رمزگشایی نیوزویک؛ چرا عربستان سعودی کاهش تنش با ایران را ترجیح میدهد؟

نشریه نیوزویک به نقل از مقامات نظامی پیشین و کارشناسان نوشته تنشهای اخیر در نتیجه تجاوزگری آمریکا علیه ایران و پیامدهای مخرب آن برای طرح توسعه محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی برای عربستان موسوم به چشمانداز ۲۰۳۰ باعث شده است ریاض پس از تحمل فشارهای اقتصادی و نظامی و مشاهده تابآوری تهران در برابر این تجاوزگری کاهش تنش با ایران را ترجیح بدهد.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید، برای نخستین بار در تاریخ عربستان سعودی، این کشور با بازیگرانی روبهرو شده است که از هر سو ضربه میزنند و طرح توسعه شاخص محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی را همزمان با افزایش فشار حملات ایران علیه پایگاهها و منافع آمریکا در کشورهای منطقه در پاسخ به تجاوزگری آن تهدید میکنند.
عربستان با توجه به مختل شدن مسیر انتقال انرژی در غرب آسیا برای تغییر مسیر جریان انرژی به سمت غرب و سواحل دریای سرخ تلاش کرده است اما ارتش یمن هفته گذشته کارزار حملاتی را علیه کشتیرانی سعودی در این مسیر حیاتی به سوی کانال سوئز آغاز کرد. ارتش یمن گفته است ریاض به فرودگاه بینالمللی صنعا در ژوئیه و محاصره یمن از سال ۲۰۱۵ ادامه میدهد. مقاومت اسلامی عراق نیز از شمال به این حملات پیوسته است. عربستان یک روز پس از پاسخی مشترک به این حمله با هدف قرار دادن عراق، تشکیل یک ائتلاف دریایی متشکل از ۱۴ کشور برای آنچه «دفاع از آزادی دریانوردی در آبراههای حیاتی» عنوان شده را اعلام کرد.
نشریه نیوزویک در گزارشی با این مقدمه درباره چالش توسعه عربستان سعودی در وضعیت ناپایدار فعلی در غرب آسیا نوشت: این وضعیت آزمونی سخت نه فقط برای امنیت عربستان، بلکه برای طرح معروف «چشمانداز ۲۰۳۰» ولیعهد سعودی محسوب میشود که قول داده پادشاهی را به اقتصادی مدرن و جهانی تبدیل کند که دیگر به درآمد نفت وابسته نباشد. عبدالله بن فرح الشایع، سرتیپ بازنشستهای که پیشتر وابسته نظامی عربستان در واشنگتن بود، در این باره میگوید، «چشمانداز ۲۰۳۰ پادشاهی نه فقط یک برنامه اقتصادی، بلکه پروژهای ملی جامع برای ایجاد اقتصادی متنوع و پایدار و تقویت جایگاه پادشاهی به عنوان قطب جهانی سرمایهگذاری، انرژی، لجستیک، گردشگری و نوآوری است».
الشایع در ادامه گفت: «از این منظر، پادشاهی امنیت و توسعه را دو مسیر مکمل میداند. توسعه پایدار بدون امنیت ممکن نیست و امنیتی ماندگار بدون توسعهای که ثبات، فرصت و رفاه فراهم کند، وجود ندارد.»
این مقام نظامی پیشین افزود: «چالشهای امنیتیای که امروز عربستان سعودی با آن روبهروست به بیثباتی در دهههای اخیر در برخی کشورهای منطقه مربوط است و به خلأهایی که گروههای مسلح از آن سوءاستفاده کردهاند، همچنین به مداخلات منطقهای که بحرانها را تشدید و طولانیتر کرده است، دامن زده است.»
