آن 15 میلیون کودکی که به مدرسه نمیروند
از طرف یگر گزارشهای یونیسف و دیگر گزارشها نشان میدهد که مدارس در اغلب اوقات به مکانی برای اسکان پناهندگان یا اردوگاهی برای نظامیان تبدیل میشود.
کودکانی که دستهای پدر و مادرهایشان را میگیرند و آب، آنها را از هم جدا میکند و مرده به ساحل میرساند. کودکانی که زیر آوار میمانند و سنگ و دیوار و آجر، دستهایشان را از خانوادهشان جدا میکند و کودکانی که جنگ، آنقدر خودش را روی آنها آوار میکند، آنقدر خودش را پشت درهای خانهها و مدرسهها و کلاسهایشان میرساند که برای همیشه و شاید تا سالها رنگ و روی دفتر و مشق و قلم از یادشان میرود. این حکایت خیلی از کودکانی است که روزی کشورشان سوریه و عراق بود و حالا در وطنشان و دیگر کشورهایی که وطن جدیدشان میشود و آنها در آن آوارهاند، نه خانهای دارند، نه مدرسهای، نه کلاس درسی و دیگر خبری از همکلاسیهای قبلیشان نیست که هرکدام یک گوشه خاک را وطن جدیدشان کردهاند.حالا و بعد از گذشت چندسال از بحران سوریه و عراق، این آمار جهانی است که وقتی نوبت به تحصیل کودکان این روزهای سوریه و عراق میرسد، روی عدد خوبی نمیایستد و این یعنی تعداد بالای کودکان بازمانده از تحصیل در خاورمیانه. آخرین خبر برمیگردد به آمار اخیر یونیسف که میگوید بحرانهای عراق و سوریه، سهمیلیون نفر به «کودکان و نوجوانان بازمانده از تحصیل» اضافه کرده و تعداد بازماندگان از تحصیل در کل خاورمیانه را به ۱۵میلیون نفر رسانده است. اینها را اگر کنار دیگر آمارهایی بگذاریم که در یکسال گذشته اعلام شده، وضع بدتر هم میشود. مثلا همین یک هفته پیش بود که صندوق کودکان سازمان ملل اعلام کرد درحال حاضر بیش از ١٢میلیون کودک در خاورمیانه به مدرسه نمیروند. براساس این گزارش، میزان کودکان بیسواد خاورمیانه ١٥درصد جمعیت کل کودکان این منطقه است. این درحالی است که در این گزارش، آمار کودکان جنگزده در سوریه و عراق حساب نشده بود و حالا که اعلام شده بحرانهای عراق و سوریه، سهمیلیون کودک را از تحصیل دور کرده، تعداد کودکان بازمانده از تحصیل ١٥میلیون شده است.
از طرف دیگر براساس گزارشی که یونیسف بهتازگی منتشر کرده، درحال حاضر در عراق، یمن، لیبی و سوریه، ۹هزار مدرسه به دلیل درگیری و تخریب بلااستفاده مانده است. در این گزارش آمده است: «صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) در گزارشی با عنوان «آموزش در زیر آتش» تاثیر تنش و خشونت بر تحصیل کودکان در ٩ کشور همچون سوریه، لیبی، یمن و عراق را مورد بررسی قرار داد. این کودکان بدون هیچ نوع آموزشی رشد میکنند و این مسأله آینده آنان را با بحرانهایی روبهرو خواهد کرد. در این مطالعه به وضع آموزش در کشورهای اردن، ترکیه، لبنان، سودان و فلسطین پرداخته شده است. حملات علیه مدارس یکی از دلایلی است که کودکان را از آموزش محروم کرده است.» ادامه این گزارش میگوید: «ما نزدیک به شرایطی هستیم که یک نسل کامل از کودکان در خاورمیانه و شمال آفریقا را از دست میدهیم.» «پتر سلما»، مدیر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقای یونیسف با اعلام این گزارش، فراخوانی برای اقدامی سریع در اینباره داده است. مدیر یونیسف این را هم گفته است که کشورهایی مانند ترکیه، لبنان و اردن که تعداد زیادی پناهجوی سوری را پذیرفتهاند هم با مشکلات قابل توجهی روبهرویند: «از جمله اینکه سیستم آموزشی این کشورها ظرفیت پذیرش تعداد زیاد کودکان پناهنده را ندارد.» یونیسف در گزارشهایش این را هم آورده است که «کشتار، آدمربایی و بازداشت خودسرانه دانشآموزان، آموزگاران و کارکنان نظام آموزشی به امری عادی تبدیل شده است.»
