و اختلافات درون حزب کمونیست، ساختار سیاسی کشور را متزلزل کرده بود. مسئله اصلی در آن روزها، امضای پیمان جدید اتحادیه بود؛ توافقی که قرار بود اختیارات بیشتری به جمهوری‌ها بدهد و شکل متمرکز اتحاد شوروی را تغییر دهد.

قرار بود این پیمان در ۲۰ اوت ۱۹۹۱ امضا شود. مخالفان آن معتقد بودند امضای چنین توافقی عملاً به معنای پایان اتحاد شوروی به شکل موجود است. در چنین فضایی، گروهی از مقام‌های ارشد حزب، دولت، ارتش و دستگاه‌های امنیتی به این نتیجه رسیدند که باید پیش از امضای توافق، گورباچف را از قدرت کنار بزنند.

در ۱۸ اوت، هیئتی از مقام‌های بلندپایه به اقامتگاه گورباچف در فوروس، در شبه‌جزیره کریمه، رفت. آنها خواستار اعلام وضعیت فوق‌العاده یا کناره‌گیری او شدند. گورباچف نپذیرفت و در نتیجه ارتباطات او با دنیای خارج قطع شد. عملاً رئیس‌جمهور شوروی در محل اقامتش تحت بازداشت خانگی قرار گرفت.

صبح ۱۹ اوت، کمیته دولتی وضعیت فوق‌العاده اعلام موجودیت کرد. این کمیته که به اختصار «گکاچ‌پ» شناخته می‌شد، هشت عضو اصلی داشت: گنادی یانایف معاون رئیس‌جمهور، والنتین پاولوف نخست‌وزیر، ولادیمیر کروچکوف رئیس کاگ‌ب، دیمیتری یازوف وزیر دفاع، بوریس پوگو وزیر کشور، اولگ باکلانوف، واسیلی استارودوبتسف و الکساندر تیژیاکوف.

بیانیه کودتاچیان مدعی بود گورباچف به دلیل بیماری قادر به انجام وظایفش نیست و یانایف موقتاً اختیارات ریاست‌جمهوری را در دست گرفته است. هم‌زمان، وضعیت فوق‌العاده اعلام شد، فعالیت برخی رسانه‌ها محدود شد و تانک‌ها در خیابان‌های مسکو مستقر شدند.

اما کودتا از همان ابتدا با یک مشکل جدی مواجه بود: طراحان آن تصور می‌کردند با تسلط بر ساختمان‌های دولتی و رسانه‌های رسمی می‌توانند مقاومت سیاسی را از بین ببرند. آنها قدرت واکنش یلتسین و بخش‌هایی از جامعه و ساختار سیاسی روسیه را دست‌کم گرفته بودند.

یلتسین در ساختمان پارلمان روسیه، معروف به کاخ سفید، مستقر شد و با صدور بیانیه‌هایی کودتا را غیرقانونی خواند. تصاویر او که در برابر تانک‌ها ایستاده و از نظامیان می‌خواست به مردم شلیک نکنند، به یکی از تصاویر ماندگار آن سه روز تبدیل شد.

در حالی که کودتاچیان انتظار داشتند ارتش و نیروهای امنیتی بدون مقاومت از تصمیمات آنها پیروی کنند، فرماندهان و یگان‌های مختلف دچار تردید شدند. بخشی از نیروهای نظامی از اجرای دستور حمله به مراکز مقاومت خودداری کردند. در مسکو نیز تجمع مخالفان کودتا گسترش یافت.

سرانجام، در ۲۱ اوت تلاش برای تثبیت قدرت شکست خورد. گورباچف به مسکو بازگشت و اعضای کمیته یکی پس از دیگری بازداشت شدند. کمیته‌ای که می‌خواست اتحاد شوروی را حفظ کند، در عمل روند فروپاشی آن را شتاب بخشیده بود.

نقش پوگو در این ماجرا از جهتی جالب بود. او وزیر کشور بود و دستگاه تحت امرش مسئولیت مهمی در کنترل امنیت داخلی داشت؛ بااین‌حال، به نوشته دانشنامه ملی لتونی، مشارکت او در توطئه در مراحل پایانی شکل گرفت. این دانشنامه حتی این مسئله را نشانه بی‌اعتمادی کاگ‌ب به وزارت کشور می‌داند. به عبارت دیگر، مردی که قرار بود یکی از بازوهای اصلی اجرای کودتا باشد، ظاهراً از ابتدا در حلقه محدود تصمیم‌گیری‌های اصلی حضور نداشت.

این موضوع با سابقه حرفه‌ای پوگو نیز ارتباط داشت. او سال‌ها در نظام حزبی و امنیتی رشد کرده بود و بیش از آنکه یک سیاستمدار مستقل و صاحب ابتکار باشد، مدیر وفادار دستگاهی محسوب می‌شد که بقای اتحاد شوروی را با حفظ اقتدار حزب کمونیست یکی می‌دانست. فروپاشی آن نظم برای او فقط شکست یک دولت نبود؛ پایان جهانی بود که تمام زندگی حرفه‌ای خود را در آن ساخته بود.

