سه گروهی که با دولت تدبیر و امید مخالفند
در اينجا بايد گفت که سه گروه با دولت يازدهم مخالفاند و نه نقدشان بلکه دشمني آنها به دوستي تبديل نخواهد شد و اتفاق اين که در اين مخالفت، هيچ نشانهاي از عواطف و رفتار دوستانهاي ديده نمیشود. گروه اول، کسانياند که آرزو داشتند موفقيتها و دستاوردهاي دولت تدبير و اميد میبايست به نام آنها سکه ميخورد ولي توفيق حاصل نشد.
عالمان و صاحبنظران، سه ويژگي را براي نقد برشمردهاند: نخست عاطفه همدردي و وحدت فکري با طرف نقد. دوم، احترام و ستايش فطري و سوم، قضاوت عادلانه. بنابراين عيبجويي و داوري ناعادلانه و تعصبات کورکورانه، از مقوله نقد نيست و اما در مقابل نقد که بايد با انصاف همراه باشد، تحمل نقد هم آن روي سکه است و چون در اين ديار به موضوع نقد و نقدپذيري تامل کنيم، آنها را گرفتار عصبيتهاي قومي و جناحي میبينيم و اصطلاح عاميانه درون فرهنگ ما که هيچ کس نمیپذيرد که ماستش ترش است. به همين جهت آن که عيب میگيرد با چاشني بد و بيراه همراه است و هم آن که پاسخ میدهد، خالي از تهديد و تکفير نيست. حال اگر مصداقي بخواهيم در موضوع باريک شويم، حکايت دولت اعتدال و مخالفان اوست. از اين سو، دولت معتقد است که در آواربرداري دولت پيشين و سنگهاي به چاه انداختهاش، لحظهاي فرونگذاشته و در يک قلم، تورم بالاي چهل درصدي را تک رقمي کرده است و تا پايان دوران خود، به همين ميزان حفظ خواهد کرد. علاوه بر آن دستگاه اجرايي کشور را سر و سامان داده و از آن تفکر ايستايي و قبيلهاي و خانخانان بيرون آورده است و به هر مقولهاي حساب و کتاب اصولي و منطقي بخشيده و نيز به طور ميانگين در دو سال اخير، سالانه هفتصد هزار شغل ايجاد کرده و براي هر کدام از اين مدعيات، مستنداتي مستدل، موجود و قابل دسترسي ارائه است. و... همچنين به موازات سياست و مديريت داخلي و حتي مهمتر از آن، در عرصه سياست خارجي، با حمايت تمام قد رهبري و به کمک تيم ديپلماسي قابل و کاربلد و کارشناس و قاطع و خدوم و معتقد به عزت واقتدار نظام، به نيروي تدبير، نخست خطر جنگ قطعي و برنامهريزي شده را از ايران دور کرد و به تحقيقات هستهای مشروعيت بخشيد و 6 کشور بزرگ و طرف مذاکره ايران هم پذيرفتند که امروز انرژي هستهای از حقوق مسلم ايران است و اين حق را هم نمیتوان از ايران سلب کرد و سرانجام با توافق هستهای (برجام)، ايران در عرصه بينالمللي، وجههاي تازه يافت و از انزوا و تحریمهاي هستهای رهايي پيدا کرد. به استناد اين توافق، شش قطعنامه ناعادلانه شوراي امنيت، يکجا لغو گرديد و با دفع تحریمها، گشايشي خاص حاصل شد و ايران از تنگناهاي تحميلي غرب بويژه آمريکا از مضايق دارويي و تجهيزات پزشکي و مواد خام مورد نياز و انتقال تکنولوژي روز و کارآمد و... بيرون آمد. و نيز پولهاي بلوکه شده ايران به خزانه ما بازگشت که از آن جمله آزادشدن حداقل 22 ميليارد دلار پول متعلق به ايران است. اقدام به بازسازي ناوگان هوايي و جانشين ساختن هواپيماهاي بوئينگ و ايرباس به جاي هواپيماهاي کهنه و از رده خارج شده که اولين هواپيماي ايرباس اعزامي از فرانسه به ايران، طليعه خوشي از اين اقدام ناشي از توافق هستهای است. طرفه اين که اتحاديه اروپا براي بار چندم وفاي به عهد خود را در برجام اعلام نموده در اين مورد به پيمانشکني آمريکا، هشدار داده است و در هر حالتي نسبت به پايبندي خود و ديگران در برجام، اصرار ورزيده است. به لطف برجام، صادرات نفت ايران و ميعانات گازي، هم اکنون به ميزاني رسيده که بعد از انقلاب، اين ميزان، سابقه نداشته است و دهها موارد ديگري که از حوصله اين مقال در مزاياي برجام بيرون است. اما منتقدان مخالف دولت روحاني، با عدم رعايت انصاف، همه اين دستاوردها را که به همت فرزندان صديق اين آب و خاک و اين نظام حاصل شده است ناديده میگيرد و چشم از روي همه اين حقايق فرو میبندند و از برخي تريبونها و رسانهها و روزنامههاي زنجيرهاي که از قضا با هزينه بيتالمال اداره میشود، از ايجاد هيچ بحران و چالشي ابا ندارند و همان گونه که سير امور را در دولت پيشين همه سفيد و مطلوب و بر وفق مراد میديدند، دولت روحاني را همه سياه و نامطلوب و مخالف روند انقلاب و نظام جمهوري اسلامي میبينند و نکته اينجاست که متاسفانه دولت از بيانصافيها و رفتارهاي غيردوستانه، کاسه صبرش لبريز میشود و گاه برميآشوبد که همين برآشفتگي تمرکز و توازن ذهني و فکري دولت را به هم میزند و در حالي که بايد داوري را به مردم و سپس به تاريخ واگذارد و بداند مخالفي که خود را به خواب زده است و قصد حذف طرف مقابل را دارد، هيچگاه به راه نخواهد آمد و لباس دوست دانا و يا دشمن منصف را بر تن نخواهد کرد، به انصاف عيبجو چشم اميد دارد.
در اينجا بايد گفت که سه گروه با دولت يازدهم مخالفاند و نه نقدشان بلکه دشمني آنها به دوستي تبديل نخواهد شد و اتفاق اين که در اين مخالفت، هيچ نشانهاي از عواطف و رفتار دوستانهاي ديده نمیشود. گروه اول، کسانياند که آرزو داشتند موفقيتها و دستاوردهاي دولت تدبير و اميد میبايست به نام آنها سکه ميخورد ولي توفيق حاصل نشد.
گروه دوم، مردماني هستند که منافع خود را از دست دادهاند. بنابراين آن شيرينيهاي در کام، ديگر اجازه مراوده و دوستي با روحاني را نمیدهد. دسته سوم، پيرو منطق «هرچه استاد ازل گفت بگو ميگويم » هستند و چشم به دهان آن دو گروه دارند که تکرار کنند و به خيال خود ثواب اخروي هم براي خود ذخيره نمايند. اما دولت بايد بداند و بايد از تشييع پيکر آيتالله درس آموخته باشد که ملت فهيم و نجيب و اهل تحليل ايران، چيزي را ميداند و ميفهمد که بالاتر از حد و گفت و تلقي و تفکر سه گروه بالاست. دولت روحاني به يقين در انتخابات، اين حقيقت پنهان را خواهد ديد. بنابراين نبايد از اين عيبجوييها و نقدهاي بيمارگونه، نگران باشد و شعور مردم خوب ما را ناديده بگيرد.
منبع: مردم سالاری
ارسال نظر