ابعاد وحشت اعراب از جنگ احتمالی آمریکا و ایران

کد خبر: ۳۹۲۲۶۹
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۴۰
خطر برای کشورهای خلیج فارس چندبُعدی است. نخست اینکه، تهدید فیزیکی مستقیم وجود دارد. ایران بارها اعلام کرده که پایگاه‌های آمریکا در منطقه اهداف مشروع هستند. حمله ژوئن ۲۰۲۵ به پایگاه هوایی العدید آمریکا در قطر که پس از حملات آمریکا در جریان جنگ ۱۲روزه رخ داد، گرچه تلفات نداشت، اما همچنان خاطره‌ای تازه و هولناک برای سران خلیج فارس به شمار می‌رود.

ابعاد وحشت اعراب از جنگ احتمالی آمریکا و ایران

 همزمان با تجمیع گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه با هدف آنچه حمله به ایران خوانده می‌شود، متحدان واشنگتن در خلیج فارس یعنی همان کشورهایی که پایگاه‌های نظامی آمریکا را در دل خود جا داده‌اند و با دلهره خود را برای واکنش احتمالی ایران آماده می‌کنند، از تشدید تنش به‌شدت وحشت‌ زده‌اند و در حال رایزنی با واشنگتن برای جلوگیری از آن هستند.

«ریسپانسیبل استیت‌کرافت» با اشاره به میزان و وسعت تجمیع نظامی آمریکا (در منطقه) مدعی شده است که دست‌کم ۱۰۸ فروند هواپیمای سوخت‌رسان در منطقه عملیاتی سنتکام (فرماندهی مرکزی نیروهای تروریستی ارتش آمریکا در منطقه) یا در مسیر آن قرار دارند. به ادعای برخی افسران نظامی، حملات می‌تواند «هر لحظه» آغاز شود.

در میان ناظران منطقه‌ای، نگرانی و بدبینی به طور فزاینده‌ای احساس می‌شود؛ با توجه به وسعت و گستردگی این تجمیع نیرو، به نظر می‌رسد که برای دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا دیگر راه آبرومندانه‌ای وجود ندارد که حملات را لغو کند و از وضعیتی که بی‌دلیل خود را در آن گرفتار کرده است، رهایی ببخشد.

بدر السیف، استادیار تاریخ در دانشگاه کویت معتقد است «بمباران ایران با منافع کشورهای عربی خلیج فارس همخوانی ندارد. این اتفاق می‌تواند به هژمونی بی‌سابقه اسرائیل منجر شود که به سود کشورهای خلیج فارس نخواهد بود.»
اما در حالی که طراحان و برنامه‌ریزان نظامی آمریکا فهرست اهداف را بررسی می‌کنند، تنها چیزی که به چشم عراق و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس می‌آید، خطر است.

آنا جیکوبز خلف، تحلیلگر مسائل خلیج فارس و عضو غیرمقیم اندیشکده «موسسه کشورهای عربی خلیج فارس»، ماه گذشته به الجزیره گفت که «شاید این کشورها بدشان نیاید حکومت ایران تضعیف شود، اما بیش از هر چیز نگران سناریوی هرج‌ومرج و ناپایداری در ایران هستند.»

از ژانویه تاکنون، عربستان سعودی، قطر و عمان به همراه ترکیه و مصر، برای بازگرداندن واشنگتن و تهران از لبه پرتگاه، درگیر دیپلماسی فشرده‌ای بوده‌اند. به ادعای این رسانه، این(دیپلماسی فشرده) نه از سر همدلی با تهران، بلکه به این دلیل است که می‌دانند در خط مقدم هرگونه اقدام تلافی‌جویانه ایران قرار خواهند گرفت و افزون بر این، با پیامدهای پس از فروپاشی احتمالی نظام در ایران مواجه می‌شوند.

به گفته گالیپ دالای، تحلیلگر منطقه‌ای، افزون بر بی‌ثباتی اقتصادی و امنیتی احتمالی، یک واقعیت دیگر نیز وجود دارد و آن هم این است که «اسرائیل به‌عنوان قدرتی در حال ظهور در منطقه، از فروپاشی نظام ایران بیشترین منفعت را می‌برد.»

او این هفته در یادداشتی برای «چتم‌هاوس» ادعا کرد که «قدرت ایران در سراسر منطقه کاهش یافته و چشم‌انداز نظم منطقه‌ای با محوریت ایران فروکش کرده است. از نگاه رهبران خاورمیانه، تهدیدها دستخوش تغییر شده‌اند؛ اکنون بزرگ‌ترین خطر، اسرائیلی توسعه‌طلب و ستیزه‌جو و همچنین هرج‌ومرج ناشی از فروپاشی احتمالی نظام سیاسی ایران است.»

