کد خبر: ۱۵۵۸۲۵
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۹
حسن روحانی را باید ترکیبی از رئیس دولت اصلاحات و آیت‌ا...‌هاشمی دانست. روحانی در ابعاد سیاسی و اقتصادی گام‌های مثبتی برداشته است. در سیاست راهبرد تعامل و ایجاد محیطی آرام و پرهیز از تنش در داخل و خارج ثبات بسیار مناسبی را برای کشور فراهم کرده است.
در سال ۹۲ حسن روحانی در شرایطی به میدان آمد که برخی از مردم در روزهای آخر دولت اصولگرا در صف دلار و سکه بودند تا در روزهایی که اقتصاد به شدت آسیب دیده بود بتوانند با روش خرید و فروش ارز و سکه درآمدی کسب کنند تا بر تورم بالای ۴۰ درصد فائق آیند. در روزهایی روحانی شجاعانه به میدان آمد که ایران در صحنه جهانی و در انبوه تحریم‌های بین‌المللی همراهی جز ونزوئلا نداشت. حالا شرایط متفاوت است. بازار ارز و سکه به‌گونه‌ای با ثبات است که مردم چشم به راه صرافی‌ها نباشند. تحریم‌های سهمگین هم رفته‌اند و جای خود را به توافقاتی مثل سرمایه‌گذاری غول‌های نفتی چون توتال داده‌اند. همان تحریم‌های کاغذی بالاخره رفتند تا آسمان ایران بعد از حدود ۴ دهه هواپیمای نو و ایمن به خود ببیند. اما انتخابات شرایط خاص خود را دارد، آن‌قدر خاص که همه اینها در نگاه برخی گم شده است. همان گروهی که حامی دولت احمدی‌نژاد بودند هرچند امروز او را از خود نمی‌دانند. درحالی که میان احمدی‌نژادی‌ها و اصولگرایان بحث بر سر این است که کدام یک دیگری را بیشتر قبول ندارند، اما وقتی پای تخریب دولت روحانی در میان باشد همنوا هستند در ندیدن تغییرات مثبت. سید احمد موثقی گیلانی، استاد علوم سیاسی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران، در گفت‌و‌گویی با «آرمان» می‌گوید: «روحانی بهترین گزینه برای منافع ملی و مردم است». مشروح مصاحبه را در ادامه می‌خوانید.

بعد از چنددستگی‌های مختلف به نظر می‌رسد اصولگرایان ابراهیم رئیسی را به عنوان گزینه اصلی خود انتخاب کرده‌اند. رئیسی تا چه اندازه می‌تواند برای اصولگرایان نتیجه‌بخش باشد؟

پیش از هر چیز باید گفت اصولگرایان رای زیادی در جامعه ندارند، به‌ویژه بعد از تجربه هشت سال دولت قبل که اصولگرایان حامی شماره یک آن بودند مردم تمایلی به بازگشت آنها ندارند. شاید پایگاه اجتماعی این گروه را بتوان حدود ۱۰ میلیون نفر تخمین زد. جدای از این شرایط، آنها همچنان در میان خود اختلافاتی دارند، هرچند نشانه‌ها حاکی از این است که بر ابراهیم رئیسی به اجماع رسیدند. در مورد او باید گفت حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی با توجه به ویژگی‌ها و تجربیات شخصی میان مردم رای بالایی ندارد. انتخاب او ازسوی اصولگرایان نشان می‌دهد این جناح محاسبات درستی از شرایط جامعه ندارد. از سوی دیگر رئیسی نه تنها سابقه‌ای در مدیریت اجرایی ندارد بلکه هیچ پارادایم و ایده مشخصی نیز برای اداره کشور ندارد. آنچه تا کنون شنیده شده تنها کلی‌گویی است، در واقع تجربه قضائی برای مدیریت بالاترین سطح اجرایی کشور کافی نیست. به نظر می‌رسد انتخاب رئیسی به عنوان کاندیدای نهایی اصولگرایان نشان از ضعف مجموعه این گروه به لحاظ فکری و سازمانی است. اگرچه بزرگان اصولگرایان بر وی تاکید دارند اما رئیسی در میان مردم از محبوبیت خاصی برخوردار نیست.