گزارش یونیسف نشان داده که در سودان و فلسطین هم شرایط مشابهی وجود دارد. به گفته مدیر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، «کودکانی که به مدرسه نمیروند اغلب برای تامین مخارج خانوادههایشان مشغول کار میشوند. این کودکان در خطر سوءاستفاده بهعنوان نیروی کار ارزان قرار دارند و خطر بکارگیری آنها بهعنوان کودک سرباز هم وجود دارد.» از طرف دیگر بررسیهای یونیسف نشان میدهد که هر روز تعداد بیشتری از کودکان در سنین پایینتر توسط نیروهای مسلح شبهنظامی به کار گرفته میشوند. دانشآموزان و معلمان اغلب ربوده یا دستگیر شده و کشته میشوند. مثلا اخیرا کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل گفته است که داعش دستکم چهار پایگاه بزرگ نظامی مخصوص آموزش کودکان در موصل ایجاد کرده و تکفیریها ١٢٠٠ کودک عراقی را از سراسر این کشور ربوده و در این پایگاهها آموزش میدهند.
اما ماجرا فقط کودکان عراقی و سوریه نیست؛ مثلا در یمن و بعد از آغاز حملات عربستان گفته شد که میلیونها کودک ماههاست که به مدرسه نرفتهاند و سازمان ملل تعداد کودکان کشته شده در حملات عربستان را تا ٥٠٠نفر اعلام کرد. شاید به همین دلیل است که اخیرا مدیر خاورمیانه و شمال آفریقای یونیسف در اینباره گفته است: «ما باید سریعا وارد عمل شویم. بهویژه باید بدانیم که لطماتی که در این مناطق به کودکان وارد میشود اثرات درازمدت و غیرقابل برگشتی دارد.»
از طرف دیگر گزارشهای یونیسف و دیگر گزارشها نشان میدهد که مدارس در اغلب اوقات به مکانی برای اسکان پناهندگان یا اردوگاهی برای نظامیان تبدیل میشود. علاوه بر آن ترس باعث شده تا هزاران معلم در خاورمیانه از شغل خود استعفا کنند و به گزارش فعالان حقوق کودک، این یکی از دلایلی است که باعث میشود خانوادهها از فرستادن فرزندانشان به مدارس خودداری کنند.
در این میان فقط کودکان کشورهایی که به طور مستقیم درگیر جنگ هستند، از درس و مدرسه دور نیستند. همین دو هفته پیش بود که وزارت آموزش و پرورش افغانستان اعلام کرد در سال گذشته، بهدلیل درگیریها و ناآرامیها صدها مدرسه در این کشور تعطیل شده است. آمارهای این وزارتخانه نشان میدهد که در این کشور حدود یکمیلیون و ٣٠٠هزار کودک در سن مدرسه بهدلیل درگیریهای داخلی و فقر از آموزش محروماند. آمار یونیسف چیز دیگری در اینباره میگوید؛ سال گذشته بود که دفتر یونیسف در افغانستان در گزارشی اعلام کرد سهونیم میلیون کودک افغان به علت فقر و مسائل امنیتی تحصیل نمیکنند. «اسماعیل الو شولا»، رئیس دفتر یونیسف در افغانستان در اینباره گفته است: «از ١٤میلیون کودک واجد شرایط تحصیل، سهمیلیون و پانصدهزار نفر به علت فقر و مشکلات امنیتی از تحصیل بازماندهاند.» وزارت کار افغانستان هم در گزارشی اعلام کرده سهمیلیون کودک افغان به علت فقر مجبور به کارهای شاقه هستند و این وزارت امکانات لازم برای پوشش دادن این تعداد از کودکان کار را ندارد.
حقوق کودکان در جنگهای خاورمیانه ایرانیها چه میگویند
براساس بند ٢ ﻣﺎده ۶ پيماننامه جهاني حقوق کودک که غیراز دو کشور، همه کشورهای جهان به آن پیوستهاند، درباره حق زندگي و حيات کودکان آمده است که کشورهای ﻋﻀﻮ اﻳﻦ ﻣﯿﺜﺎق ﺑﻨﯿﺎنهای ﻻزم ﺑﺮاي ﺑﻘﺎ و رﺷﺪ ﻛﻮدك و ﺣﻤﺎﻳﺖ از او در برابر ﺧﺸﻮﻧﺖ، ﺳﻮءاﺳﺘﻔﺎده، بهرهﻛﺸﻲ و ﺷﺮاﻳط ﺑﺪ زﻧﺪﮔﻲ و ﺳﻼﻣﺘﻲ او را ﺗﻀﻤﯿﻦ ﻣﻲکنند. براساس این مواد، کشورهاي عضو پيمان که به تقريب همه کشورهاي جهان هستند، متعهدند که حق زندگي و حيات و بقا و حتي رشد مناسب کودک را از هر نظر فراهم کنند. حالا فعالان حقوق کودکان در کشورهای مختلف میگویند که در جنگهای مختلف خاورمیانه در سالهای گذشته، پيماننامه جهاني حقوق كودك بارها نقض شده است.
