ترس از ایران در تار و پود ریاض
تعرض مستقیم نظامی ایران به عربستان سعودی»؛ این جمله، اختراع تازه محمد بن سلمان، ولیعهد و وزیر دفاع عربستان برای مقابله با ایران است.
تعرض مستقیم نظامی ایران به عربستان سعودی»؛ این جمله، اختراع تازه محمد بن سلمان، ولیعهد و وزیر دفاع عربستان برای مقابله با ایران است. ٢٤ ساعت پس از آنکه ائتلاف سعودی علیه یمن در بیانیهای میان موشک پرتاب شده از یمن به سمت فرودگاه ریاض و ایران ارتباط ایجاد کرد، محمد بن سلمان نیز چه در تماس تلفنی با بوریس جانسون، وزیر خارجه بریتانیا و چه در گفتوگوهای پراکنده روز گذشته خود ادعا کرد که ایران به نیروهای یمنی و حوثی تجهیزات موشکی ارایه میکند و این تعرض مستقیم نظامی علیه عربستان است. تهران در چند روز گذشته این ادعای کمک موشکی به جریان حوثیهای یمن را قویا رد کرده است اما به نظر میرسد که ریاض برای پوشاندن سر و صداهای داخلی در مورد سرکوب گسترده مخالفان سیاسی به بهانه مبارزه با فساد، دست بردار توهم توطئه در مورد نقش ایران در یمن نیست و از این وسیله برای افزایش برحجم تنش میان ریاض و تهران استفاده میکند. همزمان با این فضاسازیهای جدید سعودی، ایالات متحده نیز همراستا با مقامهای عربستان حرکت میکند. وزارت دفاع امریکا (پنتاگون) در تازهترین بیانیه خود از ادعاهای ریاض درباره نقش ایران در بحران یمن حمایت کرد. در بخشهایی از این بیانیه آمده است: امریکا با عربستان برای مبارزه با افراطیگری و خنثیسازی نفوذ ثباتزدای ایران در خاورمیانه همکاری میکند.
عربستان نگران خاورمیانه پس از داعش
در خاورمیانه چه میگذرد؟ بحران پس از بحران. هنوز شعلههای آتش داعش در منطقه به خاکستر بدل نشده است که عربستان سعودی جرقههای یک آتش جدید را زده است. سیانان در تازهترین گزارش تحلیلی در این باره نوشته است: شاید بتوان گفت که جنگ علیه داعش در حال نزدیک شدن به پایان خود است اما رقابت منطقهای میان عربستان سعودی و ایران در حال تبدیل شدن به تهدیدی جدی برای امنیت خاورمیانه است. ریاض اینبار در زمین بیروت به مصاف تهران رفته است. لبنان همواره در طول تاریخ معاصر منطقه، زمینی برای این قبیل رقابتها بوده است. جا پای سوریه، عراق، عربستان سعودی، اسراییل، مصر، ترکیه، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی سابق در دهههای اخیر در لبنان به چشم خورده است. این رقابتها نیز عمدتا به خون و خونریزی در این کشور منتهی شده است. هرچند که عربستان سعودی ادعا میکند در تنش اخیر به وجود آمده در دولت لبنان دخالت ندارد اما تقریبا همه در گوشه گوشه منطقه و همچنین در سطح جامعه بینالمللی باور دارند که عربستان سعودی از نقش ایران در منطقه پس از شکست داعش ترسیده است و برای دفع خطری که احساس میکند دست به کار شده است. ایران در مبارزه دولت مرکزی عراق با داعش کنار این دولت ایستاد. ایران به کمک حزبالله لبنان و روسیه در کنار بشار اسد، رییسجمهور سوریه نیز ایستاد و عملا ائتلافی که برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای کنار زدن بشار اسد به راه انداخته بودند به شکست خورد. عربستان سعودی با سودای خروج سریع و ظفرمندانه از پرونده یمن با جنگندههای خود راهی این کشور شد و اکنون تنها ثمره این لشکرکشی سنگین ترشدن پرونده نقش حقوق بشر ریاض است. برخلاف آنچه محمد بن سلمان، ولیعهد جوان سعودی فکر میکند حضور ایران در منطقه قصه جدیدی نیست. ایرانیها سالهاست که بازیگرانی کهن در معادلههای این منطقه به حساب میآیند. ایران از زمانی که حافظ اسد در سوریه در راس قدرت بود از وی حمایت میکرد و این حمایت از فرزند وی بشار اسد نیز صورت گرفت. ایران از زمان شکلگیری حزبالله لبنان در سال ١٩٨٢ کنار این گروه بوده است. تهران پس از حمله ائتلاف بینالمللی به رهبری امریکا به عراق در سال ٢٠٠٣ میلادی و سقوط صدام حسین در عراق جا پایی برای خود دست و پا کرد و در این حضور و نفوذ قابل توجهی دارد. منافع و اتحادهای تهران در منطقه خاورمیانه هم قدیمی و هم عمیق است.
