|
امروز: شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۷

ظریف: ایالات متحده من را تحریم کرده‌؛ به دلیل حمایت از رهبر شهید و سپاه | خروج از برجام و تهاجم نظامی به ایران ریشه در خطای محاسباتی آمریکا داشت

کد خبر: ۴۰۱۴۷۲
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۳
دوشنبه گذشته با صحنه‌ای سوررئال مواجه شدم. گروهی از بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD) و سلطنت‌طلبان، به سرکردگی آقای سعید قاسمی‌نژاد، کارزاری به راه انداختند که چرا آمازون کتاب من را برای فروش عرضه کرده است. مضمون این کارزار این بود که چرا کتاب یک «مزدور سپاه پاسداران» را منتشر می‌کنید؟
ظریف: ایالات متحده من را تحریم کرده‌؛ به دلیل حمایت از رهبر شهید و نیروی قدس

 وزیر پیشین امور خارجه با اشاره به اینکه ایالات متحده من را تحریم کرده‌است، گفت: اگر یادداشت تحریمی وزارت خزانه‌داری آمریکا را بررسی کنید، می‌بینید که دلیل تحریم من را این‌گونه توضیح داده است که من صدای ایران در خارج از کشور هستم.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید؛ «محمدجواد ظریف» وزیر پیشین امور خارجه و بنیان‌گذار مؤسسه پایاب، روز شنبه ۱۸ مهر در نشست رونمایی و بررسی سه کتاب تألیفی اخیر خود، به بیان دیدگاه‌هایش درباره تحولات سیاسی و بین‌المللی پرداخت.

متن کامل این سخنان به شرح زیر است:

ایالات متحده من را تحریم کرده‌است و می‌دانم به چه دلیل؛ به دلیل حمایت از رهبر شهید و نیروی قدس. اگر یادداشت تحریمی وزارت خزانه‌داری آمریکا را بررسی کنید، می‌بینید که دلیل تحریم من را این‌گونه توضیح داده است که من صدای ایران در خارج از کشور هستم و از این دو نهاد حمایت می‌کنم.

تحریم‌ها حتی مانع انتشار آثار من نیز شده‌اند. در غرب، ناشران حاضر نیستند مطالب من را منتشر کنند. حتی زمانی که مقاله‌ای از من در British Journal منتشر شد، یا با وجود انتشار مقالات متعدد من، معمولاً این آثار به نسخه چاپی نمی‌رسند؛ زیرا هنگام آماده‌سازی نسخه چاپی، مانع ایجاد می‌کنند و می‌گویند این اثر تحریمی است و نمی‌توانیم آن را چاپ کنیم.

دوشنبه گذشته با صحنه‌ای سوررئال مواجه شدم. گروهی از بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD) و سلطنت‌طلبان، به سرکردگی آقای سعید قاسمی‌نژاد، کارزاری به راه انداختند که چرا آمازون کتاب من را برای فروش عرضه کرده است. مضمون این کارزار این بود که چرا کتاب یک «مزدور سپاه پاسداران» را منتشر می‌کنید؟ همان روز دوشنبه، در تهران نیز گروهی مقابل دفتر من در ساختمان بلندمرتبه‌ای تجمع کرده بودند و می‌پرسیدند چرا این «مزدور آمریکا» در اینجا کار می‌کند و محاکمه نمی‌شود.

امروز هم مقاله‌ای دیدیم و بخشی کوتاه از سخنرانی‌ را که دو سال پیش ایراد شده بود و تماماً در حمایت از رهبر شهید و نیروهای مسلح بود، جدا کردند و به شکلی گزینشی بازتاب دادند. در نهایت، این کتاب را انتشارات دارالهاشم در بیروت چاپ کرده است؛ همان‌طور که یکی از کتاب‌های دیپلماسی من نیز در آنجا منتشر شد، زیرا در غرب کسی جرئت نمی‌کند کتاب‌های مرا منتشر کند.

«وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن»

با این حال، یک بار به دوستان گفتم: به قول سهراب، «حال ما خوب است، ولی باور نکن.»

مشکل اساسی ما، هم در داخل ایران و هم در خارج از کشور ناترازی شناخت است

من معتقدم که مشکل اساسی ما، هم در داخل ایران و هم در خارج از کشور، که به این همه کشمکش انجامیده، شناخت است. اخیراً مقاله‌ای از من منتشر شده که در آن به این موضوع ناترازی شناختی پرداخته‌ام. ما با ناترازی برق، گاز، انرژی، ارز، تجارت و حوزه‌های مختلف دیگر مواجهیم؛ ناترازی شناختی هم یکی از همین ناترازی‌هاست. این ناترازی شناختی چگونه باعث شده است که آمریکا تصور کند می‌تواند با تهدید، ایران را به کرنش وادار کند؟

در مصاحبه‌ای گفتم که در لامرد چهار بمب در منطقه‌ای غیرنظامی فرود آمد. این بمب‌ها مانند بمب هیروشیما  در ارتفاع بالاتری منفجر شدند. این موشک‌ها پیش از برخورد با زمین منفجر شدند و هرکدام ۱۸۰ هزار ترکش داشتند؛ یعنی در مجموع ۷۲۰ هزار ترکش. این ترکش‌ها به مردم غیرنظامی اصابت کردند. شرم‌آور است که شرکت لاکهید مارتین، سازنده این موشک‌ها، آن‌ها را در لامرد و روی بچه‌های ما آزمایش کرد و یک هفته بعد، سفارش ۸ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلاری ساخت همین موشک‌های آدم‌کش را از ارتش آمریکا دریافت کرد.