حسن روحانی در راستای تحقق وعده‌های خود سال گذشته سند حقوق شهروندی را ارائه کرد. موضوعی که آقای رئیسی در روز ثبت‌نام گفت زمان اجرای حقوق شهروندی است و نه انشا نویسی. با توجه به اینکه حقوق شهروندی از جمله مسائل مورد توجه مردم است، در مورد نظر رئیسی چه دیدگاهی دارید؟

به نظر می‌رسد گفتمان رئیسی درباره حقوق شهروندی با حسن روحانی بسیار متفاوت است و اگر قرار به اجرای حقوق شهروندی باشد نیز به ویژه به دلیل اینکه گفتمان رئیسی برخی امور حقوق شهروندی را غربی می‌پندارد ما اجرایی متفاوت را شاهد خواهیم بود.

محمد باقر قالیباف سومین حضور خود را با دو شکست تجربه خواهد کرد. قالیباف با بیانیه‌ای علیه روحانی و با وعده‌هایی همچون ایجاد ۵ میلیون شغل به میدان نبرد سوم آمد. حضور شهردار تهران در انتخابات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نکته اول این است که گفتمان توسعه در کشور ضعیف است، اما در میان جریان اصولگرایی این ضعف بسیار پررنگ است. اصلاحات نشان داده در ایجاد رشد اقتصادی موفق عمل می‌کند، اما اصولگرایان در این مولفه نیز شکست خورده‌اند. این گروه جایگاهی برای اقتصاد مدرن، بازار آزاد، جهانی شدن، سرمایه‌گذاری خارجی و نظیر آن قائل نیست. در کنار چهره‌های این گروه شخصیت‌های آکادمیک کارکشته که بتوانند تحول در اقتصاد و اشتغال ایجاد کنند، وجود ندارد. اگرچه قالیباف می‌خواهد خود را یک تکنوکرات و مدیر اجرایی نشان دهد اما تجربه او در شهرداری نشان می‌دهد اگر موضوع اشتغال مطرح شود تنها می‌تواند اشتغال در نزدیکان و گروه‌های حامی خود را ۵ برابر کند. آنچه در تفکر اصولگرایی مغفول مانده عدم استفاده از منابع انسانی کارآمد و متخصص است، امری که در واقع نادیده گرفتن شایسته سالاری قلمداد می‌شود. این رویه در دوره هشت ساله احمدی‌نژاد نیز شکل گرفت. عدم شفایت مواضع قالیباف نسبت به توافق هسته‌ای، تبادلات اقتصادی با غرب و نظایر آن نشان می‌دهد اقتصاد مدرن در دیدگاه‌های او وجود ندارد. اگر قالیباف منصفانه دولت یازدهم را قضاوت می‌کرد باید کنترل تورم، نوسازی ناوگان هوایی، برجام و گشایش‌های بخش نفت و گاز و مواردی این چنین را که دولت روحانی با کمترین امکانات و در میان محدودیت‌ها به‌دست آورد را مورد توجه قرار می‌داد.

قالیباف با توجه به دو شکست قبلی با چه دیدگاهی سه‌باره پا به میدان گذاشته است.

هنوز برای پیش‌بینی زود است، حتی ممکن است رئیسی به نفع قالیباف انصراف دهد. به هرحال تمام گزینه‌های اصولگرایان در دور قبل باهم نتوانستند به اندازه روحانی رای بیاورند، درحالی که حتی چهره‌های با سابقه‌تری در دور قبل از این جریان کاندیدا شده بودند. بنابراین طبیعی است آنها از انشعاب دوری کنند. اما نکته اساسی همان‌طور که گفته شد این است که اصولگرایان دارای پایگاه اجتماعی میان جامعه نیستند، به نظر می‌رسد برخی از آنها خودشان نیز می‌دانند که نه تنها گزینه‌های شکست خورده‌ای چون قالیباف که حتی آقای رئیسی هم رای ندارد و اینکه او را با تمام توان به میدان رقابت فرستادند گمانه‌زنی درباره برخی سناریوها را هم محتمل می‌کند که برخی در رقابت قدرت میان خودشان می‌خواهند یک شکست برای آقای رئیسی رقم بزنند. این نکته با توجه به احتمالاتی که برای آینده سیاسی آقای رئیسی مطرح است بیشتر اهمیت می‌یابد.