تلاش برای حذف ایران از منطقه جواب نمیدهد
سیانان در ادامه مینویسد ایرانیها و تاریخ آنها به چند دهه قبل یا چند صدسال قبل منطقه بازنمیگردد بلکه صحبت از چندهزار سال حضور ایران است. تلاشهای ایالات متحده و متحدان این کشور برای انزوای ایران با توسل به ابزارهای متفاوت مانند تحریم تهران به بهانه برنامه هستهای این کشور عملا ره به جایی نبرد و نفوذ و قدرت ایران در منطقه خاورمیانه هر روز بیشتر از دیروز شد. این قدرت و نفوذ هم تنها مختص به کشورهای عربی منطقه نیست بلکه ایران به روسیه و ترکیه نیز بسیار نزدیک است. رامی خوری، تحلیلگر ارشد دانشکده امریکایی بیروت در این باره به سیانان میگوید: ایرانیها از هزارها سال پیش بازیگران منطقهای بودند. آنها به خوبی شیوه حکومتداری را میدانند و این در حالی است که سعودیها و متحدان آنها در خلیج فارس در این حوزهها آماتور هستند. آنها با تلاشهای جدید خود در لبنان تلاش میکنند خود را مردانی سخت نشان دهند اما این مانور نیز به شکست منتهی خواهد شد. عربستان سعودی، اسراییل و مجموعهای از دولتهای پیشین امریکا در سه دهه گذشته تلاش کردند ارتباط میان حزبالله لبنان و ایران را قطع کنند اما این تلاشها همواره عقیم مانده است و هربار هم این ایران و حزبالله لبنان بودند که قویتر از قبل ظاهر شدند. امروز نیز هر اندازه که عربستان سعودی، اسراییل و ایالات متحده تلاش میکنند که از پیچیدگی اوضاع سیاسی لبنان برای ایجاد شکاف میان حزبالله و ایران استفاده کنند، موفق نمیشوند چرا که لبنانیها تمایلی به دوباره زنده کردن خاطرات جنگهای داخلی فاصله سالهای ١٩٧٥ تا ١٩٩٠ ندارند. البته که سعودیها هیچگاه از مردم کشوری که زمین آن را برای رقابت با ایران انتخاب کردهاند سوال نمیکنند که چه میخواهند. بنابراین میتوان گفت که خاورمیانه جدید پس از داعش به هیچوجه با خاورمیانه قبلی تفاوتی ندارد و حتی خطرناکتر نیز است.
فقط ایران پاسخگو باشد!
همصدایی واشنگتن با ریاض در متهم کردن ایران به کمک موشکی به حوثیهای یمن روز گذشته در سازمان ملل متحد کلید خورد. نیکی هیلی، نماینده امریکا در سازمان ملل متحد که ١١ ماه گذشته را صرف تلاش برای اجماعسازی علیه ایران در سطح بینالمللی و تحتالشعاع قراردادن توافق هستهای کرده است روز گذشته ایران را به ارسال سلاح برای اعضای جنبش انصارالله در یمن متهم کرد و از سازمان ملل خواست ایران را به بابت آنچه به گفته وی نقض قطعنامههای سازمان ملل است پاسخگو کند. هیلی در این باره ادعا کرد: اطلاعات منتشر شده توسط عربستان سعودی نشان میدهد که موشکهای شلیکشده [به سمت عربستان] در ماه جولای، از نوع موشکهای «قیام» ایران بوده است. او در ادامه ادعاهای خود گفت که این نوع موشک قبل از درگیریهای یمن در این کشور وجود نداشته است. این مقام امریکایی با بیان اتهامات اثباتنشده مدعی شد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با ارسال تسلیحات برای «حوثیهای یمن»، دو قطعنامه سازمان ملل در خصوص یمن و ایران را نقض کرده است. وی در ادامه سخنانش ادعا کرد که موشکی که روز شنبه بر فراز عربستان ساقط شد نیز ممکن است اصالتا متعلق به ایران باشد. هیلی گفت: «ما سازمان ملل و شریکان بینالمللی را ترغیب میکنیم ایران را به خاطر این موارد نقض [قطعنامههای شورای امنیت] پاسخگو کنند.»
