آیا حیوانات هم دروغ میگویند؟ | راز فریبکاری بوجانگای دمچنگالی

بوجانگای دمچنگالی پرندهای است که به «چوپان دروغگوی طبیعت» شهرت دارد. این پرنده میتواند بیش از ۵۰ نوع صدای هشدار خطر را تقلید کند و با ترساندن جانوران دیگر، غذای رهاشده آنها را به دست آورد. برآوردها نشان میدهد که حدود یکچهارم غذای این پرنده از همین راه تأمین میشود.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید؛ بسیاری از ترفندهایی که در طبیعت مشاهده میکنیم، بدون آنکه حیوان آگاهی یا قصد مشخصی از آنها داشته باشد، شکل گرفتهاند. برای مثال، «مانتیس ارکیده» (Hymenopus coronatus) از شباهت ظاهری خود به گل آگاه نیست و پروانهای که روی بالهایش لکههایی شبیه چشم دارد، لزوماً درکی از نحوه تأثیر این نقشها بر شکارچیان ندارد. چنین ویژگیهایی در نتیجه انتخاب طبیعی و طی نسلهای متعدد پدید آمدهاند، نه بر اثر تصمیمگیری آگاهانه حیوانات.
با این حال، برخی رفتارهای جانوری ظاهری متفاوت دارند و به اقداماتی شباهت پیدا میکنند که با هدف تأثیرگذاری بر باورهای موجودی دیگر انجام میشوند؛ رفتاری که میتوان آن را با دروغ گفتن انسانها مقایسه کرد.
آیا فریب در دنیای حیوانات میتواند نوعی دروغگویی باشد؟
«جیمز اوهانلون»، زیستشناس، در کتاب تازه خود با عنوان «دروغگوها، کلاهبرداران و کپیکارها» به بررسی نمونههای فریبکاری در میان حیوانات میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که آیا چنین رفتارهایی را میتوان مصداق دروغگویی دانست یا خیر.
اوهانلون در بخشی از کتاب خود که در سال ۲۰۲۶ از سوی انتشارات دانشگاه کلمبیا منتشر شده است، نمونههایی از استتار، تقلید و گمراهسازی در طبیعت را بررسی میکند و به پرسش محوری اثرش بازمیگردد: آیا حیوانات نیز توانایی دروغ گفتن دارند؟
بوجانگای دمچنگالی؛ یکی از جدیترین نمونههای فریب آگاهانه
اوهانلون برای بررسی این موضوع، به یکی از گزینههای قابلتوجه در میان حیواناتی میپردازد که احتمال دارد بهصورت هدفمند دیگران را فریب دهند: بوجانگای دمچنگالی (Dicrurus adsimilis).
این پرنده کوچک آفریقایی به دلیل تولید صداهای هشدار دروغین و تغییر مداوم آنها، توجه دانشمندانی را جلب کرده است که رفتارهای فریبکارانه در حیوانات را مطالعه میکنند. بوجانگای دمچنگالی با تقلید بیش از ۵۰ نوع صدای هشدار خطر، جانوران دیگر را از محل غذا دور میکند و سپس از فرصت بهوجودآمده برای ربودن غذای آنها بهره میبرد. حدود ۲۵ درصد غذای این پرنده از همین طریق به دست میآید.
تقلید صدای میرکتها؛ ترفندی برای تصاحب غذای آنها
بوجانگاهای دمچنگالی در تقلید صدا مهارت چشمگیری دارند و میتوانند آواهای هشدار میرکتها را با دقت قابلتوجهی بازتولید کنند. میرکتها نیز این صداها را مشابه هشدارهای واقعی خود تشخیص میدهند و برای پناه گرفتن به سمت محل امن میدوند. در همین زمان، بوجانگاها به سراغ غذای باقیمانده آنها میروند و آن را میربایند.
اما دامنه این رفتار به تقلید صدای میرکتها محدود نمیشود. بوجانگاها صداهای هشدار گونههای مختلف را بازسازی میکنند و حتی آواهای پرندگان همسایه، از جمله سار شنلپوش براق و بابلر ابلق، را به کار میگیرند.
میرکتهایی که معمولاً بهدلیل هوشیاری خود شناخته میشوند، در برابر این هشدارهای ساختگی نیز واکنش نشان میدهند و با ترک غذا، فرصت دیگری برای بوجانگاها فراهم میکنند. پژوهشگران تاکنون بیش از ۵۰ صدای فریبنده متفاوت را در این پرندگان شناسایی کردهاند.