اگر امروز به لامرد بروید، با واقعیتی مواجه می‌شوید که آمریکایی‌ها آن را درک نکرده‌اند. یکی از همکاران من، آقای دکتر رضا نصری، دو هفته پیش به همراه آقای دکتر بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، به لامرد رفته بود. او می‌گفت اگر در سطح کشور، به‌طور میانگین نزدیک به ۶۰ درصد مردم طرفدار مذاکره باشند، در لامرد ۷۰ درصد مردم با مذاکره مخالف‌اند. آمریکایی‌ها این واقعیت را درک نکرده‌اند؛ آن‌ها تصور می‌کنند می‌توانند با فشار و تهدید، ایران را وادار به تسلیم کنند.

فقر شناختی آمریکا، واشنگتن را به گرداب تهاجم علیه ایران کشاند

یک بار در بحبوحه بحث‌ها بر سر سازوکار تحریم‌ها در جلسات برجام تصریح کردم که «هرگز یک ایرانی را تهدید نکنید». تجارب بیش از چهار دهه فعالیت مستقیم بنده در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی اثبات می‌کند که تهدید کردن ملت ایران همواره نتیجه‌ای کاملاً معکوس به همراه دارد و این مردم در برابر ادبیات تهدیدآمیز هرگز تسلیم نشده و سر خم نخواهند کرد.

چرا واشنگتن مکرراً سیاست‌های شکست‌خورده را علیه ایران تکرار می‌کند، آیا آمریکایی‌ها خودآزار هستند و تعمداً به دنبال آسیب زدن به خود می‌گردند؟ خیر؛ ریشه اصلی این رفتار در یک ناترازی و فقر شناختی (Cognitive Deficit) نهفته است. ناتوانی در فهم صحیح واقعیت‌های جامعه و حاکمیت ایران بستری فراهم ساخت تا بنیامین نتانیاهو بتواند دستگاه حاکمه آمریکا را بفریبد و آن‌ها را به درون این گرداب خطرناک تهاجم نظامی علیه ایران بکشاند؛ گردابی که متأسفانه همچنان شاهد تکرار توهمات پیرامون آن هستیم.

خروج از برجام و تهاجم نظامی به ایران ریشه در خطای محاسباتی آمریکا داشت

 اگر به روند رخدادها با دقت بنگرید، درمی‌یابید که خروج غیرقانونی از برجام ریشه در همین فقر ادراکی و محاسبه غلط داشت. تهاجم نظامی اخیر نیز دقیقاً بر پایه همین تصورات موهوم و عدم ادراک از واقعیت‌های میدانی و ملی شکل گرفت. حتی امضای یادداشت تفاهم پس از آن تقابل خشن نیز ناشی از این واقعیت بود که تصمیم‌گیران واشنگتن پس از گذشت هفت روز متوجه شدند چه اشتباه راهبردی و پرهزینه‌ای مرتکب شده‌اند؛ بنابراین اختلال در ادراک نه یک موضوع فرعی، بلکه بحرانی بنیادین در سطح بین‌المللی است که ساختارها را به ورطه جنگ، ویرانی و خونریزی سوق می‌دهد.

 اکنون بیش از هر زمان دیگری درک می‌کنم که چرا در مقدمه اساسنامه یونسکو با درایت قید شده است که «جنگ‌ها در اذهان انسان‌ها آغاز می‌شوند». منازعات پیش از آنکه در میدان‌های نبرد بروز یابند، در ساختار ذهنی تصمیم‌گیران متولد می‌شوند. روابط انسانی و بین‌المللی ماهیتاً روابطی «بین‌الاذهانی» (Inter-subjective) هستند؛ بر همین اساس، اگر به عنوان یک کنشگر سیاسی و فکری بر اصلاح ذهنیت‌ها متمرکز شویم، می‌توان از وقوع بسیاری از فجایع و تنش‌هایی که صرفاً حاصل خطای دید و تلقی‌های نادرست است جلوگیری کرد.

بی‌تردید عواملی نظیر سوءنیت، مطامع هژمونیک، منفعت‌طلبی و نادیده گرفتن بنیان‌های اخلاقی و بشردوستانه همواره در عرصه سیاست بین‌الملل وجود داشته و محتملاً تا همیشه پابرجا خواهد بود؛ اما این واقعیت هرگز به معنای انفعال در برابر خطاهای محاسباتی نیست. نباید از اصلاح برداشت‌های غلط عقب نشست؛ کاهش و مهار معضل سوءتعبیرها و خطاهای ادراکی یکی از اساسی‌ترین مبانی و ضرورت‌هایی است که باید در تمامی ابعاد تحلیلی و راهبردی بر آن تمرکز کرد.

گفتنی است، در این نشست سه کتاب، چالش شناخت و ادراک در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، دیپلماسی ایرانی در جهان پسا قطبی و جهان پیشرو (گفتارهای پیرامون نظام جهانی) با حضور و سخنرانی «حسین سلیمی» عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و «محمدکاظم سجادپور» عضو هیئت علمی دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه، رونمایی و مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

ارسال نظر
captcha
ببینید و بشنوید
آخرین عناوین