تحلیلگر مسائل بینالملل: در اوج جنگ نیز دیپلماسی برقرار است

یک تحلیلگر مسائل بینالملل با تاکید بر اینکه با وجود اعلام شکست مذاکرات، نمیتوان پایانی برای دیپلماسی در نظر گرفت، گفت: در اوج جنگ نیز دیپلماسی برقرار است؛ آنچه تاریخ انقضا دارد، توهماتی است که برخی کشورها بر مبنای آن دیپلماسیشان را طراحی میکنند.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید؛ داریوش پایسته در گفتوگو با ایسنا اصلیترین ویژگی مذاکره اخیر نسبت به مذاکرات گذشته را «وقوع پس از جنگ» دانست و اظهار کرد: اکنون دو طرف یکدیگر را در صحنه عملیاتی ارزیابی کردهاند و با این هماوردی، مشخص شد که طرف آمریکایی نسبت به گستره جغرافیایی و نوع نگاه مردم و موضوعات جامعهشناختی ایران، کاملا دچار اشتباه راهبردی شده و لاجرم به وسیله پروپاگاندای مجازی دنبال مفری برای خروج از جنگ و ورود به مذاکره شده است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه در این مذاکرات ما پیروز شدیم، اظهار کرد: اراده یک ملت در برابر خواست مکانیکی یک سیاست پیروز شد. تمام آحاد ملت با کنشگری فعالشان نشان دادند ایران محل باجدهی به متخاصم نیست و از سوی دیگر پشت مذاکرهکنندگان ایستادند. تا قبل از نیمقرن اخیر، ما در هر مذاکرهای که وارد میشدیم تکهای از خاک ایران را رها میکردیم؛ در جنگهای صفویه و به ویژه قاجار با پیمانهای آخال، عهدنامه گلستان، ترکمنچای و ارزنهالروم بخشی از خاک کشور را از دست دادیم و در دوران پهلوی نیز طی مناقشات بینالمللی بحرین را پس از جنگ جهانی واگذار کردیم.
پایسته با بیان اینکه زیادهروی ترامپ و سنگاندازی نتانیاهو به طور همزمان، مذاکره را بینتیجه گذاشت، گفت: درهمتنیدگی منافع اسرائیل و آمریکا از منظر حیثیتی، هژمونیک، راهبردی و هزینههای داخلی باعث شد آمریکا در دام نتانیاهو بیفتد. از منظر راهبردی، نگاه بلندمدت آمریکا برای مهار چین، تلاش رژیم برای تحمیل پیمان ابراهیم به کشورهای عرب و آرزوی دستیابی به انزوای ایران باعث شد در سیاستگذاری جنگ علیه ایران با یکدیگر همراه شوند. اما در این میان، کاملا ملموس است که اروپا به دلیل فاصله راهبردی با آمریکا در مورد گرینلند، در جنگ علیه ایران همراهی نکرده است.
او با تاکید بر اینکه با وجود اعلام شکست مذاکرات، نمیتوان پایانی برای دیپلماسی در نظر گرفت، بیان کرد: در اوج جنگ نیز دیپلماسی برقرار است. آنچه تاریخ انقضا دارد، توهماتی است که کشورها بر مبنای آن دیپلماسیشان را طراحی میکنند. مادامی که آمریکاییها توهمات و منافع راهبردی کلان خودشان را یکجانبه بیان کنند، هیچگاه دیپلماسی به معنای واقعی محقق نخواهد شد. خوشبختانه ما به لحاظ شکلی، محتوا و ایدئولوژیک به غنا و بلوغ جامعه رسیدهایم و مردم با کنشگری خود میتوانند آمریکا را مهار کنند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به میزان انعطافپذیری طرفین در این مذاکرات، اظهار کرد: همین که ما با قاتلان دانشآموزان، سربازان و رهبرانمان پای یک میز نشستهایم، یعنی اوج انعطاف را داشتهایم. به نظرم چون دشمن انعطاف ما را از روی نگاه صلحجویانه ما در ادوار گذشته دانست، گمان برد که در موضع ضعف قرار گرفتهایم لذا زیادهخواهیهایی از جمله حقوق تنگه هرمز را مطرح کردند.
پایسته ادامه داد: حقوق این تنگه پس از جنگ جهانی دوم از ایران سلب شده بود و الان هم ناجوانمردانه خواستار سلب مجدد برقراری رژیم حقوقی ما بر تنگه شدند، در صورتی که این تنگه مال ایران است و منافعش نیز باید از آن ما باشد. لذا خواسته ما معطوف به حق تعیین سرنوشت، آزادی عمل و تعیین کردن رژیم حقوقی خلیج فارس است. تفکرات آمریکا در مورد ایران باید از سوی آمریکاییها اصلاح شود.
او با اشاره به تهدید ترامپ نسبت به محاصره دریایی ایران، اظهار کرد: با همراهی کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس ممکن است در مدت کوتاهی این محاصره انجام شود، اما هیچ منفعتی برای هیچ کس از اروپا گرفته تا کشورهای خلیجفارس ندارد، زیرا بدین ترتیب، قیمت نفت و انرژی باز هم بالا میرود و افزایش آن با تحت تأثیر گذاشتن فرودگاهها و نیروگاهها به ویژه در اروپا، به مناقشه بینالمللی خارج از منطقه تبدیل خواهد شد.