کد خبر: ۲۰۱۷۵۸
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۸:۰۰
یکی از چیزهایی که در کارم به آن علاقه مندم، این است که می بینم مردم از سمت چپ مربع نقدینگی به سمت راست آن می روند. فرآیند تبدیل زندگی کارمندی به کارآفرینی و مالکیت کسب و کار شبیه به فرآیندی است که در آن کرم ابریشم به پروانه تبدیل می شود.
 یکی از چیزهایی که در کارم به آن علاقه مندم، این است که می بینم مردم از سمت چپ مربع نقدینگی به سمت راست آن می روند. فرآیند تبدیل زندگی کارمندی به کارآفرینی و مالکیت کسب و کار شبیه به فرآیندی است که در آن کرم ابریشم به پروانه تبدیل می شود.

زمان بر است و اغلب به تغییرات زیادی در ذهنیت و نوع رفتار نیاز دارد. یکی از این تغییرات رفتاری این است که بدانید وقتی پول اضافی ای در اختیار دارید، باید با آن چه کار کنید. چه ارثی به شما رسیده باشد، چه پاداش و چه مزایای سالیانه کاری تان، باید بدانید که بهترین روش سرمایه گذاری چیست. افرادی که در سمت چپ مربع نقدینگی قرار دارند، وسوسه خواهند شد که توصیه های معمول برای پس انداز پول را دنبال کنند یا آن را برای خودرو یا مسافرت خرج کنند.

توصیه های معمول، اغلب سرمایه گذاری در برنامه های بازنشستگی یا ادامه دادن زندگی در سطحی پایین تر از حد دلخواهتان است. من مطالب زیادی را درباره این دو مورد نوشته ام و تعجبی ندارد که هیچ کدامشان را تایید نمی کنم. اگر پول اضافی ای به دست آوردید، وقت آن رسیده است که به توصیه پدر پولدار من عمل کنید: آن را در یک نوع دارایی پولساز سرمایه گذاری کنید. اما برای این کار باید از چند قانون اساسی سرمایه گذاری باخبر باشید. این قواعد را پدر پولدارم به من آموخت و من نیز می خواهم آنها را با شما درمیان بگذارم.

قانون شماره یک سرمایه گذاری: بدانید که برای چه نوع درآمدی مشغول به کار هستید.
بسیاری از مردم فقط به پول درآوردن فکر می کنند. نمی دانند که انواع مختلفی از درآمد وجود دارد. پدر پولدار من در طول چندین سال به من آموخت که سه نوع درآمد وجود دارد:

درآمد معمولی: معمولا از طریق شغل اصلی ایجاد می شود. معمولا مالیات زیادی به آن می خورد و به همین دلیل ثروت اندوزی به وسیله این درآمد کار تقریبا غیرممکنی است. ضمنا با دریافت این نوع درآمد، درواقع دارید «زمان»تان را با «پول» مبادله می کنید. توانایی کسب درآمدتان به این بستگی دارد که چه مدت بتوانید کار کنید.

درآمد اوراق: معمولا از طریق اوراق بهادار، سهام و صندوق های سرمایه گذاری به دست می آید. این نوع درآمد نیز مشمول مالیات می شود و به سختی می توان به کمک آن ثروت اندوزی کرد.

درآمد غیرفعال: معمولا از املاک و مستغلات، سرمایه گذاری ها و کارآفرینی پدید می آید. کمترین میزان مالیات شامل آن می شود و در زمینه پتانسیل ثروت اندوزی، بالاترین رتبه را در میان انواع درآمد دارد. پدر پولدارم می گفت: «اگر می خواهی ثروتمند باشی، سعی کن درآمد منفعل به دست آوری.»

قانون شماره دو سرمایه گذاری: تبدیل درآمد معمولی به درآمد غیرفعال
بسیاری از مردم زندگی حرفه ای شان را با درآمد معمولی شغل های کارمندی آغاز می کنند. مسیر ثروت اندوزی از درک این مسئله آغاز می شود که انواع دیگری از درآمد نیز وجود دارد و باید هرچه سریع تر درآمد معمولی را به درآمد غیرفعال تبدیل کرد. او می گفت: «هر سرمایه گذاری باید این کار را انجام دهد. درآمد معمول اش را به درآمد اوراق و سپس غیرفعال تبدیل کند؛ به همین سادگی.» به همین دلیل است که وقتی کسی پول اضافی ای به دست می آورد، به او توصیه نمی کنم که آن را در برنامه های بازنشستگی سرمایه گذاری کرده یا در سطح پایین تری از سطح دلخواهش زندگی کند تا پس اندازی داشته باشد. درعوض به او می گویم که «سهم خودت را کنار بگذار» و آن پول را در دارایی های پولساز سرمایه گذاری کن. خلاصه این که درآمد اضافی تان را به درآمد غیرفعال تبدیل کنید.