بدر السیف، استادیار تاریخ در دانشگاه کویت نیز به نیویورک‌تایمز گفته است که «بمباران ایران با محاسبات و منافع کشورهای عربی خلیج فارس همخوانی ندارد. خنثی‌سازی نظام کنونی، چه از طریق تغییر رژیم و چه پیکربندی مجدد رهبری داخلی، می‌تواند به هژمونی بی‌سابقه اسرائیل منجر شود که به سود کشورهای خلیج فارس نخواهد بود.»

به نوشته نگارنده این مطلب، برای عراق که عمده جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌دهند، خطر ناآرامی سیاسی و اجتماعی در کمین است. این کشور پس از دهه‌ها آشوب و به‌ویژه پس از حمله آمریکا در سال ۲۰۰۳، همچنان برای شکل دادن به نظام سیاسی باثبات و دولتی منسجم، در تقلاست. بغداد به‌شدت خواستار دور ماندن از این درگیری است.

یک کارشناس آگاه به سیاست عراق که به شرط حفظ هویت با «ریسپانسیبل استیت‌کرافت» گفت‌وگو کرده، بر این باور است که «گروه‌های کوچک‌تر و تندرو شیعه همچون کتائب حزب‌الله و جنبش نجباء ممکن است خود را در فاع از تهران، ناگزیر به حمله به نیروهای آمریکایی در منطقه بدانند.»

با این حال، به گفته همان منبع، جریان‌های اصلی سیاسی شیعه که چهارچوب هماهنگی شیعیان، شامل ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری المالکی و ائتلاف فتح به رهبری هادی العامری، را تشکیل می‌دهند، آتش جنگ بین آمریکا و ایران در خاک عراق را تهدیدی وجودی برای حاکمیت متزلزل این کشور تلقی می‌کنند.

به نوشته ریسپانسیبل‌ استیت‌کرافت، «تهران نیز علاقه‌مند است که اطمینان حاصل کند که عراق خارج از این درگیری بماند. تهران در شرایطی که می‌جنگد، به همسایه‌ای کارآمد و شریکی تجاری نیاز دارد که بتواند برق ایران را خریداری کند، نه کشوری که شرایطش عود کرده و دوباره در شکست و هرج‌ومرج فرو رود.»

خطر برای کشورهای خلیج فارس چندبُعدی است. نخست اینکه، تهدید فیزیکی مستقیم وجود دارد. ایران بارها اعلام کرده که پایگاه‌های آمریکا در منطقه اهداف مشروع هستند. حمله ژوئن ۲۰۲۵ به پایگاه هوایی العدید آمریکا در قطر که پس از حملات آمریکا در جریان جنگ ۱۲روزه رخ داد، گرچه تلفات نداشت، اما همچنان خاطره‌ای تازه و هولناک برای سران خلیج فارس به شمار می‌رود.

هرگونه (اقدام نظامی) جدید و پایدار می‌تواند تاسیسات(نظامی) در قطر، امارات، عربستان سعودی و بحرین را هدف سیل حملات موشکی یا پهپادی ایران قرار دهد. اظهارات مقامات ایرانی، از جمله علی شمخانی، نماینده رهبر انقلاب اسلامی در شورای عالی دفاع، نشان می‌دهد که این بار پاسخ می‌تواند بسیار شدیدتر از حمله ماه ژوئن به العدید قطر باشد؛ حمله‌ای که به طور عمده به شکل «نمادین» انجام شد.

به نوشته نگارنده، «این تهدید فرضی نیست؛ تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹، در حمله‌ای(منتسب به ایران) فلج شد. پیام روشن بود؛ ایران توانایی هدف قرار دادن زیرساخت‌های کشورهای خلیج فارس را دارد. در جنگی که از نگاه حکومت ایران وجودی تلقی شود، انگیزه برای هدف قرار دادن کشورهایی که میزبان پایگاه‌های آمریکا هستند افزایش خواهد یافت.»

حتی اگر کشورهای خلیج فارس از حملات در امان بمانند، پیامدهای ویرانگر دیگری وجود خواهد داشت. این کشورها در تلاشند تا اقتصاد خود را متنوع سازند و سرمایه‌گذاری و نیروی کار مستعد خارجی جذب کنند؛ تهدید جنگ منطقه‌ای سرمایه و انسان‌ها را فراری خواهد داد.

افزون بر این، پای کابوس اقتصادی هم در میان است. مقامات ایرانی به صراحت هشدار داده‌اند که در صورت جنگ، تمام گزینه‌ها از جمله بستن یا(مین‌گذاری) تنگه هرمز روی میز است. گرچه با توجه به اینکه بستن تنگه هرمز، صادرات نفت ایران به چین را نیز مختل می‌کند، بستن کامل این آبراهه حیاتی بعید است، اما سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم‌اکنون در حال آماده‌سازی برای «بستن هوشمند» آن است و به نوشته این رسانه، «جلوگیری گزینشی و هدف گرفتن نفتکش‌های مرتبط با غرب و در عین حال، عبور دادن محموله‌های چین، به سبک حوثی‌ها(انصارالله) یمن مطرح شده است.