این ادعاهای نیکی هیلی درباره ارتباط میان ایران و موشکهای در اختیار حوثیهای یمن و اصرار برای پاسخگو کردن تهران در حالی صورت میگیرد که عربستان سعودی از روز شنبه موجی از دخالت در امور داخلی کشور لبنان را آغاز کرده و حتی اجازه بازگشت سعد حریری، نخستوزیر مستعفی لبنان به بیروت و پاسخگویی او به مردم لبنان را نمیدهد. عربستان همچنین موج سرکوبهای مخالفان و منتقدان سیاسی در داخل دربار سعودی را نیز در خفا و سکوت خبری کامل پیش میبرد و در این مورد نیز جامعه جهانی از ریاض درخواست پاسخ نکرده است.
تبعات اقتصادی جنون سیاسی سعودی
بازار طلای سیاه در نتیجه اتفاقهای داخلی که در عربستان سعودی از ابتدای هفته آغاز شده در حال تجربه پرفراز و فرودترین روزهای خود است. سرکوب مخالفان و بازداشتهای گسترده با عنوان مبارزه با فساد بهای نفت را به بالاترین قیمت آن از جولای ٢٠١٥ تاکنون رسانده است. بر این اساس قیمت نفت خام برنت که در ساعات اولیه روز گذشته با قیمت ٠٥/٦٤ دلار آغاز شد، از ساعت ١٢:٠٩ با افزایش ٢٩/٠ درصدی در بازارهای جهانی به بهای ٦٢ دلار و ٣٠ سنت به فروش رفت. قیمت هر بشکه نفت خام برنت در ساعات اولیه روز گذشته با بهای ١٢/٩٢ دلار داد و ستد شده و تا ٦٤ دلار و ٤١ سنت افزایش یافته بود. این فراز قیمتها در فضای بازار جهانی نفت همچنان نیز ادامه دارد. اقدامهای اقتصادی که در داخل سعودی در جریان است عملا به مسدود شدن داراییهای بسیاری از مظنونان منتهی شده و جتهای خصوصی نیز اجازه پرواز ندارند. درحالی که هم عالم سیاست و هم بازارهای بینالمللی از اتفاقهای رخ داده در عربستان در چند روز گذشته در شوک هستند، دادستان کل سعودی میگوید که روند برخورد با مفسدان قضایی از مدتها پیش آغاز شده بود و البته دستگیریهای اخیر نیز نقطه پایان آن نخواهد بود. برخی کارشناسان مسائل اقتصاد سیاسی میگویند احتمال تنش میان ایران و عربستان نیز بر بالا رفتن بهای نفت بیتاثیر نیست.
افزایش ریسک سرمایهگذاری در عربستان
عربستان سعودی پس از حصول توافق هستهای میان ایران و ١+٥ تمام تلاش خود را برای کاستن از دستاوردهای ایران از این توافق به کار گرفت. با روی کار آمدن دولت ترامپ در ایالات متحده نیز ریاضنشینها احساس کردند که میتوانند از حمایت امریکا برای سختگیری بیشتر بر ایران و به حداقل رساندن استفاده تهران از برجام بهره ببرند. اما به نظر میرسد که ریاض در سایه ولیعهدی محمد بن سلمان استاد تیر به خود زدن است و با سرکوبهای داخلی که تاکنون صورت گرفته ریسک سرمایهگذاری در عربستان روبهنزول است. لوبلاگ در این باره مینویسد: شاید هنوز برای هر نوع قضاوتی زود باشد اما خانهتکانیهای سیاسی در سطح بسیار بالا که تاکنون در عربستان رخ داده و بازداشت چهرههای سرشناس اقتصادی و سیاسی را در پی داشته است میتواند عربستان را به همان پادشاهی عقبافتادهای که منتقدانش میگویند، بدل کند. تحولات اخیر در سعودی میتواند سرمایهگذاران خارجی را فراری دهد و جرقههای جنگ قدرتی را در داخل خانواده سلطنتی بزند که این کشور را در دهه ٥٠ فلج کرد. به نظر میرسد که زنجیره دستگیریهای رخ داده برای قبضه قدرت در دستان محمد بن سلمان صورت گرفته است و ولیعهد جدید قصد دارد با این سرکوبها به منتقدان داخلی و مخالفان خارجی نشان ندهد که هیچ مخالفتی را تحمل نمیکند. محمد بن سلمان در سن ٣٢ سالگی هم وزیر دفاع است، هم مسوولیت تیم اقتصادی دولت را برعهده دارد و هم ریاست کمیته عالی را که مسوولیت اصلی آن مبارزه با فساد است. در این جایگاه آخر، محمدبن سلمان میتواند تحقیقات، صدور دستور بازداشت، دستور ممنوعیت