تماس تلفنی‌ای که آخرین مخفیگاه وزیر را لو داد

پس از شکست کودتا، دستگاه قضایی جمهوری روسیه به دنبال بازداشت اعضای کمیته وضعیت فوق‌العاده بود. پوگو نیز می‌دانست که دیر یا زود نوبت او خواهد رسید. او دیگر وزیر کشور نبود که دستور بازداشت دیگران را صادر کند؛ این بار خودش در فهرست متهمان قرار داشت.

روایت یکی از جالب‌ترین بخش‌های این ماجرا را گریگوری یاولینسکی، اقتصاددان روس و مشاور وقت بوریس یلتسین، در گفت‌وگویی که خبرگزاری رویترز در ۲۳ اوت ۱۹۹۱ منتشر کرد، بازگو کرده است.

به گفته یاولینسکی، ویکتور ایواننکو، رئیس کاگ‌ب جمهوری روسیه، از او دعوت کرد تا در عملیات بازداشت پوگو حضور داشته باشد. گروه ابتدا به خانه ییلاقی وزیر سابق و چند محل دیگر سر زد، اما او را پیدا نکرد. سرانجام تصمیم گرفتند از یک ترفند تلفنی استفاده کنند.

تلفن خانه پوگو دو بار زنگ خورد و تماس قطع شد. مأموران دوباره شماره گرفتند. پوگو که تصور کرده بود یکی از دوستانش تماس گرفته، گوشی را برداشت. مأموران به او گفتند قصد دارند برای گفت‌وگو به دیدنش بیایند. پاسخ پوگو مثبت بود: قبول کرد که آنها به خانه‌اش بیایند.

حدود ده دقیقه بعد، مأموران مقابل آپارتمان او بودند. در بسته بود و کسی پاسخ نمی‌داد. آنها آماده شکستن در شده بودند که مردی سالخورده اجازه ورودشان را داد.

صحنه‌ای که در داخل خانه دیدند، به گفته یاولینسکی، شبیه فیلم‌های آلفرد هیچکاک بود.

پوگو روی تخت افتاده بود. اسلحه‌ای روی میز قرار داشت و والنتینا، همسرش، در حالی که بدنش غرق خون بود، روی زمین نشسته بود. هر دو هنوز زنده بودند، اما وضعیت وزیر کشور سابق بسیار وخیم بود.

یاولینسکی در روایت خود احتمال داد که پوگو ابتدا به خودش شلیک کرده و همسرش پس از مشاهده این صحنه تلاش کرده است به زندگی خود پایان دهد. پوگو را به بیمارستان منتقل کردند، اما چند ساعت بعد درگذشت. همسرش نیز با وجود انتقال به بیمارستان، نتوانست از جراحات جان سالم به در ببرد.

این روایت یک نکته را روشن می‌کند: برخلاف برخی بازگویی‌های بعدی، مأموران با دو جسد روبه‌رو نشدند. پوگو هنگام ورود آنها هنوز زنده بود، هرچند به‌شدت مجروح شده بود. والنتینا نیز زنده بود و چندین روز دیگر در بیمارستان دوام آورد.

روایت رسمی؛ خودکشی یا قتل؟

در نخستین ساعات انتشار خبر، مقام‌های روسیه اعلام کردند پوگو هنگام تلاش مأموران برای ورود به خانه‌اش خودکشی کرده و همسرش نیز به‌شدت مجروح شده است. در آن مقطع، اطلاعات دقیقی درباره چگونگی وقوع حادثه منتشر نشد.

چند روز بعد، موضوع وارد مرحله تازه‌ای شد. در ۵ سپتامبر ۱۹۹۱، خبر درگذشت والنتینا پوگو در بیمارستان اعلام شد. معاون دادستانی روسیه، یوگنی لیسوف، فرضیه قتل این زوج را رد کرد و توضیح داد که هر دو اقدام به خودکشی کرده‌اند.

بر اساس روایتی که روزنامه روسی «لیتِراتورنایا گازِتا» از اظهارات مقام قضایی منتشر کرد، پوگو ابتدا با شلیک گلوله به دهان خود اقدام به خودکشی کرده بود. همسرش پس از مشاهده او، اسلحه والتر را برداشت و به خودش شلیک کرد. در ادامه، اسلحه را روی یک کمد گذاشت و در کنار همسرش روی زمین افتاد.

گفته شد که هر دو یادداشت‌هایی از خود برجای گذاشته بودند. در یادداشت منسوب به پوگو، او بابت مشارکت در کودتا ابراز تأسف کرده و مسئولیت نقش خود را پذیرفته بود. در یادداشت همسرش نیز خطاب به نزدیکان خانواده آمده بود که آنها را ببخشند و از رفتنشان دلگیر نباشند.

