|
امروز: چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۱

روایت مرد ۶۰ ساله محکوم به قتل؛ ادعا می‌کنم بی‌گناهم و قربانی یک اعتراف ساختگی شدم

کد خبر: ۴۰۲۷۶۵
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۹
به گفته این زندانی، ماجرا از ۲۰ بهمن‌ماه سال ۱۳۹۸ آغاز شد؛ زمانی که آشنایی با یک زن و مرد که برای دعانویسی به او مراجعه کرده بودند، به‌تدریج وارد مسیری پیچیده با انگیزه‌های مالی شد. او می‌گوید درخواست اولیه این افراد، نوشتن دعای زبان‌بند برای ترغیب همسر یک زن به انتقال اموالش به نام او بود، اما پس از مدتی پیشنهادهای دیگری مطرح شد که سرانجام به اعتراف او به قتل و معرفی خودش به مراجع قضایی انجامید.

روایت مرد ۶۰ ساله محکوم به قتل؛ ادعا می‌کنم بی‌گناهم و قربانی یک اعتراف ساختگی شدم

مردی ۶۰ ساله که سابقه فعالیت در بخش انتظامات شهرداری را دارد و اکنون بازنشسته است، چندین سال است با اتهام قتل در زندان به سر می‌برد. او مدعی است قربانی اعتماد به افرادی شده که با وعده پرداخت پول و امید به جلب رضایت خانواده مقتول، او را به پذیرش مسئولیت قتلی سوق داده‌اند که به گفته خودش مرتکب نشده است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید، روزنامه اعتماد در گزارشی به روایت یکی از زندانیان زندان قزلحصار پرداخته که نزدیک به هفت سال از دوران حبس خود را سپری کرده است. مطالب این گزارش صرفاً بر پایه اظهارات و ادعاهای این زندانی که به اتهام قتل محکوم شده، تنظیم شده و انتشار آن به معنای تأیید درستی گفته‌های او یا پذیرش این ادعاها از سوی نویسنده نیست. مسئولیت صحت و سقم اظهارات مطرح‌شده بر عهده مصاحبه‌شونده و مراجع قضایی است.

این زندانی ادعا می‌کند چند سال قبل، یک زن و مرد که با یکدیگر نسبت خانوادگی داشتند، در ازای پرداخت ۳۰ میلیون تومان از او خواستند مسئولیت قتل همسر زن را بپذیرد. به گفته او، پس از آنکه متوجه شد این دو نفر تبرئه شده و از کشور گریخته‌اند، اظهارات قبلی خود را پس گرفت و ارتکاب قتل را انکار کرد.

با این حال، دادگاه دفاعیات او را نپذیرفت. بر اساس مفاد دادنامه، گزارش پلیس، شکایت و درخواست قصاص از سوی اولیای دم، صورت‌جلسه معاینه جسد، نظریه پزشکی قانونی و نتایج آزمایش‌های سم‌شناسی و آسیب‌شناسی، از جمله مستنداتی بودند که در رسیدگی به پرونده مورد توجه قرار گرفتند. مطابق نظر پزشکی قانونی، علت مرگ مقتول سوختگی و عوارض ناشی از آن اعلام شده است.

از دیگر مدارک مورد استناد دادگاه، صورت‌جلسه بازسازی صحنه جرم و اظهارات متهم ردیف اول (زندانی مورد گفت‌وگو) درباره نقش متهمه در ترغیب او به قتل در برابر دریافت ۳۰ میلیون تومان بوده است. همچنین در پرونده به پرداخت ۱۰ میلیون تومان به متهم ردیف اول در ایستگاه مترو پس از وقوع قتل اشاره شده است.

طبق مفاد دادنامه، متهمه دریافت این پول را تأیید کرده، اما توضیح داده است که مبلغ مذکور بابت موضوع دیگری به او پرداخت شده بود. دادگاه با بررسی سایر شواهد و قرائن، این دفاعیات را نپذیرفت و مجرمیت متهمان ردیف اول و دوم (زندانی و همسر مقتول) را محرز تشخیص داد.

