روایت فریده مطهری از زندگی با علی لاریجانی؛ «وقتی علی نیست، انگار دستهایم بریده شده است»

برای فریده مطهری، علی لاریجانی پیش از آنکه سیاستمداری با مسئولیتهای مهم حکومتی باشد، همسری بود که حضورش در خانه با جریان عادی زندگی گره خورده بود. او در توصیف رابطهاش با لاریجانی، از پیوندی سخن گفته که در آن همسرش همزمان نقش پدر، همراه، دوست و استاد را برای او داشته است؛ تا جایی که نبودنش را به بریده شدن دستهایش تشبیه میکند. او گفته است: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.»
به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید به نقل از خبرآنلاین، جمله «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده!» شاید گویاترین بخش از روایت فریده مطهری درباره زندگی مشترکش با علی لاریجانی باشد؛ زنی که سالهای طولانی در کنار این سیاستمدار و فیلسوف ایرانی زندگی کرد. او هنگام یادآوری همسرش، پیش از پرداختن به جایگاه سیاسی و مسئولیتهای رسمی او، از مردی میگوید که در امور روزمره خانه مشارکت داشت، خریدها را جابهجا میکرد، در کارهای منزل کمک میکرد و برای فرزندان و نوههایش اهمیت زیادی قائل بود.
این تصویر از زندگی شخصی علی لاریجانی در روایت فائضه غفارحدادی از دیدار با فریده مطهری دیده میشود. دیداری که موضوع اصلی آن مادر فریده مطهری بود، اما در جریان گفتوگو بارها نام علی لاریجانی و خاطرات مربوط به او مطرح شد. به نظر میرسد برای زنی که بیش از چهار دهه با او زندگی کرده است، صحبت از زندگی خانوادگی بدون یادآوری همسرش امکانپذیر نیست.
از خواستگاری پسر آیتالله آملی تا ازدواج با دختر شهید مطهری
فریده مطهری، پیش از آنکه همسر علی لاریجانی باشد، دختر شهید مرتضی مطهری بود؛ دختری که در یکی از خانوادههای شناختهشده سیاسی و مذهبی پیش از انقلاب رشد کرد و در ۱۵ سالگی با جوانی ۲۰ ساله ازدواج کرد که بعدها به یکی از چهرههای مهم سیاسی ایران تبدیل شد.
او در گفتوگویی که در سال ۱۳۸۷ منتشر شد، درباره آغاز این آشنایی گفته بود: «حدوداً ۱۵ ساله بودم که علی لاریجانی ۲۰ ساله و پرتلاش مرا از پدر خواستگاری کرد.» به روایت فریده مطهری، رابطه عمیق و همراه با ارادت علی لاریجانی به مرتضی مطهری و محبتی که میان آن دو وجود داشت، در شکلگیری این ازدواج مؤثر بود. مرتضی مطهری نیز به این جوان نگاه مثبتی داشت و با وجود سن کم او، از بلوغ فکری و تواناییهای علمی و سیاسیاش سخن میگفت.
پایگاه جماران نیز پس از شهادت علی لاریجانی در جنگ رمضان، ماجرای خواستگاری فرزند آیتالله میرزا هاشم آملی از دختر شهید مطهری را روایت کرده است. در این روایت آمده است: «روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضی مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیتالله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالمزادهای با عالمزادهای ازدواج کرده.»
ازدواج علی لاریجانی و فریده مطهری سرانجام در سال ۱۳۵۶ شکل گرفت؛ زمانی که هنوز چند سال تا ورود لاریجانی به مسئولیتهای مهم سیاسی و اجرایی کشور باقی مانده بود. فریده مطهری در آن مقطع نوجوان بود و زندگی مشترک این دو در سالهایی آغاز شد که ایران در آستانه دگرگونیهای مهم سیاسی قرار داشت.
زندگی در خانهای بزرگ با وسایلی که سالها باقی ماندند
درباره جزئیات زندگی فریده مطهری و علی لاریجانی اطلاعات چندانی منتشر نشده است. با این حال، جماران در گزارشی به تفاوت وضعیت مالی دو خانواده در زمان ازدواج اشاره کرده و نوشته است: «البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمینها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانهای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آنقدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتیها و فرشهایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همانها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند.»
تنها دو سال پس از ازدواج، فریده مطهری با نخستین فقدان بزرگ زندگیاش روبهرو شد؛ شهادت پدرش، مرتضی مطهری. این اتفاق بر مسیر زندگی او تأثیر گذاشت و در تصمیمهای بعدیاش نیز نقش داشت.
دختر شهید مطهری در همان گفتوگوی قدیمی، از فرصتهای تحصیلی و حرفهای خود نیز سخن گفته بود. او در ۲۲ سالگی از دانشگاه صنعتی شریف برای تدریس دعوت شده بود و امکان دریافت بورسیه برای ادامه تحصیل در خارج از کشور را نیز داشت؛ اما پس از شهادت پدر و با توجه به شرایط آن دوران، از این فرصتها استفاده نکرد.