تغییر مداوم صداها برای ادامه فریب
بوجانگاهای دمچنگالی با تغییر پیوسته شیوه فریبکاری خود، احتمال آن را کاهش میدهند که جانوران هدف به ترفند آنها پی ببرند. به این ترتیب، میتوانند بدون آنکه قربانیانشان بهسادگی متوجه الگوی رفتاری آنها شوند، به دزدیدن غذا ادامه دهند.
البته توانایی این پرندگان در استفاده از هشدارهای دروغین، تنها به بهرهبرداری از میرکتها محدود نیست. دیگر جانوران نیز ممکن است در دام این رفتار بیفتند.
مرغهای دریایی و بافندگان اجتماعی از جمله گونههایی هستند که گروهی روی زمین به جستوجوی غذا میپردازند. این حیوانات نیز گاهی در واکنش به هشدارهای دروغین بوجانگاها، غذای خود را رها میکنند و از محل دور میشوند. چنین نمونههایی نشان میدهد که این پرندگان میتوانند از تقلید صدا برای فریب گونههای مختلف استفاده کنند.
چرا دانشمندان درباره دروغگویی حیوانات با احتیاط اظهارنظر میکنند؟
با وجود افزایش شواهد درباره رفتارهای فریبکارانه در دنیای حیوانات، هنوز نمیتوان گفت دانشمندان با قطعیت پذیرفتهاند که حیوانات نیز مانند انسانها عمداً یکدیگر را فریب میدهند. اوهانلون معتقد است بخشی از این تردید ممکن است به اصول و شیوههای حرفهای پژوهش علمی مربوط باشد، نه لزوماً به آنچه واقعاً در جوامع جانوری اتفاق میافتد.
یکی از اصول مهم در مطالعه رفتار حیوانات، پرهیز از انسانانگاری است؛ یعنی نباید ویژگیها، احساسات یا انگیزههای انسانی را بدون شواهد کافی به گونههای دیگر نسبت داد. پژوهشگران باید هنگام بررسی رفتار جانوران بیطرف بمانند و از این فرض که حیوانات به همان دلایلی رفتار میکنند یا تصمیم میگیرند که انسانها دارند، خودداری کنند.
از آنجا که دروغگویی معمولاً رفتاری انسانی در نظر گرفته شده است، دانشمندان برای نسبت دادن آن به حیوانات دیگر با احتیاط زیادی عمل میکنند و پیش از پذیرش چنین نتیجهای، به شواهد کافی نیاز دارند.
احتیاط علمی؛ تفاوت میان احتمال و اثبات
عامل دیگری که بر نحوه نتیجهگیری دانشمندان تأثیر میگذارد، آموزش علمی آنها برای پرهیز از اظهارنظرهای قطعی و شتابزده است. در روش علمی، رد کردن یک فرضیه در شرایط مشخص امکانپذیر است، اما اثبات قطعی یک ادعا به معنای کنار گذاشتن تمام توضیحات جایگزین، کار بسیار دشواری است.
به همین دلیل، در متون علمی معمولاً عبارتهایی مانند «شواهد نشان میدهد»، «احتمال دارد» یا «محتملترین توضیح این است» به کار میرود. این نوع بیان، بخشی از تلاش پژوهشگران برای مشخص کردن میزان اطمینان به یافتهها و محدودیتهای موجود است.
یک دانشمند ممکن است در پاسخ به یک پرسش، بهجای ارائه پاسخی قطعی، توضیح دهد که شواهد برای تأیید یک نتیجه کافی نیستند. چنین رویکردی لزوماً به معنای تردید بیدلیل نیست؛ بلکه نشاندهنده پایبندی به اصول پژوهش علمی است.
در این چارچوب، وظیفه دانشمندان آن است که همه توضیحات ممکن برای مشاهدات خود را در نظر بگیرند و هر فرضیه را بر اساس شواهد و اعتبار آن ارزیابی کنند. سپس نتیجهگیری نهایی باید بر این اساس شکل بگیرد که کدام توضیح با دادههای موجود سازگاری بیشتری دارد.
در شرایطی که پدیدههای طبیعی میتوانند با احتمالات و عوامل متعددی مرتبط باشند و دامنه تحقیقات نیز گسترده است، کنار گذاشتن تمام احتمالها بهجز یک مورد، به حجم بسیار زیادی از دادهها و بررسیهای دقیق نیاز دارد.
این گزارش با اقتباس از کتاب «دروغگوها، متقلبها و مقلدها: حیله و فریب در طبیعت» نوشته جیمز اوهانلون تهیه شده است.