در پی این تصمیم، دادگاه با استناد به مواد ۳۸۱ و ۲۹۰ و بند «الف» ماده ۱۲۶ و ماده ۱۲۷ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲، حکم قصاص نفس متهم ردیف اول را صادر کرد. همچنین با اعمال مواد ۳۷ و ۳۸ همین قانون و با توجه به اعلام رضایت اولیای دم، متهم ردیف دوم به پنج سال حبس تعزیری، با احتساب مدت بازداشت قبلی، محکوم شد.

دادگاه درباره اتهام معاونت در قتل عمدی دو متهم دیگر، با حروف اختصاری «م. و» (پسرعموی متهم ردیف دوم) و «ک. ی» (داماد متهم ردیف اول) نیز حکم برائت صادر کرد. این تصمیم با توجه به انکار اطلاع آنان از قصد متهمان اصلی، احراز نشدن وحدت قصد میان این دو نفر و مباشر قتل و با استناد به ماده ۴ قانون آیین دادرسی کیفری و اصل ۳۷ قانون اساسی اتخاذ شد.

از درخواست دعانویسی تا ورود به پرونده قتل

گاهی یک انتخاب نادرست می‌تواند مسیر زندگی افراد را به‌کلی تغییر دهد؛ به‌ویژه زمانی که پای اتهامی سنگین در میان باشد و پیامد آن سال‌ها حبس و دوری از زندگی عادی باشد. مردی ۶۰ ساله که پیش‌تر در بخش انتظامات شهرداری فعالیت می‌کرده و اکنون بازنشسته است، چندین سال است به اتهام قتل در زندان به سر می‌برد. او تأکید دارد که قاتل نیست و اعتماد به افرادی که با وعده‌های مالی و امید به رهایی از مجازات او را به اعتراف واداشته‌اند، زندگی‌اش را به این وضعیت کشانده است.

به گفته این زندانی، ماجرا از ۲۰ بهمن‌ماه سال ۱۳۹۸ آغاز شد؛ زمانی که آشنایی با یک زن و مرد که برای دعانویسی به او مراجعه کرده بودند، به‌تدریج وارد مسیری پیچیده با انگیزه‌های مالی شد. او می‌گوید درخواست اولیه این افراد، نوشتن دعای زبان‌بند برای ترغیب همسر یک زن به انتقال اموالش به نام او بود، اما پس از مدتی پیشنهادهای دیگری مطرح شد که سرانجام به اعتراف او به قتل و معرفی خودش به مراجع قضایی انجامید.

این مرد پس از گذشت چند سال از آن اتفاق، روایت خود را از آنچه رخ داده بازگو می‌کند؛ از اعترافی که مدعی است تحت تأثیر وعده‌های مالی و امید به کسب رضایت اولیای دم انجام داده، از مدارکی که به گفته او در اختیار داشته اما موفق به ارائه آنها در دادگاه نشده و از تلاش خانواده‌اش برای جلب رضایت بازماندگان مقتول و فراهم کردن زمینه آزادی او.

اظهارات این زندانی در کنار ادعاهایش درباره نقش افراد دیگر در پرونده، موضوعاتی از جمله سرنوشت مدارک مورد اشاره و امکان بررسی دوباره ابعاد مختلف این ماجرا را مطرح می‌کند.

از اتهام قتل تا مطالبه ۲ میلیارد تومان برای رضایت

این مرد ۶۰ ساله می‌گوید اتفاقی که زندگی او را دگرگون کرده، با درخواست دعانویسی آغاز شده و در نهایت به اعتراف به قتلی منتهی شده است که همچنان ارتکاب آن را انکار می‌کند.

او در تشریح جزئیات ماجرا و دلایلی که به گفته خودش باعث گرفتار شدنش در این پرونده شده است، اظهار کرد:

«این اتفاق در بیستم بهمن‌ماه سال ۱۳۹۸ رخ داد و سه، چهار روز بعد از آن بود که ناچار شدم مسئولیت قتل را قبول کنم. ماجرا از این قرار بود که آقای «م. و» با دخترعمویش ارتباط داشت و می‌خواست به هر شکل ممکن اموال همسر او را تصاحب کند و مالکیت دارایی‌ها به نام دخترعمو منتقل شود.

از آنجا که با دعانویسی آشنایی داشتم، این زن و مرد به من مراجعه کردند و خواستند برایشان دعای زبان‌بند بنویسم تا همسر زن تمام دارایی‌هایش را به نام او منتقل کند. دو مرتبه برایشان دعا نوشتم، اما هر بار گفتند نتیجه‌ای نگرفته‌اند. سرانجام یک روز به من گفتند با وجود پولی که دریافت کرده‌اند، دعاهایم اثری نداشته و بهتر است شخصاً به آنها کمک کنم.