حامیان رئیس دولت سابق با چه برنامه‌ای وارد کارزار شده‌اند؟

ابتدا باید به این پاسخ داد که چرا آنها از اصولگرایان جدا شدند. برخی اظهارات و همچنین نامه‌نگاری آنها با رئیس دولت اصلاحات نشان می‌دهد آنها به خوبی دریافته‌اند که برای جذب پایگاه اجتماعی باید از اصولگرایان دور شوند و در عوض خود را به گونه‌ای به اصلاح‌طلبان بچسبانند. به‌دست آوردن پایگاه اجتماعی و درواقع مشروعیت اصلاح‌طلبان هدف اصلی آنها به شمار می‌رود. آنها در هشت سال حضور در مدیریت اجرایی با رویکردی پوپولیستی توانستند از میان طبقه فرودستان پایگاهی برای خود ایجاد کنند. در واقع یک رابطه دو طرفه به وجود آمده است و طبقه پایین جامعه آنها را حمایت می‌کنند. از منظر اقتصاد سیاسی ضعف‌های اقتصادی و فسادهایی که وجود دارد بخشی از جامعه را مستعد پذیرش آنها می‌کند.

همان‌طور که اشاره کردید حامیان رئیس دولت قبل می‌خواهند خود را نیروهایی تغییر خواه که به دنبال اصلاح هستند نشان دهند. آیا این گروه واقعا متحول شده‌اند؟

چنین تحولی رخ نداده است، آنها دریافته‌اند که اکثریت جامعه خواهان تغییر شرایط هستند، یعنی همان رویکردی که اصلاح‌طلبان دارند و از طریق آن به دنبال بهبود شرایط حرکت می‌کنند، اما برخلاف اصلاح‌طلبان که تحولخواهی ذات گفتمان آنهاست حامیان رئیس دولت سابق این این موضوع به عنوان یک ابزار برای دستیابی به قدرت استفاده می‌کنند.گفتمان آنها همانی است که ۸ سال اجرا کردند. نکته دیگری که درباره این گروه باید افزود اینکه آنها متخصص ایجاد حاشیه هستند و تنها راه برای ادامه حیات سیاسی خود را در این می‌دانند.

در میان همه این مخالفانی که تفاوت‌های مختلفی داشتند یک نقطه اشتراک وجود دارد و آن هم تخریب همه‌جانبه دولت روحانی است.

هرگاه با رای مردم رئیس جمهوری آمده که دارای دیدگاهی متفاوت از برخی افراد و گروه‌هاست این هجمه‌ها شدت گرفته است. در واقعا گروه‌های سنتی که نگران از تغییر و تحول هستند چنین دولت‌هایی را علیه منافع جناحی و گروهی خود می‌دانند. مطابق با دیدگاهی از ساموئل‌هانتینگتون در جوامع توده‌ای برخی به دنبال منافع گروهی خود هستند، بدون قضاوت اینکه چه هزینه‌هایی برای منافع ملی دارد. از طرف دیگر چهار سال آتی در کشور می‌تواند بسیار حساس باشد. به همین دلیل این گروه می‌خواهد رئیس جمهوری از جنس تفکر خودش را در راس قدرت اجرایی ببیند.

