"طفلی به نام شادی"؛ پاسخ به افرادی است که شعر را در این زمانه مرده میدانند

رضوی یک شاعر با بیان اینکه کتاب «طفلی به نام شادی» پاسخ به افرادی است که شعر را در این زمانه مرده میدانند، گفت: امروزه تقریبا شاعران هم دوره دکتر شفیعی کدکنی سکوت کردهاند، از آن حال و هوای شاعری افتادهاند و تمایلی به انتشار اشعارشان ندارند و اینکه ۵ مجموعه شعر از استاد شفیعی منتشر میشود و در قالب کتاب «طفلی به نام شادی» به ما عرضه میشود اتفاق مبارکی است.یوسف بینا در جلسه نقد کتاب «طفلی به نام شادی» از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی که به صورت زنده و از طریق لایو اینستاگرام برگزار شد، در رابطه با انتشار این کتاب اظهار کرد: انتشار کتاب «طفلی به نام شادی» از سوی استاد شفیعی پاسخی است به تمام افرادی که میگویند شعر دیگر در زمانه ما مخاطب ندارد، مُرده است و جایگاه خود را به فضای مجازی داده است.
وی افزود: مقدمهای که دکتر شفیعی بر این کتاب نوشته حاوی نکات بسیار جالب است و در آن اشاراتی کرده به جدالهای قلمی خود در دهههای گذشته با افرادی مانند دکتر براهنی و یدالله رویایی و مسائل بنیادینی که سالها و دهه ها محل بحث شاعران و نظریه پردازان بوده است.
این شاعر گفت: دکتر شفیعی با نوشتن این مقدمه ثابت کرد که شعر معاصر و مباحث آن زنده، فعال و پویا است و در پاسخ به افرادی که میگویند شعر این زمانه فقیر و کمرنگ شده است باید گفت که شما چه کرده اید؟، فردی مانند دکتر شفیعی کدکنی همچنان پویا و فعال شعر میگوید، منتشر میکند و همچنان بر سر مواضع شعرشناسانهاش ایستاده است و شما نیز اگر برای مرگ شعر ناراحت هستید شعر بگویید، منتشر کنید و از این رویکرد بیاموزید.
بینا در رابطه با انتخاب نام این کتاب بیان کرد: به نظر بنده اسم این کتاب بیشتر از اینکه با رویکردهای ادبی انتخاب شده باشد، شاید به دلیل شهرت این شعر در فضای مجازی و بین مردم است که انتخاب شده و شعرهایی از آن درخشان تر و والاتر بسیار در این کتاب فراوان است و زمانی که بنده این نام را بر روی کتاب دیدم تعجب کردم و وقتی که نامهایی مانند آیینهای برای صداها، بوی جوی مولیان، در کوچه باغ های نیشابور و هزاره دوم آهوی کوهی را می شنویم و سپس به طفلی به نام شادی میرسیم تعجب خواهیم کرد؛ اما دکتر شفیعی همیشه گفته است که یکی از ارکان شعر مخاطب است، بارها گفته است که من شعری را شعر جاودانه میدانم که در ذهن مخاطب نفوذ کند و اگر با این معیار بررسی کنیم بنده پاسخ خود را گرفته ام و میتوان گفت که شاید مشهورترین سطر همین سطر و همین شعر باشد.
این شاعر و منتقد ادبی با بیان اینکه دکتر شفیعی کدکنی نادره زمانه است، گفت: اگر از منظر پژوهشهایی که دکتر شفیعی در زمینه ادبیات عرفانی و متن شناسی انجام داده است که با موضوع بحث مرتبط نیست بگذریم، ایشان یکی از شاعران بزرگ معاصر و یکی از بازماندگان دوره طلایی شعر نو و نیمایی در ایران هستند، دهه ۳۰ و ۴۰ در سیطره شاعران نامدار شعر نو بود و دهه ۵۰ اوج درخشش شاعران نوپرداز نسل دوم بود که از میان آنها شعر دکتر شفیعی سرآمد بود و در مقایسه با شعر شاعرانی که بعد از شاعران نسل اول شعرشان دچار نزول شد و به ورطه نظریه پردازی و بازیهای شعری روی آوردند، دکتر شفیعی عالیترین نمونه های شعر نو را سرود و مخاطبان شعر فارسی را امیدوار نگه داشت.
وی ادامه داد: پس از دو مجموعه کوچک اولی که دکتر شفیعی به نام «زمزمهها» و «شب خوانی» منتشر کرد، شخصیت مستقل شاعری خود را یافت، هرچند در آن دو کتاب هم شعر خوب، درخشان و ماندگار وجود دارد، اما خیلی از آن شعرها هم در حد دکتر شفیعی نیست و پس از آن همواره به سوی اوج حرکت کرد و مجموعههای بعدی او بهتر از قبل شدند، تا زمانی که کتاب «در کوچه باغ های نیشابور» منتشر شد و او به اوج فعالیتش رسید.
بینا گفت: بنده بر این باور هستم که دکتر شفیعی چون این نگاه را ندارد که شعر را برای شعر بسراید و به سراغ کارهایی که شاعران میکنند تا آثارشان متفاوت از قبل بشود برود، در همان حد باقی ماند و در واقع شعرهایی که دکتر شفیعی بعد از کتاب «در کوچه باغ های نیشابور» سرود و منتشر کرد، ارزش ادبی بالاتری نسبت به آن کتاب ندارد و ما توقع نداریم که تجربه شاعرانه خیلی شگفتانگیزی در این کتاب جدید ببینیم که در آن کتاب نباشد.
این منتقد ادبی افزود: به نظر بنده شاعرانی مانند دکتر شفیعی در سیر شاعری خود وقتی به اوج و شهرت میرسند و مخاطبان ویژهای پیدا میکنند سعی در ثبات دارند و دکتر شفیعی در کتاب «طفلی به نام شادی» به جای اینکه به ادبیات و شعر فکر کند بیشتر بر مسند پیامبرگونه نشستن، بر مسند حرف زدن و خطابه نشستن فکر کرده است و ما در این کتاب میبینیم که شعرها بسیار معناگرا هستند و تکنیکهای شعری مانند تصویر و تخیل و عواطف ویژه شعری در سطحی در خدمت معنا قرار گرفتهاند.
ارسال نظر