سفر، دستور بلوکه کردن اموال مظنونها و مخالفت با هرگونه نقل و انتقال توسط اموال مظنونان و متهمان را شخصا پیگیری کند. این کمیته به دستور محمد بن سلمان از هرگونه پاسخگویی به نهادهای دیگر و همچنین محدودیتهای قضایی که ممکن است برای این قبیل اقدامهای قضایی وجود داشته باشد، معاف است. در حالی که محمد بن سلمان میگوید هدف از این دستگیریها پایان دادن به چرخش پولهای بیحساب و کتاب و ثبتنشده است اما همه در سطح داخلی و بینالمللی میدانند که این پولهای بیحساب و کتاب سعودی سالهاست که سرمایه این رژیم برای بقا است. برخی چهرههای خاندان سلطنتی در این سالها از سرمایهگذاران خارجی حق کمیسیون دریافت کردهاند یا رشوههای با رقم بالا برای کوچکترین کمکها به سرمایهگذاریهای خارجی پرداخت کردهاند. در حال حاضر دستگیری شاهزادههایی مانند بن طلال که سهامدار بینالمللی به حساب میآیند، میتواند به مانعی برای حضور سرمایهگذاران خارجی در ریاض منتهی شود. سرمایهگذارانی که وقتی سرنوشت بن طلال را میبینند، ترجیح میدهند از کشوری که جوانی ٣٢ساله و خام برای آن تصمیمگیری میکند، فاصله بگیرند.
عربستان نگران خاورمیانه پس از داعش
در خاورمیانه چه میگذرد؟ بحران پس از بحران. هنوز شعلههای آتش داعش در منطقه به خاکستر بدل نشده است که عربستان سعودی جرقههای یک آتش جدید را زده است. سیانان در تازهترین گزارش تحلیلی در این باره نوشته است: شاید بتوان گفت که جنگ علیه داعش در حال نزدیک شدن به پایان خود است اما رقابت منطقهای میان عربستان سعودی و ایران در حال تبدیل شدن به تهدیدی جدی برای امنیت خاورمیانه است. ریاض اینبار در زمین بیروت به مصاف تهران رفته است. لبنان همواره در طول تاریخ معاصر منطقه، زمینی برای این قبیل رقابتها بوده است. جا پای سوریه، عراق، عربستان سعودی، اسراییل، مصر، ترکیه، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی سابق در دهههای اخیر در لبنان به چشم خورده است. این رقابتها نیز عمدتا به خون و خونریزی در این کشور منتهی شده است. هرچند که عربستان سعودی ادعا میکند در تنش اخیر به وجود آمده در دولت لبنان دخالت ندارد اما تقریبا همه در گوشه گوشه منطقه و همچنین در سطح جامعه بینالمللی باور دارند که عربستان سعودی از نقش ایران در منطقه پس از شکست داعش ترسیده است و برای دفع خطری که احساس میکند دست به کار شده است. ایران در مبارزه دولت مرکزی عراق با داعش کنار این دولت ایستاد. ایران به کمک حزبالله لبنان و روسیه در کنار بشار اسد، رییسجمهور سوریه نیز ایستاد و عملا ائتلافی که برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای کنار زدن بشار اسد به راه انداخته بودند به شکست خورد. عربستان سعودی با سودای خروج سریع و ظفرمندانه از پرونده یمن با جنگندههای خود راهی این کشور شد و اکنون تنها ثمره این لشکرکشی سنگین ترشدن پرونده نقش حقوق بشر ریاض است. برخلاف آنچه محمد بن سلمان، ولیعهد جوان سعودی فکر میکند حضور ایران در منطقه قصه جدیدی نیست. ایرانیها سالهاست که بازیگرانی کهن در معادلههای این منطقه به حساب میآیند. ایران از زمانی که حافظ اسد در سوریه در راس قدرت بود از وی حمایت میکرد و این حمایت از فرزند وی بشار اسد نیز صورت گرفت. ایران از زمان شکلگیری حزبالله لبنان در سال ١٩٨٢ کنار این گروه بوده است. تهران پس از حمله ائتلاف بینالمللی به رهبری امریکا به عراق در سال ٢٠٠٣ میلادی و سقوط صدام حسین در عراق جا پایی برای خود دست و پا کرد و در این حضور و نفوذ قابل توجهی دارد. منافع و اتحادهای تهران در منطقه خاورمیانه هم قدیمی و هم عمیق است.