غیر از این فعالان، مسئولان ایرانی هم بارها در اینباره صحبت کردهاند. مثلا سال گذشته بود که «مصطفي پورمحمدي»، وزير دادگستري در سيزدهمين نشست شوراي هماهنگي مرجع ملي پيمان (کنوانسيون) حقوق کودک از لزوم توجه بيشتر به وضعيت کودکان سخن گفت: «ما بهعنوان مرجع ملي کنوانسيون حقوق کودک در جمهوري اسلامي ايران وظيفه داريم از حقوق کودکان ديگر کشورها و ملتها به ويژه کودکان منطقه دفاع کنيم. امروز کودکان فلسطيني، سوري و يمني شرايط وخيمي دارند و ما نسبت به اين وضعيت ابراز نگراني میکنيم و از جامعه جهاني انتظار داريم نسبت به حقوق کودکان توجه کنند و از آن غافل نباشند.»
«غلامعلي خوشرو»، سفير و نماينده دايم ايران در سازمان ملل متحد در نيويورک هم در نشست شوراي امنيت درباره کودکان و درگيريهاي مسلحانه، سال گذشته ميلادي را همراه با اهمال در موضوع دفاع از کودکان گرفتار درگيرهاي مسلحانه دانسته است: «گزارش دبير کل و ساير ارگانهاي سازمان ملل در اينباره حاکي از ادامه شرايط دلهرهآور کودکان گرفتار در درگيريهاي مسلحانه گروهها و در مناطق جنگزده است و گروههاي جنگجو و متخاصم کوچکترين احترامي براي حقوق بينالملل بشردوستانه و رفاه و آسايش کودکان قایل نيستند. رويدادهاي جهان نشان میدهد که کودکان بیشماري همچنان بهواسطه درگيريهاي مسلحانه، شديدا لطمه میبينند و شمار تلفات اين کودکان بیگناه رو به فزوني گذاشته است و متاسفانه ابعاد اين بحران بر اثر افزايش حملات در کشورهاي منطقه خاورميانه روزبهروز بيشتر میشود.» در این میان این فعالان حقوق کودکان در ایراناند که با اینکه تا به حال کمتر درباره وضع تحصیل کودکان در کشورهای درگیر جنگ در خاورمیانه صحبت کردهاند اما حالا کمکم این موضوع را آنقدر خطرناک میدانند که هشدارهایشان را در اینباره شروع کردهاند؛ مثلا «فرشید یزدانی»، دبير شوراي برنامهريزي راهبردي سازمان تامين اجتماعي و فعال حقوق کودک در اینباره به «شهروند» میگوید: «در پیماننامه حقوق کودک آمده است که کودکان آسیبدیده از جنگ باید مورد حمایت کشورهایی باشند که به آنها وارد میشوند. همه کشورها این پیماننامه را پذیرفتهاند و وظیفه دارند که خدمات خاص کودکی را به آنها بدهند و اینها باید با همراهی سازمانهای بینالمللی مانند یونیسف باشد.» او انتقادی هم در اینباره دارد: «انتظار ما این است که سازمانی مانند یونیسف که فعالیت اصلیاش در حوزه کودکان است، فقط به آمار دادن درباره وضع بد کودکان بازمانده از تحصیل در مناطق جنگزده خاورمیانه اکتفا نکند و فعالیتهای جریانی و ویژهاش را برای تحصیل آنها و کودکان آواره جنگزده شروع کند. این حمایت، یک وظیفه جهانی است، بهویژه در کشورهایی که کودکان آواره به آنها وارد میشوند. تا جایی که من در گزارشها دیدهام، یونیسف در اینباره کاری نکرده درحالیکه طبق وظایفش باید کشورها را تجهیز و این کودکان را حمایت کند.» یزدانی درباره تاثیر بازماندن ١٥میلیون کودک از تحصیل در خاورمیانه هم میگوید: «در حال حاضر ما در ایران حدود ٢,٥میلیون کودک بازمانده از تحصیل داریم درحالیکه خیلی از مسئولان این آمار را نمیپذیرند و چندان اقدامی هم برای آن نمیکنند. ما باید این را بدانیم که دور ماندن کودکان از تحصیل تاثیرات کوتاهمدتی روی خود آنها دارد و تاثیر بلندمدتش در آینده و بر اجتماع و اقتصاد کشورهای خاورمیانه است. ما باید این موضوع را بهطور جدی بررسی کنیم که با مدرسه نرفتن ١٥میلیون کودک در خاورمیانه، کجای اقتصاد آسیب میبیند. من همیشه میگویم کودکانی که درس نمیخوانند و مجبورند کار کنند؛ آنها وقتی شیشهها را پاک میکنند و با پارچه به سراغ ما میآیند، پسفردا با خنجر به سراغ ما میآیند. در دیگر کشورها هم همینطور است.»