یکی از مهم‌ترین انتقاداتی که به روحانی می‌شود نوع رابطه او با غرب و همچنین دستاوردی به نام برجام است که اصولگرایان معتقدند هیچ نتیجه‌ای نداشته است. نگاه شما به برجام و گفتمان سیاست خارجی دولت چگونه است؟

توافق هسته‌ای یکی از مهم‌ترین اقدامات مثبت روحانی بود که به‌ویژه در دوره جدید ترامپ ارزش آن چند برابر است. موضوعی که برخی نمی‌خواهند آن را بپذیرند، تفاوت‌هایی است که میان ترامپ و اوباما وجود دارد. وقتی ترامپ ۵۴ میلیارد دلار بودجه نظامی خود را افرایش داده و تقویت و بازسازی ارتش و زیرساخت‌های تسلیحاتی آمریکا را مدنظر قرار داده بدیهی است او می‌خواهد از این ظرفیت استفاده کند. به‌ویژه به این دلیل که آمریکا به لحاظ اقتصاد در سال‌های اخیر با مقداری ضعف روبه‌رو شده است، ترامپ به دنبال این است که کاهش قدرت را با اهرم نظامی بپوشاند. تحلیلگران و منابع نزدیک به دولت جدید آمریکا اعلام کردند حمله موشکی ترامپ به سوریه و همچنین استفاده از بمب ۱۰ تنی در افغانستان که با نام مادر بمب‌ها شناخته می‌شود یک پیام بوده است. در چنین شرایطی که او به دنبال بهانه است اهمیت برجام که اجماع جهانی علیه ایران را شکست بیش از پیش مشخص می‌شود. حسن روحانی با برجام به دنبال ایجاد یک بالانس در روابط خارجی بود. مانور روی این موضوع که روحانی و ظریف غربگرا هستند در واقع سیاستی است که کرملین نیز به دنبال القای آن است. در واقع این گروه در داخل با چنین هجمه‌هایی در راستای اهداف روسیه گام برمی‌دارند. بدیهی است که گفتمان روحانی با تعامل جهانی توانست ایران‌هراسی را تا حد بسیاری کاهش دهد. در واقع اگر مخالفان روحانی در انتخابات پیروز شوند با توجه به گفتمان آنها و اینکه ترامپ به دنبال بهانه است. بدون تردید تحرکات رئیس جمهور آمریکا بیشتر می‌شود. آمریکا حتی برخی تحریم‌های موشکی را نیز به بعد از انتخابات موکول کرد. آمریکایی‌ها و افکار عمومی جهان به خوبی تفاوت وجود یک دولت میانه‌رو یا مخالف میانه‌روی را درک می‌کنند. درحالی که روحانی با برجام ایران را از وضعیت قبل خارج کرد، مخالفان او با رویه مخالفت با برجام ایران را دوباره به همان شرایط بر می‌گردانند. از سوی دیگر این توافق در بعد اقتصادی، تحریم‌های نفتی و بانکی را از پیش روی کشور برداشت که نبض اقتصاد ایران است. سرمایه‌گذاری‌هایی که در بخش‌های نفت و گاز و دیگر بخش‌ها در حال شکل‌گیری است در اقتصاد آینده ایران بسیار موثر خواهد بود.

با وجود تخریب‌ها کارنامه رئیس جمهور چقدر قابل دفاع است؟

حسن روحانی را باید ترکیبی از رئیس دولت اصلاحات و آیت‌ا...‌هاشمی دانست. روحانی در ابعاد سیاسی و اقتصادی گام‌های مثبتی برداشته است. در سیاست راهبرد تعامل و ایجاد محیطی آرام و پرهیز از تنش در داخل و خارج ثبات بسیار مناسبی را برای کشور فراهم کرده است. در اقتصاد نیز برای بهبود اوضاع اقتصادی، ایجاد شغل و انعقاد قراردادهای همکاری و سرمایه‌گذاری اقدامات مختلفی شده است. در مجموع دولت روحانی یک دولت روبه‌جلو و پیشرفت است. در همین راستا او باید تغییرهایی را هم انجام دهد. برخی تغییرات در کابینه و حلقه مشاوران می‌تواند حرکت دولت را به سمت پیشرفت تسریع کند. نکته‌ای که درباره توسعه اقتصاد قابل ذکر است اینکه توسعه اقتصادی و سیاسی باید همراه با هم پیش برود. این نکته تا حدودی در دولت روحانی شکل گرفته اما باید به آن بیشتر توجه شود. اینکه روحانی توانسته عقلای هر دو طیف اصلاح‌طلب و اصولگرا را با خود همگام کند و در یک فرایند آشتی جویانه مسیر پیشرفت را برای کشور فراهم کند، بسیار حائز اهمیت است.

