کد خبر: ۱۷۰۵۰۵
تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۰
"فردی را شکنجه می دادند. شکنجه این فرد بدین صورت بود که یکی از دستان او را در کوره ای با دمای 100 درجه سانتی گراد بالای صفر قراردادند و دست دیگر او را در داخل مبردی با سرمای 100- سانتی گراد قرار دادند. در این حال از او بپرسند، در چه حالی هستی؟ او در پاسخ گفت: بطور متوسط احساس راحتی می کنم."
  حاج محمود عطار، مهدی - شاید کمی دقت و حوصله و بکار گیری از ظرافتهای تربیتی بتواند نسلی را خوش بخت نماید.

دوستی داریم که امسال بعد از 30 سال از آموزش و پرورش بازنشسته می شود، خوب قرار است که جوان ترها بیایند و این مسیر پر مخاطره ی فرهنگی کشور را ادامه دهند. این دبیر با سابقه در میان صحبتهایش مطلبی را بیان کرد که باورش سخت بود، اما یافتنش آسان. بعد از این همه مطلب و نوشته در خصوص چرایی تعطیلی فرهنگ و طراوش این همه ناملایمات اجتماعی و سیر صعودی مجموعه جرایمی در کشور که در حال رویداد است، چراغی در ذهنم روشن شد، پیش خود گفتم شاید یکی از کلیدها را یافته ای!!! دقت بفرمایید در صفحه ی 135 کتاب درسی "آمار و مدل سازی" برای دانش آموزان سال دوم دبیرستان، و برای آموزش درس "میانگین" مثالی زده اند مثال زدنی.

"فردی را شکنجه می دادند. شکنجه این فرد بدین صورت بود که یکی از دستان او را در کوره ای با دمای 100 درجه سانتی گراد بالای صفر قراردادند و دست دیگر او را در داخل مبردی با سرمای 100-  سانتی گراد قرار دادند. در این حال از او بپرسند، در چه حالی هستی؟ او در پاسخ گفت: بطور متوسط احساس راحتی می کنم."

این عین مطلبی است که میلیونها دانش آموز ایرانی می خوانند تا شاید "میانگین" را خوب بفهمند. اینکه آیا مثالی غیر از "شکنجه" کردن انسان ها برای تفهیم مبحث درسی وجود نداشت که این را نوشته اند، به کنار. هرچند همین هم سیاهچاله ای سات عجیب و استثنایی اما اینکه فرد تحت شکنجه هم پاسخی کاملا ریاضیاتی به موضوع می دهد در نوع خود نه تنها منحصر به فرد که شاید منحصر به مغز برخی مولفین باشد.

کرامات انسانی، رافت اسلامی، آموزش انواع مهربانی ها و عشق ورزی ها در نظام آموزش و پرورش دری نایاب شده و محصول چنین مکانیزمی هم تجربه انواع "خفاشهای شب و روز" ، "اسید پاشی" ، "فروپاشی کانون خانواده" ، "ستایش ها و آتنا ها" خواهد بود. همین عدم دقت ها در ظرایف ذهنی فرزندانمان پایه های انحرافات را پیریزی می کند. پیش بینی این جنایت که شاید فردایی تیتر روزنامه ها شود با عنوان "دانش آموزی برای انجام کار کلاسی، همکلاسی خود را از داشتن دست محروم کرد" خیلی با این اوصاف دور از ذهن نیست.

با تمام احترامی که به تک تک دست اندرکاران و زحمت کشان و رهروان مکتب انسان ساز پیامبران در آموزش و پرورش داریم اما دریغ که نمی توانیم به آنچه برای کشور و ملت و نسلهای بعدی نوعی خطر محسوب می گردد ساکت و بی تفاوت باشیم.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین عناوین