گزینههای ریاض برای مدیریت پیامدهای ثباتزدای جنگ غیرقانونی آمریکا علیه ایران
نیوزویک با این تحلیل که حملات متجاوزانه عربستان سعودی علیه گروههای مقاومت در عراق نشان داد که این کشور «مایل است نبرد را از مرزها فراتر ببرد و ابتکار ائتلاف دریایی نیز راهبرد شناختهشده عربستان را ثابت کرد که از طریق مشارکت چندجانبه عمل میکند، نه مداخله یکجانبه»، نوشت: «الشایع معتقد است که دست عربستان سعودی با رویکردی مبتنی بر تدبیر و عزم برای هر آنچه صلح و ثبات را محقق کند، باز خواهد بود و به همکاری با شرکای منطقهای و بینالمللی خود برای تقویت امنیت و توسعه ادامه خواهد داد.»
هر دو راهبرد در کارزار عربستان علیه انصارالله یمن به کار گرفته شد-جایی که ریاض از دولت مستعفی یمن که توسط این جنبش سرنگون شده بود، حمایت میکرد. اما حتی با پشتیبانی ۹ کشور عربی، کارزار نظامی عربستان به پیروزی قاطع دست نیافت و انصارالله تا زمان آتشبس با میانجیگری سازمان ملل در آوریل ۲۰۲۲ کنترل بخش بزرگی از شمال این کشور و تا ۸۰ درصد جمعیت آن را در اختیار گرفت.
به گفته الشایع، علت این بود که «این درگیری از جنگهای متعارف پیچیدهتر بود؛ ائتلاف عربی با گروهی مسلح روبهرو بود که به جنگ چریکی متکی بود، از سرزمینهایی با پیچیدگی جغرافیایی و شکافهای سیاسی و قبیلهای در یمن بهره میبرد و دارای توانایی موشکی، پهپادی و تسلیحات پیشرفته بود که دستیابی به پیروزی نظامی سریع را بسیار دشوار میکرد». او معتقد است که مهمترین درس این تجربه این است که «مقابله با تهدیدات غیرمتعارف صرفا به نیروی نظامی وابسته نیست، بلکه به تلفیق ابزارهای نظامی، امنیتی، اطلاعاتی، دیپلماتیک، اقتصادی و رسانهای نیاز دارد.»
دانا استرول، معاون پیشین دستیار وزیر جنگ آمریکا در امور غرب آسیا که اکنون مدیر تحقیقات در موسسه واشنگتن برای امور خاورنزدیک است، به نتیجه مشابهی رسیده و با اشاره به توانمندیهای انصارالله یمن و حمایت ریشهدار از آنها از سوی مردم یمن میگوید: «عربستان از راه سخت-پس از سالها جنگ-آموخت که نیروی نظامی بهتنهایی برای مقابله با تهدید حوثیها (انصارالله) از یمن کافی نیست». به باور او، همین درس امروز نیز کاربرد دارد، چراکه «نیروی نظامی بهتنهایی، چه در ایران چه در یمن، بدون ساختارهای مشوق و فرایندهای سیاسی، نتایج قاطعی به همراه نخواهد داشت.»
استرول با اشاره به روابط ریاض با تهران در نتیجه تحولات اخیر بیان کرد که عربستان به همین دلیل با نگاه به تابآوری نظام ایران، در حال حاضر کاهش تنش را ترجیح میدهد و این را به دولت ترامپ منتقل میکند.
نشریه آمریکایی نوشت: ریاض که از ابتدا این درگیری(جنگ غیرقانونی علیه ایران) مخالف بود دیپلماتهایی را برای درخواست از واشنگتن برای خودداری از رویارویی فرستاد و اکنون با پیامدهای مستقیم جنگ دستوپنجه نرم میکند. این پیامدها همچنین به تنش در وحدت میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس دامن زده است که اکنون تحت فشار امنیتی و اقتصادی ناشی از درگیری قرار دارند. به طور مثال، رابطه عربستان با امارات متحده عربی به ویژه به دلیل همگرایی روزافزون امارات با اسرائیل و نقش آن در چندین درگیری خارجی، از جمله در یمن زیر ذرهبین رفته است. امارات از ابتکار دریایی عربستان حمایت نکرده است.