فارنافرز: اتکای دولت دونالد ترامپ به توافقهای مقطعی و معاملهمحور، راهی به صلح در خاورمیانه نخواهد برد

نشریه فارنافرز در تحلیلی با بررسی شکست تفاهمنامه آمریکا و ایران، تاکید کرد که اتکای دولت دونالد ترامپ به توافقهای مقطعی و معاملهمحور، بدون پرداختن به ریشههای اختلافات، نهتنها صلحی پایدار در خاورمیانه ایجاد نکرده، بلکه خطر بازگشت جنگ، شکلگیری بلوکهای رقیب و ورود منطقه به چرخهای از درگیریهای مستمر را افزایش داده است.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید، نشریه فارنافرز در تحلیلی نوشت که تفاهمنامه آمریکا و ایران که در ماه ژوئن با هدف توقف درگیریها، بازگشایی تنگه هرمز و ایجاد یک فرصت ۶۰ روزه برای ادامه مذاکرات امضا شده بود، اکنون عملاً از هم پاشیده و تجارت دریایی در تنگه هرمز نیز مختل شده است.
به روایت ایرنا، این تحلیل تاکید میکند شکست این توافق از ابتدا قابل پیشبینی بود، زیرا مهمترین اختلافات میان تهران و واشنگتن به آینده موکول شد؛ رویکردی که نویسنده آن را ویژگی اصلی سیاست خارجی دونالد ترامپ میداند.
به نوشته فارنافرز، همین الگو پیشتر در آتشبس غزه و توافقهای موسوم به «ابراهیم» نیز دنبال شد؛ توافقهایی که دستاوردهای کوتاهمدتی برای طرفها ایجاد کردند اما ریشه بحرانها را حل نکردند.
به نوشته این نشریه، توافقهای محدود مانند آتشبس یا تبادل اسرا میتوانند در کاهش موقت تنش موثر باشند، اما زمانی که جایگزین فرآیندهای دشوار سیاسی، ایجاد نهادهای پایدار و مصالحههای اساسی شوند، در نهایت به شکست میانجامند. از این منظر، آتشبس بدون دیپلماسی مستمر تنها فرصتی برای آماده شدن طرفهای درگیر جهت آغاز دور جدیدی از جنگ خواهد بود.
فارنافرز می افزاید که این خطر در خاورمیانه به دلیل پیوستگی بحرانهای منطقهای دوچندان است. به نوشته این نشریه، هرگونه تنش در یک جبهه میتواند به سرعت به سایر نقاط منطقه سرایت کند و تا زمانی که نگرانیهای امنیتی متقابل برطرف نشود، درگیری میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی بارها تکرار خواهد شد.
این گزارش با مقایسه شرایط کنونی جهان با اروپا در آستانه جنگ جهانی اول، هشدار میدهد که کاهش نقش نهادهای چندجانبه، تکیه بر توافقهای مقطعی، رقابت قدرتهای بزرگ و بیاعتمادی متقابل، میتواند زمینهساز بحرانهایی شود که کنترل آنها دشوار خواهد بود.
فارنافرز همچنین به سیاست دولت ترامپ در قبال کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اشاره کرده و مینویسد مقامات این کشورها تصور میکردند روابط نزدیک شخصی با ترامپ و سرمایهگذاریهای اقتصادی، نفوذ بیشتری بر تصمیمات واشنگتن ایجاد خواهد کرد، اما حملات نظامی آمریکا به ایران و پیامدهای آن نشان داد این تصور با واقعیت فاصله دارد و دولتهای عربی نتوانستند مانع آغاز جنگ شوند.
در بخش دیگری از این تحلیل، توافقهای ابراهیم نیز نمونهای از دیپلماسی معاملهمحور توصیف شده که با عادیسازی روابط برخی کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی، بدون حل مساله فلسطین، تنها بحران را به تعویق انداخت و در نهایت زمینه تشدید درگیریهای سالهای بعد را فراهم کرد.
فارنافرز هشدار میدهد که با فروپاشی تفاهمنامه ایران و آمریکا، احتمال بازگشت رژیم صهیونیستی به جنگ، افزایش فعالیت متحدان منطقهای تهران و گسترش درگیریها به دریای سرخ و تنگه بابالمندب وجود دارد؛ رخدادی که در صورت همزمانی با اختلال در تنگه هرمز، میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته باشد.
این گزارش همچنین میافزاید همزمان بلوکهای امنیتی جدیدی نیز در منطقه در حال شکلگیری هستند؛ از یک سو مصر، پاکستان، عربستان و ترکیه همکاریهای خود را افزایش دادهاند و از سوی دیگر رژیم صهیونیستی و امارات روابط امنیتی نزدیکتری برقرار کردهاند. این روند، همراه با افزایش مسابقه تسلیحاتی و نبود سازوکارهای ارتباطی میان بازیگران منطقه، خطر سوءبرداشت و وقوع جنگهای گستردهتر را افزایش میدهد.
فارنافرز در پایان تاکید میکند دستیابی به صلح پایدار تنها از طریق یک توافق جامع امکانپذیر است؛ توافقی که علاوه بر رفع تحریمها، شامل تضمینهای امنیتی معتبر، سازوکارهای حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، تفاهمهای منطقهای درباره عدم تجاوز و ایجاد یک چارچوب امنیتی فراگیر با مشارکت کشورهای منطقه و نهادهای بینالمللی باشد.
به باور نویسنده، هرچند چنین توافقی در شرایط کنونی دور از دسترس به نظر میرسد، اما در بلندمدت واقعبینانهتر از توافقهای محدود و مقطعی است و تنها راه جلوگیری از گرفتار شدن خاورمیانه در چرخهای از جنگهای دائمی خواهد بود.