این جزئیات در گزارش پنجم سپتامبر روزنامه لس‌آنجلس تایمز به نقل از رویترز و همچنین گزارش هم‌زمان روزنامه دیزرت نیوز بازتاب یافت.

بااین‌حال، ماجرا به همین سادگی در افکار عمومی پذیرفته نشد. چرا یکی از بلندپایه‌ترین مقام‌های امنیتی شوروی باید درست در لحظه‌ای که قرار بود بازداشت شود، به زندگی خود پایان دهد؟ آیا او از افشای اطلاعاتی درباره کودتا و دیگر تصمیم‌گیرندگان هراس داشت؟ آیا همسرش واقعاً داوطلبانه دست به خودکشی زد؟ و آیا ممکن بود کسی پیش از رسیدن مأموران به آپارتمان، در آن خانه حضور یافته باشد؟

در سال‌های بعد، فرضیه‌هایی درباره کشته‌شدن پوگو به دست همدستان یا مخالفانش مطرح شد. بعضی از این گمانه‌ها حتی مدعی بودند که او اطلاعاتی درباره منابع مالی حزب کمونیست و دارایی‌های پنهان آن در اختیار داشته و ممکن بود در بازجویی‌ها اسراری را فاش کند. بااین‌حال، برای این ادعاها سند قابل اتکایی ارائه نشده است.

دانشنامه ملی لتونی در مدخل اختصاصی بوریس پوگو، که داینا بلیره آن را تدوین کرده و در سال ۲۰۲۴ به‌روزرسانی شده، به همین اختلاف روایت‌ها اشاره می‌کند. این دانشنامه می‌نویسد که شایعات درباره قتل پوگو و همسرش در طول سال‌ها تکرار شده، اما پسر او، وادیم پوگو، در مصاحبه‌هایش احتمال قتل پدر و مادرش را رد کرده است.

به روایت همین منبع، شماری از کسانی که پوگو را از نزدیک می‌شناختند، او را فردی از نظر شخصی درستکار توصیف کرده‌اند که ظاهراً تحمل رسوایی ناشی از بازداشت و محاکمه به اتهام مشارکت در کودتا را نداشته است. البته چنین توصیف‌هایی، هرچند برای شناخت شخصیت او اهمیت دارند، به‌تنهایی نمی‌توانند جزئیات مرگش را اثبات کنند.

سرنوشت مردانی که قرار بود شوروی را حفظ کنند

مرگ پوگو در میان اعضای کمیته وضعیت فوق‌العاده استثنایی بود. او تنها یکی از هشت عضو اصلی کمیته بود که در جریان فروپاشی کودتا جان باخت. سایر اعضا بازداشت شدند و در روند قضایی بعدی با اتهام‌هایی از جمله خیانت به کشور روبه‌رو شدند.

محاکمه آنها حدود چهارده ماه ادامه یافت، اما در ۲۳ فوریه ۱۹۹۴، دومای دولتی روسیه با تصویب عفو عمومی زمینه آزادی بسیاری از متهمان را فراهم کرد. برخی از آنان بعدها دوباره به فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی بازگشتند. ولادیمیر کروچکوف، رئیس پیشین کاگ‌ب، تا سال‌ها درباره وقایع آن دوره اظهارنظر می‌کرد و از مخالفان اصلاحات گورباچف باقی ماند. گنادی یانایف نیز پس از آزادی از زندان از فعالیت سیاسی فاصله گرفت.

بوریس پوگو اما فرصت حضور در دادگاه را پیدا نکرد. او در ۲۲ اوت ۱۹۹۱، در ۵۴سالگی، در مسکو درگذشت و پیکرش در گورستان ترویکوروفسکویه این شهر به خاک سپرده شد. همسرش والنتینا نیز در اوایل سپتامبر همان سال درگذشت.

پرونده پوگو از این جهت در تاریخ پایان اتحاد شوروی اهمیت دارد که مرگ او تنها یک حادثه شخصی در حاشیه یک کودتای شکست‌خورده نبود. وزیر کشور شوروی، که سال‌ها در دستگاه حزب و امنیت رشد کرده و مسئولیت کنترل نظم داخلی بزرگ‌ترین کشور سوسیالیستی جهان را برعهده داشت، درست در لحظه‌ای از صحنه خارج شد که قرار بود درباره نقش خود و دیگران در یکی از سرنوشت‌سازترین بحران‌های سیاسی قرن بیستم پاسخ بدهد.

کودتاچیان تصور می‌کردند با کنار زدن گورباچف می‌توانند عقربه‌های تاریخ را به عقب برگردانند. سه روز بیشتر دوام نیاوردند. برای پوگو، پایان آن سه روز با یک تماس تلفنی، یک آپارتمان بسته و پرونده‌ای همراه شد که حتی پس از گذشت دهه‌ها، هنوز درباره آخرین ساعت‌های زندگی او پرسش‌هایی بر جای گذاشته است.

ارسال نظر
captcha
اخبار روز
ببینید و بشنوید
آخرین عناوین