همسر شهید لاریجانی درباره علت این تصمیم توضیح داده بود: «به دلیل شهادت پدرم و مشغلههای انقلاب از پذیرفتن آنها خودداری کرده و حضور خود را در ایران پراهمیتتر دانسته بود.»
بیش از چهار دهه همراهی؛ از کارهای خانه تا خاطرات خانوادگی
پس از شهادت علی لاریجانی به همراه فرزندش مرتضی در حملات اسرائیل و آمریکا در اسفندماه سال گذشته، خاطرات فریده مطهری از زندگی مشترکشان بیش از گذشته در رسانهها بازتاب پیدا کرده است. این خاطرات تنها به همراهی با یک سیاستمدار پرمشغله محدود نمیشود؛ بلکه تصویری از مردی ارائه میدهد که در کنار مسئولیتهای رسمی، در امور روزمره خانه نیز حضور فعالی داشت.
در خاطراتی که از دختر شهید مطهری نقل شده، از کارهایی مانند خرید کردن، جابهجایی وسایل، پاک کردن سبزی و مرغ و حتی شستن ظرفها به دست علی لاریجانی یاد شده است. فریده مطهری در این باره گفته بود: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام میده. بیآنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جابهجا میکنه. سبزی و مرغ رو پاک میکنه. ظرفها رو میشوره...»
علاقه به فرزندان و نوهها در کنار مرزبندی با مسئولیتهای کاری
در روایت فریده مطهری، رابطه علی لاریجانی با فرزندان و نوههایش جایگاه ویژهای دارد. او از محبت همسرش به اعضای خانواده میگوید و در عین حال توضیح میدهد که لاریجانی اجازه نمیداد فرزندانش در مسئولیتها و فعالیتهای کاری او دخالت کنند.
یکی از خاطرات خانوادگی او به مرتضی، فرزندشان، مربوط میشود که در دوران نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان را زیبا میخواند. فریده مطهری در این باره گفته است: «به همه بچههای فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچههای خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاریاش دخالت نمیداد. مرتضی در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی میداد. فریده میگفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند، قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.»
نخستین بار نیز صوتی از مداحی شهید مرتضی لاریجانی در مراسم تدفین او منتشر شد.
خاطره فریده مطهری از موضع لاریجانی در «یکشنبه سیاه» مجلس
فریده مطهری در کنار یادآوری خاطرات خانوادگی، به ویژگیهای سیاسی و رفتاری همسرش نیز پرداخته است. یکی از این خاطرات به ماجرای موسوم به «یکشنبه سیاه» مجلس در بهمن ۱۳۹۱ بازمیگردد؛ رویدادی که طی آن علی لاریجانی در صحن علنی مجلس با محمود احمدینژاد، رئیسجمهور وقت، وارد جدالی لفظی شد.
او در گفتوگویی با روزنامه ایران، درباره واکنش همسرش به آن اتفاق گفته بود: «در یکشنبه مجلس (بهمن ۱۳۹۱) که ایشان خیلی مسلط پاسخ رئیسجمهوری وقت را دادند و مورد تشویق علما و دانشگاهیان قرار گرفتند، گفتند مجبور به پاسخ بودم ولی از لطمه به جایگاه ریاست جمهوری ناراحت بودند. از کشاندن اختلافات سیاسی به کف جامعه و ایجاد بههمریختگی امنیت روانی و اجتماعی و قضاوت نادرست افرادِ کماطلاع و طبیعتاً هرج و مرج، بهشدت پرهیز داشتند.»
این خاطرات از زبان زنی نقل میشود که زندگیاش با دو چهره شناختهشده تاریخ معاصر ایران پیوند خورده است: پدری که در دوران نوجوانی از دست داد و همسری که به گفته متن، چند ماه پیش در حملات اسرائیل و آمریکا به شهادت رسید. فریده مطهری در فاصله این دو فقدان، سالهای طولانی زندگی مشترکی را پشت سر گذاشت؛ دورانی که علی لاریجانی از یک چهره جوان سیاسی به مشاور رهبر انقلاب و دبیر شورای عالی امنیت ملی رسید.
برای فریده مطهری، علی لاریجانی پیش از هر چیز همسرش بود
شاید بخش برجسته روایت فریده مطهری از زندگی مشترکش با علی لاریجانی، نه مرور مسئولیتهای سیاسی او و نه بازگویی جایگاه خانوادگیاش، بلکه توصیف سادهای باشد که از نبودن همسرش ارائه کرده است.
علی لاریجانی در نگاه افکار عمومی، سیاستمداری بود که ریاست سازمان صداوسیما، ۱۲ سال ریاست مجلس و مسئولیتهای مهم امنیتی را در کارنامه داشت؛ اما برای فریده مطهری، او همان «علی» بود، همسری که حضورش در خانه بخشی از زندگی روزمره به شمار میرفت و نبودنش، به تعبیر خود او، مانند بریده شدن دستهایش بود.
فریده مطهری درباره جایگاه همسرش در زندگی خود گفته است: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.»