کد خبر: ۱۴۷۷۴۴
تاریخ انتشار: ۰۴ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۵:۳۵
پس از مواضع اردوغان در بحرین، در نشست امنیتی مونیخ آلمان نیز، شاهد سخنان مولود چاوش اوغلو وزیر امور خارجه ی ترکیه علیه جمهوری اسلامی ایران بودیم. او نیز ایران را به این متهم کرد که می خواهد هر دو کشور سوریه و عراق را شیعی کند!
دستمالی، محمد - مواضع تند اردوغان و چاوش اوغلو علیه ایران در بحرین و آلمان، موجب آن شد که تهران، سفیر ترکیه را برای اعلام اعتراض و گلایه به ساختمان وزارت امور خارجه فرا بخواند. محمدعلی دستمالی در این یادداشت بر زمینه ها و چرایی موضع گیری های این دو مقام ترکیه ای و تنش ها و اختلافات آتی بین ایران و ترکیه پرداخته است.

تحلیل واقع بینانه ی نقش و رویکرد منطقه ای و شرایط جغرافیایی، سیاسی و اجتماعی حاکم بر مناسبات ایران وترکیه، ما را به این واقعیت می رساند که بروز تنش های گهگاهی در روابط این دو قدرت جدی خاورمیانه، نه تنها طبیعی، بلکه اجتناب ناپذیر است! شاید باید تعارف را کنار گذاشت و این حقیقت عینی را پذیرفت که ایرن و ترکیه، بیش از آن که دو رفیق ازلی - ابدی، دو شریک خوب و وفادار، یا دو دوست راهبردی باشند، دو «رقیب» جدی هستند. رقبایی که هر کدام از آنها در پرونده های مختلف و گفتمان های ویژه ی خود، دارای حرص و آزمندی و اصرار خاصی هستند و بخواهیم یا نخواهیم، در طول و عرض این رابطه، چیزی به نام تنازع منافع و گاه تزاحم منافع وجود دارد. از دیگر سو، مسائل مهمی همچون اشتراک در دو حوزه ی قومی - هویتی کُردی و آذری، تفاوت آشکار رویکردهای دو کشور به دین (یکی مبتنی بر حکومت دینی و دیگری لائیست اما مدافع دین)، آمریکاستیزی ایران و آمریکاستایی ترکیه، سردمداری ایران در جریانی موسوم به محور مقاومت و عضویت ترکیه در ناتو و مسائل مهم دیگری از این دست، شرایط جغرافیایی خاص ومجموعه ای از فاکتورهای متنوع منطقه ای و جهانی، در کنار خاطراتی که بر حافظه ی تاریخی متقابل سایه انداخته و از چالدران تاکنون همواره مفهوم «رقابت» را حفظ کرده و پرورده، همگی دست به دست هم داده اند تا روابط ترکیه و ایران به رابطه ای «خاص» تبدیل شود که شاید نظیر و مانند آن در الگوها و نگرش های حاکم بر دانش روابط بین الملل و تحلیل اختلافات کشورهای دیگر، بسیار نادر و نایاب باشد.

با این مقدمه سراغ تحلیل چرایی دو مثال و مصداق جدید از مواضع تند سران ترکیه علیه ایران می روم دکه منجر به گلایه و اعتراض شدید ایران و فراخوانده شدن سفیر ترکیه در ترهان به ساختمان وزارت خارجه شد.

رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه، در هفته ی گذشته و در جریان سفر به سه کشور عضو عضو شورای همکاری کشورهای عربی خلیج فارس (بحرین، عربستان سعودی و قطر)، در سخنرانی خود در بحرین، در بخش پرسش و پاسخ بعد از سخنرانی، در جواب سوالی در مورد عراق و سوریه، دو بار از عبارت «ملی گرایی فارس» (Fars milliyetçiliği)، سخن به میان آورد! اردوغان بر این باور است که در عراق و سوریه، با اتکاء بر مفهوم ملی گرایی فارس، تلاش برای تجزیه ی ان دو کشور، در جریان است! پرواضح است که این سخن تند اردوغان، با رفتارهای جمهوری اسلامی در این دو کشور، انطباق ندارد. چرا که جمهوری اسلامی ایران نه تنها در خارج و در حوزه های موسوم به عمق استراتژیک خود، بلکه حتی در داخل نیز، گرایشی به ملی گرایی فارسی ندارد و اگر اردوغان به روال سالیان گذشته اعلام می کرد که ایرن در عراق و سوریه به دنبال حفظ و گسترش آرمان ها و باورهای تشیع است، دست کم از نظر مخالفین، اندکی باورپذیرتر به نظر می رسید. اردوغان در شرایطی در بحرین، چنین تند علیه ایران موضع گرفت که تنها یک روز پس از او، حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران نیز در سفر به کویت و عمان، تلاش کرد تا روابط ایران با بخشی از کشورهای عربی را بهبود ببخشد.

پس از مواضع اردوغان در بحرین، در نشست امنیتی مونیخ آلمان نیز، شاهد سخنان مولود چاوش اوغلو وزیر امور خارجه ی ترکیه علیه جمهوری اسلامی ایران بودیم. او نیز ایران را به این متهم کرد که می خواهد هر دو کشور سوریه و عراق را شیعی کند!

بر این باورم که مواضع اردوغان و چاوش اوغلو را باید به عنوان آغاز مقطع جدیدی از تنش های دو رقیب منطقه ای جدی و قدرتمند تحلیل کرد که رفته رفته در پرونده ی سوریه به فینال نزدیک می شوند و همچنان که در مذاکرات آستانه ی قزاقستان نیز مشاهده شد، حتی اگر در یک سوی یک میز و در یک ابتکار عمل دیپلماتیک، در یک گروه قرار بگیرند، باز هم با توجه هب اصل تنازع و تزاحم منافع، لاجرم، تنش ها و اختلافات آنان، ظهور و بروز پیدا خواهد کرد. اما با این حال، بردن دامنه ی اختلافات به سمت و سوی مواضع رسانه ای و سپردن سرنوشت روابط دو کشور به تحلیل گران و یادداشت نویس ها و آتش بارهای تبلیغاتی، اقدام غلطی است و حتی اگر به قول جناب قاسمی سخنگوی دستگاه دیپلماسی، اردوغان تحت تاثیر هیجانات جوّ حاکم بر سخنرانی بحرین، قرار گرفت، چاوش اوغلو نباید در نشست مونیخ، به سمت و سویی می رفت که تحلیل برآیند سخنان او، در کنار مواضع اسرائیل و عربستان سعودی به چشم بیاید.

ترکیه در سوریه، به شکل جدی به دنبال تشکیل منطقه ی امن است و علاوه بر رضایت و حمایت کشورهای عربی، هم از روسیه چراغ سبز گرفته و هم به امید کسب امضای نهایی از تیم ترامپ، در حال فعالیت است. ترکیه همزمان، در میدان نظامی نیز در جرابلس و الباب از حرکت باز نایستاده و برای رقه نیز برنامه دارد! آنکارا امیدوار است که در مذاکرات ژنو، اندک اندک فاز تزریق مخالفین در دولت سوریه و نیز فاز تشکیل منطقه ی امن در کنار نفوذ میدانی در الباب و رقه، عملی شود و بر آینده ی سوریه اثر بگذارد. این در حالی است که تهران، همچنان به دنبال حفظ بشار اسد در موقعیت کنونی است و با مخالفین جدی حاضر بر روی ارض واقع، ارتباط چندانی برقرار نکرده است و آن گونه که به نظر می رسد، تنش و اختلاف -دست کم در این پرونده- بین ترهان و آنکارا ادامه خواهد داشت.

در پایان باید به این نکته اشاره کرد که ایران نیز می تواند در واکنش به مواضع اردوغان و چاوش اوغلو، به مصادیق و مثال هایی از رویکردهای ترکیه نسبت به ترکمان های عراق و سوریه، اخوانی های مصر و سوریه، اهل سنت عراق، مسائل آذربایجان و ارمنستان، قبرس، مسلمانان چین و مثال های دیگر، اشاره کند.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین عناوین