چرا احمدینژاد انفجاری رفتار نکرد؟
اقدامات دولت در آخرین روزهای کاری آن و به طور خاص برنامه احمدینژاد برای تاسیس یک دانشگاه غیر انتفاعی از جمله موضوعاتی است که مورد توجه بسیاری از روزنامههای امروز قرار گرفته است.
ابتکار این ایده را محصول مشترک مشايي و احمدي نژاد دانسته و نوشته است: احمدي نژاد در حالي تصميم به تاسيس دانشگاه گرفته که قبل از اين، مشايي براي تاسيس دانشگاه ايرانيان پيش قدم شده بود. دانشگاهي که گفته ميشد اعطاي مجوز آن در شوراي عالي انقلاب فرهنگي در دست بررسي است و حالا زمزمههايي از اين که دانشگاه مد نظر احمدي نژاد همان دانشگاه جامع بينالمللي ايرانيان خواهد بود، به گوش ميرسد.دانشگاه جامع بينالمللي ايرانيان دانشگاهي بود که در سال 89 اسفنديار رحيم مشايي که آن زمان دبير شوراي عالي امور ايرانيان خارج از کشور بود، پيشنهاد تاسيس آن را به وزارت علوم داد و يک سال بعد، موافقت اصولي تاسيسش را از وزارت علوم گرفت. با اين حال اساسنامه اين دانشگاه که قرار بود در تمام مقاطع تحصيلي دانشجوي بدون کنکور بپذيرد و از ميان ايرانيان خارج از کشور هم پذيرش داشته باشد، به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي نرسيد. در همان سال 90 نمايندگان مجلس کامران دانشجو را فراخواندند تا در جلسه کميسيون آموزش مجلس حاضر شود و پاسخگوي نمايندگان مجلس درباره ابهامات اين دانشگاه باشد.در آن جلسه وزير علوم مرضيه وحيد دستجردي (وزير وقت بهداشت)، علي اکبر صالحي (وزير امور خارجه)، لطف الله فروزنده (معاون توسعه مديريت و سرمايه انساني)، ابراهيم عزيزي (معاون برنامه ريزي و نظارت راهبردي)، حميد بقايي (معاون اجرايي)، اسفنديار رحيم مشايي (جانشين رئيس شوراي عالي امور ايرانيان خارج از کشور) و محمد شريف ملک زاده (دبيرکل شوراي عالي امور ايرانيان خارج از کشور) را به عنوان 7عضو پيشنهادي هيات موسس دانشگاه جامع بينالمللي ايرانيان معرفي کرد. هفت عضو کاملا دولتي که حضور آنها در يک موسسه غيردولتي و شائبه رانت وقوع خواري، نمايندگان مجلس را به مخالفت با اساسنامه آن واداشت.با تمام اين حاشيه ها، دکتر محمدحسين يادگاري، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي ميگويد که نه تنها نامي از دانشگاه ايرانيان نشنيده، بلکه فکر نميکند ارتباطي بين اين دانشگاه با دانشگاه احمدي نژاد باشد.او ميگويد: «دکتر احمدي نژاد اعلام کرد ميخواهد يک فعاليت علمي در آينده داشته باشد و در زمينه تربيت نيروهاي تحصيلات تکميلي فعاليت کند، شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم نظر مثبت و موافقش ر درباره فعاليت علمي براي تربيت نيروهاي تحصيلات تکميلي به رئيس جمهور داد.» موافقتي که بايد منتظر ماند تا صحت و سقم گمانه زنيها بعد از نامگذاري دانشگاه و مشخص شدن اعضاي هيات موسس آن مشخص شود.
مهدی آیتی در روزنامه آرمان ارتباط دانشگاه احمدینژاد با منش وی را مورد بررسی قرار داده و نوشته: صدور مجوز تاسیس دانشگاه برای محمود احمدی نژاد نشان میدهد که او جای درستی را برای ادامه زیست سیاسی خود نشانه گرفته است اما اینکه در این راه میتواند موفق شود یا خیر مساله دیگری است. تاریخ چهار دهه اخیر ایران به خوبی نشان میدهد دانشگاه و محیطهای آموزشی چه نقش جدیای میتوانند در کادرسازی سیاسی برای گروههای مختلف داشته باشند. به طور مثال تجربه تاسیس جامعهالصادق یا همان دانشگاه امام صادق(ع) توسط آیتا... مهدوی کنی در اوایل انقلاب یا تجربه تاسیس مدرسه حقانی توسط آیات بهشتی، قدوسی و مصباح یزدی ثابت کرده که کادرسازی سیاسی چه نسبتی با مراکز علمی و تحصیلی دارد. دانشگاه امام صادق(ع) عملا به پایگاهی در راستای نیروسازی و دولتمردسازی برای اصولگرایان تبدیل شد و مدرسه حقانی هم با مدرن کردن تحصیلا ت حوزوی نیروهایی را تحویل کشور داد که اکنون تحت تاثیر تفکرات یکی از موسسین آن یعنی آیت ا... مصباح یزدی، پستهای مهمی در کشور به دست گرفتهاند. این تجربه در سطحی وسیعتر نیز وجود دارد که در این مجال قابل بحث نیست. بر این اساس احمدینژاد اولین گامهای خود برای کادرسازی سیاسی را از جایی برداشته که قبلا نتیجه خود را نشان داده و مهمتر از همه اینکه مانند احزاب سیاسی و بنیادهای اجتماعی و فرهنگی حساسیتزا هم نیست. یعنی امکان فعالیت در سایه درون آن بیشتر است. اما مساله مهمتر همانطور که گفته شد این است که اصولا آیا احمدینژاد موفق میشود با این تاکتیک پایگاهی برای آینده خود در جمع نخبگان بسازد یا خیر؟ در این مورد از سه منظر میتوان شک کرد. اول اینکه احمدینژاد و تیم اطراف او دارای آن پشتوانه، سرمایه و ذخیره علمی لازم برای برپایی و توسعه چنین پایگاهی در دانشگاه نیستند. احمدینژاد عامل بسط و تعمیق گفتاری پوپولیستی در جامعه بود که نه در پیدایش آن نقشی داشت و نه اکنون خود تنها حامل آن است. به عبارتی وی در 8سال تنها به عنوان حامل و شاخص این گفتار شناخته میشد و این گفتار جدای از میزان اصالتش، مستقل از احمدینژاد و اطرافیان او میتواند ادامه یابد و کسان دیگری آن را مدیریت کرده و پیش ببرند. دوم اینکه فضای عمومی جامعه به هیچ عنوان آمادگی پذیرش احمدینژاد را در مقام یک لیدر یا هدایت کننده و حتی مدیر علمی را ندارد. احمدینژاد برای حفظ گفتار خود در زمانهای که عصر ارتباطات و علوم تخصصی است کار دشواری در پیش دارد. شاهد بودیم که حتی شعارهای بسیار باز و رفتارهای متناقض وی در سالهای اخیر نیز نتوانست بر محبوبیت وی بیفزاید. به عبارتی جامعه در شرایطی است که کمتر امکان غلتیدن آن به آغوش گفتارهای پوپولیستی نظیر گفتار احمدینژاد وجود دارد. نکته سوم اینکه از آنجا که حضور احمدینژاد در فضای علمی با اهداف سیاسی انجام میشود، وی در این فضا با پارادوکسی مهم مواجه خواهد شد. او اصولا فردی است که همه چیز را یک شکل و آنطور که مدنظر خودش است میخواهد و در مقابل فضای دانشگاه نیاز به تکثر و فراوانی عقاید دارد. او اگر فضا را به نفع تکثر باز کند امکان پیشبرد گفتار خود را سلب کرده و اگر بخواهد فضا را یک شکل کند مجموعه علمی او معنای خود را از دست میدهد. در مقام یک قضاوت کلی گر چه احمدینژاد از دانشگاه وارد سیاست شد اما هیچگاه چهرهای فرهنگی نبود و این دقیقا نقطه ضعف او برای کادرسازی در محیط دانشگاه خواهد بود. او چه بخواهد و چه نخواهد در نظر قسمت عمدهای از جامعه ایران به عنوان عنصری احساساتی و عاطفی شناخته میشود و این عنصر برای رشد خود بیشتر نیاز به محیطهای یکدست و دارد تا محیط متکثری چون دانشگاه.
روزنامه اعتماد هم در گفت وگو با امير محبيان و در توصیف بررسي اقدامات اخير احمدي نژاد به این نتیجه رسیده است که احمدي نژاد در پايان دولتش درك بهتري از روساي جمهور سابق دارد. محبیان در بخشی از این گفتگو گفته است: احمدي نژاد در زمان خروج خود از پاستور درك بهتري نسبت به شرايط و وضعيت روساي جمهور سابق دارد. از نظر عضو شوراي سياستگذاري روزنامه رسالت اگر همه راه هاي احمدي نژاد براي بعد از پايان دوره رياست جمهوري اش بسته مي شد، او انفجاري عمل ميكرد. به همين دليل محبيان معتقد است كه نظام مسير آينده سياسي احمدي نژاد را بن بست نكرده است.
وی ادامه داده است: آقاي احمدي نژاد علاوه بر اينكه موفق شده مجوز تاسيس دانشگاه را اخذ كند براي چند نشريه هم توسط ايشان مجوز گرفته شده و فكر مي كنم آقاي احمدي نژاد به دنبال آن است كه تيم مرتبط با خود را در اين نقاط جايگزين و به اين وسيله شكلي از حزب يا حلقه يي از هواداران خود را سامان دهد. به هر صورت اين كار بدي نيست كه ايشان مجوز تاسيس دانشگاه گرفته اند اما به نظر مي رسد آقاي احمدي نژاد اين اقدام را در راستاي تداوم و ادامه حيات سياسي خودشان انجام مي دهند.
وی در جایی دیگر در مورد بعضی رفتارهای پیشین رئیس حمهور گفته: من فكر مي كنم برآورد جريان احمدي نژاد از نيرو و توان خود برآورد معقولي نبود. آقاي احمدي نژاد بعد از انتخابات مجلس نهم و در جريان همين انتخابات رياست جمهوري متوجه شد كه بدنه اجتماعي اين جريان قادر نيست شعارهاي سياسي خودش را محقق و آنها را در حوزه رقابت سلبي همراهي كند. نكته ديگري كه بايد به آن توجه شود اينكه خصلت هاي روحي و رواني آقاي احمدي نژاد به گونه يي است كه اگر همه راه هاي او بسته مي شد به حالت انفجاري عمل مي كرد. اما نظام اين وضعيت را براي ايشان به وجود نياورد و مسير آينده ايشان را به طور كامل نبست و الان مي توانم بگويم كه مسير آينده آقاي احمدي نژاد كاملابن بست نيست و اين چيزي است كه خودش هم متوجه شده و مي خواهد انرژي خود را براي آينده ذخيره كند.
منبع:تابناک