کمتر از یک ماه به انتخابات باقی است، مردم در این انتخابات با یک تصمیم بزرگ روبه‌رو هستند. برخی معتقدند باید دوباره به روحانی رای داد. ارزیابی شما از موضوع چیست؟

شاید برخی مطالبات سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی مردم هنوز از سوی دولت روحانی شکل نگرفته است اما وقتی به نامزدهای انتخابات نگاه می‌کنیم لزوم حمایت از روحانی بیش از همیشه احساس می‌شود. روحانی یک حرکت روبه‌جلو را آغاز کرده و اکنون در میان راه است. بدون شک در این انتخابات روحانی بهترین گزینه است و منافع ملی بیش از همه با او تامین خواهد شد. لازم است بخش خاکستری جامعه که در رای دادن مردد هستند وارد میدان شوند و از روحانی حمایت کنند، چرا که عدم حمایت از روحانی یعنی به قدرت رسیدن محافظه‌کارانی که با تغییر شرایط مخالف هستند و این یعنی مطالبات مردم بیش از همیشه بدون پاسخ خواهد ماند. عدم حمایت از روحانی در شرایط فعلی از سوی نخبگان پذیرفتنی نیست. بنابراین حمایت از روحانی باید به‌شکلی فراگیر در جامعه دنبال شود تا آنچه در چهار سال گذشته به‌دست آمده یک‌شبه هدر نرود.

اما علاوه بر انتخابات یک موضوع مهم دیگر این روزها سوریه است. تشدید بحران در این کشور و حضور ترامپ، موضوعی که البته به انتخابات نیز بی ربط نیست. دولت آینده ایران باید در این زمینه چگونه عمل کند؟

دولت سوریه باید موضوع اصلاح و تغییر را جدی بگیرد و وقتی به اهمیت اصلاحات توجه کرد کشور اسیر دخالت بازیگران متعدد قرار نخواهد گرفت. ایران تا کنون و به درخواست دولت سوریه تلاش‌های بسیاری کرده و البته هزینه‌های گوناگونی هم پرداخت کرده است. به ویژه چون ما در زمین و به انواع مختلف چون مستشاری از آنها حمایت می‌کنیم شرایط سخت‌تری را تجربه کردیم تا کشوری مانند روسیه که تنها از هوا درگیر است. سوریه نیازمند استفاده از تجربه برجام است و ایران باید با این راهبرد و با همکاری با بازیگران بین‌المللی و از طریق یک مسیر دیپلماتیک و مذاکره راه‌حل را پیدا کند تا مردم سوریه که بیش از همه آسیب دیدند به آرامش برسند. ایران باید به این نکته توجه کند که برخی دشمنان منطقه‌ای همچون اسرائیل و عربستان تلاش می‌کنند کشورمان را سیبل قرار دهند. چنین وضعیتی خطرناک است آن‌هم در شرایطی که عربستان درحال ایجاد یک ناتوی اسلامی با حمایت آمریکا است و بالاخره ژنرال با تجربه پاکستانی راحیل شریف موافقت خود را برای فرماندهی ائتلاف سعودی اعلام کرده است. ایران باید موضوع سوریه را از مسیر دیپلماسی حل کند و دولت روحانی توانایی چنین کاری را دارد. نباید فراموش کرد تکیه بیش از اندازه در این مسیر بر مسکو خطرناک است و روسیه بارها نشان داده که قابل اطمینان نیست.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین عناوین