قانون سوم سرمایه گذاری: آماده باشید.
بیشتر مردم سعی می کنند پیش بینی کنند که چه اتفاقی در چه زمانی رخ می دهد. اما یک سرمایه گذار واقعی خود را آماده هر اتفاقی می کند. پدر پولدار می گفت: «اگر با تحصیلات، تجربه و سرمایه روز مبادا خود را آماده نسازید، موقعیت های خوب را از دست خواهیدداد.» پدر پولدار این طور ادامه داد که بهتر است آنچه اتفاق خواهدافتاد را پیش بینی نکنید، بلکه تمرکز خود را روی آنچه می خواهید بگذارید، چشمانتان را به خوبی باز کنید تا از همه رویدادها باخبر باشید و عکس العمل درست و به موقعی نسبت به موقعیت هایتان نشان دهید. با یادگیری مادام العمر و به کارگیری دانسته هایتان می توانید به این مهم دست پیدا کنید.

قانون چهارم سرمایه گذاری: معامله های خوب، پول را به سوی خود جذب می کنند.
یکی از بزرگ ترین دغدغه های من به عنوان یک سرمایه گذار تازه کار این بود که در صورت پیدا کردن معاملات عالی، چطور پول کافی را برای سرمایه گذاری در آنها به دست آورم. پدر پولدار گفت: «اگر آماده باشید که یعنی این که علم و تجربه کافی داشته باشید و معامله خوبی پیدا کنید، یا پول راهش را به سوی شما پیدا می کند و یا شما این راه را خواهیدیافت.» درواقع پدر پولدار بر این عقیده بود که جذب پول، بخش ساده ماجراست. قسمت سخت کار این است که معامله ای پیدا کنید که ارزش سرمایه گذاری را داشته باشد. به همین خاطر است که افراد زیادی حاضرند در صورت پیدا شدن معامله ای مناسب و سودآور، سرمایه شان را به سرمایه گذار، یعنی شما بسپارند.

قانون پنجم سرمایه گذاری: ارزیابی ریسک و پاداش ریسک را بیاموزید.
زمانی که دارید به یک سرمایه گذار موفق تبدیل می شوید، باید یاد بگیرید که میزان ریسک و دستاوردهای احتمالی آن را بسنجید. پدر پولدار برایم مثالی زده بود تا این مسئله را به خوبی درک کنم. او از من پرسیده بود: «اگر پسر برادر یا خواهرت بخواهد یک فست فود راه اندازی کند و به 25 هزار دلار سرمایه نیاز داشته باشید، آیا سرمایه ات را به او اختصاص می دهی؟» گفتم: «نه! میزان پاداش ریسک احتمالی در این مسئله خیلی کم است.» او ادامه داد: «بسیار خب. اما اگر به تو بگویم که این پسر برادر یا خواهرت 15 سال از عمرش را در رستوران های زنجیره ای فست فود سپری کرده و آنجا مشغول به کار بوده، کمی بعد به سمت نایب رییس منسوب شده و اکنون دیگر آماده است تا رستوران زنجیره ای خودش را بسازد و تو می توانی تنها با 25 هزار دلار، مالک پنج درصد این کسب و کار شوی، باز هم همین پاسخ را می دهی؟»

گفتم: «این بار دیگر پاسخ مثبت می دهم، چون در قبال ریسکی که انجام می دهم، پاداش احتمالی خوبی را نیز دریافت خواهم کرد.» یادگیری و تسلط بر قوانین سرمایه گذاری نیازمند این است که عمر خود را صرف یادگیری مسائل اقتصادی کنید. این چند تاکتیک شروع خوبی برایتان خواهندبود. بعد از خواندن این مقاله و شناخت اصول اولیه، دیگر به خودتان بستگی دارد که چقدر برای یادگیری بیشتر تلاش کنید.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین عناوین