همین نگرانی گسترده از بی‌ثباتی است که باعث شد محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، به طور علنی استفاده از حریم هوایی عربستان برای حمله به ایران را رد کند. امارات نیز در وضعیتی مشابه قرار دارد
یک‌پنجم نفت جهان از این تنگه عبور می‌کند. همان‌گونه که در پی محاصره دریای سرخ توسط انصارالله در واکنش به تجاوز اسرائیل به غزه دیده شد، تهدید بستن این تنگه می‌تواند حق بیمه‌ها نفتکش‌ها را به‌شدت افزایش دهد و قیمت جهانی نفت را بالا ببرد. چنین اقدامی، خطر تورم را تشدید خواهد کرد. حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی نفتی با هدف افزایش قیمت جهانی و نرخ بهره، ضربه‌ای مستقیم به وعده اقتصادی ترامپ به آمریکایی‌ها، آن هم در سال منتهی به انتخابات میان‌دوره‌ای این کشور، خواهد بود.

به نوشته نگارنده این مطلب، «در نهایت، خطر جدی دیگری نیز وجود دارد؛ حمله نظامی آمریکا ممکن است ایران را وادار کند تا دکترین رسمی هسته‌ای خود مبنی بر استفاده صرفا غیرنظامی را کنار بگذارد و به سمت تسلیحاتی‌سازی حرکت کند؛ نتیجه‌ای که جنگ(احتمالی) برای جلوگیری از آن طراحی شده است. مگر آنکه آمریکا و اسرائیل کشور را به‌طور کامل اشغال کنند که "چشم‌اندازی غیرواقع‌بینانه است"، در صورت اتخاذ تصمیم سیاسی، با توجه به دانش فنی ایران، مانع ملموس و عینیِ جدی برای حرکت سریع تهران به سوی بمب وجود ندارد.»

در این صورت، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در بدترین وضعیت ممکن قرار خواهند گرفت. چنین وضعیتی احتمالا عربستان سعودی و امارات را به سوی دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای سوق خواهد داد و منطقه را وارد یک مسابقه تسلیحاتی خطرناک و بی‌ثبات‌کننده‌ خواهد کرد.

همین نگرانی گسترده از بی‌ثباتی است که باعث شد محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، به طور علنی استفاده از حریم هوایی عربستان برای حمله به ایران را رد کند. امارات نیز در وضعیتی مشابه قرار دارد و انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس دولت امارات متحده عربی، خواستار «راه‌حل دیپلماتیک بلندمدت میان واشنگتن و تهران» شده است.

به‌رغم وجود این خطرات آشکار، رویکرد دولت ترامپ گیج‌کننده و مبهم بوده است. به ادعای نگارنده، «حتی با وجود پیشنهاد امتیازهای جدی از سوی ایران در موضوع هسته‌ای و ارائه مشوق‌های اقتصادی در دور اخیر مذاکرات ژنو، به نظر می‌رسد که ترامپ به دنبال تسلیم کامل تهران است؛ نه‌تنها در پرونده هسته‌ای، بلکه در موضوع برنامه موشک‌های بالستیک؛ موضوعاتی که که برای ایران خط قرمز مطلق محسوب می‌شود.

متحدان آمریکا در خلیج فارس، برای جنگ هلهله نمی‌کنند بلکه به شدن در تلاشند تا از آن جلوگیری کنند
در این بین، آرایش نظامی و تجمیع پرشتاب نیروها، نگرانی عمیقی را در ریاض، ابوظبی، دوحه، مسقط، بغداد و سایر نقاط خاورمیانه ایجاد کرده است. متحدان آمریکا در خلیج فارس، برای جنگ هلهله نمی‌کنند بلکه به شدن در تلاشند تا از آن جلوگیری کنند. عاقلانه آن است که ترامپ هم به‌خاطر خود و هم به خاطر منافع آمریکا، به توصیه آنها گوش دهد.

گالیپ دالای، تحلیلگر منطقه‌ای که بالاتر درباره بی‌ثباتی اقتصادی و امنیتی احتمالی هشدار داده بود، در پایان افزود: پیامدهای فروپاشی یک حکومت، بسیار فراتر از آن چیزی خواهد بود که خاورمیانه در نتیجه جنگ در عراق، سوریه یا یمن تجربه کرده است. رهبران منطقه معتقدند آمریکا باید به دیپلماسی فرصت واقعی بدهد. گزینه جایگزین، جنگی ویرانگر و چرخه‌ فاجعه‌بار دیگری از درگیری است.

منبع:ایرنا

ارسال نظر
ببینید و بشنوید
آخرین عناوین