«ثریا عزیزپناه»، فعال حقوق کودکان و عضو هیأتمدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان هم در اینباره به «شهروند» میگوید که جنگ، نخستین حقی که از کودکان میگیرد حق تحصیل است و اینکه درحال حاضر ١٥میلیون کودک در خاورمیانه به مدرسه نمیروند عجیب نیست: «موضوعی که علامت سوال بزرگی در ذهن همه و ازجمله فعالان حقوق کودک است، این است که اتفاقاتی که برای کودکان در جهان میافتد و مشابهند، تاثیر یکسانی ندارند. انگار دنیا به دو بخش تقسیم شده است و تبلیغات نقش بزرگی در آن دارد. ما حالا میبینیم که پیماننامه حقوق کودک که همه کشورهای دنیا به آن پیوستهاند، به اتفاق زیر پا گذاشته میشود. به همان اندازهای که کودکی در جهان غرب کشته شود، باید این میزان تاثیر به همان اندازهای باشد که کودکی در هر جای دنیا این اتفاق برایش میافتد. آمارها در خاورمیانه در پنجسال اخیر نشان میدهد که تعداد آوارگان و کودکان محروم از تحصیل میلیونی است و این کودکان هیچگونه چتر حمایتی ندارند. این ناامنی موقعی که تسری پیدا میکند و چارهاندیشی متناسبی با توجه به شرایط بد خاورمیانه توسط دولتها انجام نمیشود، در مقابل میبینیم که سیل مهاجران و آوارهها به سمت اروپا میرود و دچار مشکلات فراوانی میشوند. با وجود همه اتحادیهها و نهادها و همه صندوقهای بینالمللی، میبینیم که تدبیری که مطابق با معاهدات بینالمللی و کنوانسیون حقوق کودک و مفاد حقوق بشر باشد، از طرف حکام کشورها اندیشیده نمیشود. همه جهان از اتفاقاتی که در کوبانی افتاده خبر دارد، چرا باید به این شکل با این انسانها رفتار شود؟ اینها نشان میدهد که در سطح دنیا آن ارادهای که لازمه تصمیمگیریها در شرایط دشوار است که نخستین آن صیانت از نفس و حفاظت از جان کودکان است، وجود ندارد و کنوانسیون حقوق کودک به واقع از سوی همه کشورهای عضو آن نقض شده است.»
او ادامه میدهد: «کشورهای عضو کنوانسیون حقوق کودک متعهد شده بودند که از کودکان، فارغ از نژاد و رنگ و قوم حفاظت کنند ولی متاسفانه حداقل حمایت را از سوی آنها ندیدیم و همه درصدد مانعتراشی برای این سیل پناهندگان هستند و از ورود آنها جلوگیری میشود. ما میبینیم که تعداد کودکان و نوجوانان در آوارهها بسیار زیاد است و این مهاجرتها بهدلیل وجود نداشتن تفکر و بها دادن به انسانها، به آنها ضرر میرساند. کشورهای بسیار ثروتمندی در خاورمیانه داریم که میتوانند تا مدتی از این افراد صیانت کنند ولی این اتفاق نمیافتد. انسانها قربانی نقشه سیاستمداران هستند. آیا یک مرجع بینالمللی هست که از حکام درباره این فجایع سوال کند؟ چرا به این اندازه نسبت به سرنوشت مردم بیتوجهند؟ امیدواریم هرچه زودتر جامعه جهانی فکری اساسی در اینباره کند، چون به نظر میآید باید در برابر تاریخ پاسخگو باشند.»
منبع:شهروند
ارسال نظر