آنها پیشنهاد دادند در ازای پرداخت ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان، مرد موردنظر را به بیابان یا مکانی خلوت ببرم تا بتوانند او را بیهوش کنند و اثر انگشتش را پای تعدادی برگه بگیرند.

برای صرف ناهار، مقتول را به محلی دعوت کردیم. پس از خوردن غذا، او بیهوش شد و آن دو نفر اثر انگشتش را گرفتند. سپس به من گفتند محل را ترک کنم. من هم با دامادم تماس گرفتم تا برای بردنم به آنجا بیاید.

آنچه برای شما تعریف کردم، روایت من از اتفاقات است و در دادنامه چنین جزئیاتی ذکر نشده است. دلیلش هم این بود که آن دو نفر به من وعده پرداخت ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان داده و خواسته بودند مسئولیت قتل را بپذیرم. من نیز مدتی پس از این ماجرا قتل را قبول کردم و خودم را به مراجع قضایی معرفی کردم. در ادامه، من، دامادم و آن زن و مرد بازداشت شدیم.»

این زندانی در ادامه با بیان اینکه از اتفاقات پس از خروجش از محل اطلاعی ندارد، گفت:

«نمی‌دانم بعد از اینکه آنجا را ترک کردم، چه اتفاقی افتاد. پس از دستگیری، دامادم تبرئه شد؛ چون هیچ اطلاعی از ماجرا نداشت. مدتی بعد هم آن زن و مرد از اتهاماتشان تبرئه شدند و از زندان بیرون آمدند.

مقتول دو فرزند داشت. آن زمان این دو نفر مرتب به من می‌گفتند اگر قتل را گردن بگیرم، می‌توانند رضایت فرزندان مقتول را جلب کنند. من هم مسئولیت قتل را پذیرفتم و خودم را معرفی کردم.

مدارکی دارم که نشان می‌دهد این دو نفر با من تماس می‌گرفتند و اصرار داشتند قتل را به گردن بگیرم. حتی صدای آنها را ضبط کرده بودم، اما این فایل را به دادگاه ارائه نکردم.

بعدتر متوجه شدم آن دو نفر اموال را تصاحب کرده و از ایران خارج شده‌اند و به ترکیه رفته‌اند. در آن زمان حکم قطعی دادگاه صادر شده بود و به تصور من، ارائه این شواهد دیگر نمی‌توانست تغییری در رأی ایجاد کند. زمانی هم که خواستیم مدرک را ارائه کنیم، دادگاه نپذیرفت و اعلام کرد که خودتان به قتل اعتراف کرده‌اید.

از آن زمان تاکنون در زندان هستم. اشتباه بزرگی کردم که مسئولیت قتل را پذیرفتم. همسر مقتول دو سال در زندان بود و پس از آزادی، به همراه آن مرد که پسرعمویش بود، از ایران خارج شد.

خانواده‌ام چندین مرتبه به منزل مقتول رفتند و با دو فرزند او گفت‌وگو کردند. دختر مقتول به خانواده‌ام گفته بود که می‌دانند من قاتل نیستم، اما برای اعلام رضایت باید دو میلیارد تومان پرداخت شود.»

این زندانی در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره تلاش‌ها برای تأمین مبلغ مورد مطالبه اولیای دم گفت:

«چند نفر از بلاگرها چند بار تلاش کردند برای کمک به من دو میلیارد تومان جمع‌آوری کنند، اما پس از مدتی اعلام کردند چون گفته شده رضایت اولیای دم گرفته شده است، امکان پرداخت این مبلغ را ندارند.

در این پرونده، اعترافات من مبنای صدور حکم قرار گرفت و تلاش‌هایی که بعداً برای ارائه مدارک و مستنداتی انجام دادم تا گفته‌هایم تأیید شود، به نتیجه نرسید. اکنون به دلیل کاری که مدعی هستم انجام نداده‌ام و ناتوانی در پرداخت دو میلیارد تومان، همچنان در زندان مانده‌ام.»

 
 
ارسال نظر
captcha
اخبار روز
ببینید و بشنوید
آخرین عناوین