تلاش برای حذف ایران از منطقه جواب نمیدهد
سیانان در ادامه مینویسد ایرانیها و تاریخ آنها به چند دهه قبل یا چند صدسال قبل منطقه بازنمیگردد بلکه صحبت از چندهزار سال حضور ایران است. تلاشهای ایالات متحده و متحدان این کشور برای انزوای ایران با توسل به ابزارهای متفاوت مانند تحریم تهران به بهانه برنامه هستهای این کشور عملا ره به جایی نبرد و نفوذ و قدرت ایران در منطقه خاورمیانه هر روز بیشتر از دیروز شد. این قدرت و نفوذ هم تنها مختص به کشورهای عربی منطقه نیست بلکه ایران به روسیه و ترکیه نیز بسیار نزدیک است. رامی خوری، تحلیلگر ارشد دانشکده امریکایی بیروت در این باره به سیانان میگوید: ایرانیها از هزارها سال پیش بازیگران منطقهای بودند. آنها به خوبی شیوه حکومتداری را میدانند و این در حالی است که سعودیها و متحدان آنها در خلیج فارس در این حوزهها آماتور هستند. آنها با تلاشهای جدید خود در لبنان تلاش میکنند خود را مردانی سخت نشان دهند اما این مانور نیز به شکست منتهی خواهد شد. عربستان سعودی، اسراییل و مجموعهای از دولتهای پیشین امریکا در سه دهه گذشته تلاش کردند ارتباط میان حزبالله لبنان و ایران را قطع کنند اما این تلاشها همواره عقیم مانده است و هربار هم این ایران و حزبالله لبنان بودند که قویتر از قبل ظاهر شدند. امروز نیز هر اندازه که عربستان سعودی، اسراییل و ایالات متحده تلاش میکنند که از پیچیدگی اوضاع سیاسی لبنان برای ایجاد شکاف میان حزبالله و ایران استفاده کنند، موفق نمیشوند چرا که لبنانیها تمایلی به دوباره زنده کردن خاطرات جنگهای داخلی فاصله سالهای ١٩٧٥ تا ١٩٩٠ ندارند. البته که سعودیها هیچگاه از مردم کشوری که زمین آن را برای رقابت با ایران انتخاب کردهاند سوال نمیکنند که چه میخواهند. بنابراین میتوان گفت که خاورمیانه جدید پس از داعش به هیچوجه با خاورمیانه قبلی تفاوتی ندارد و حتی خطرناکتر نیز است.
فقط ایران پاسخگو باشد!
همصدایی واشنگتن با ریاض در متهم کردن ایران به کمک موشکی به حوثیهای یمن روز گذشته در سازمان ملل متحد کلید خورد. نیکی هیلی، نماینده امریکا در سازمان ملل متحد که ١١ ماه گذشته را صرف تلاش برای اجماعسازی علیه ایران در سطح بینالمللی و تحتالشعاع قراردادن توافق هستهای کرده است روز گذشته ایران را به ارسال سلاح برای اعضای جنبش انصارالله در یمن متهم کرد و از سازمان ملل خواست ایران را به بابت آنچه به گفته وی نقض قطعنامههای سازمان ملل است پاسخگو کند. هیلی در این باره ادعا کرد: اطلاعات منتشر شده توسط عربستان سعودی نشان میدهد که موشکهای شلیکشده [به سمت عربستان] در ماه جولای، از نوع موشکهای «قیام» ایران بوده است. او در ادامه ادعاهای خود گفت که این نوع موشک قبل از درگیریهای یمن در این کشور وجود نداشته است. این مقام امریکایی با بیان اتهامات اثباتنشده مدعی شد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با ارسال تسلیحات برای «حوثیهای یمن»، دو قطعنامه سازمان ملل در خصوص یمن و ایران را نقض کرده است. وی در ادامه سخنانش ادعا کرد که موشکی که روز شنبه بر فراز عربستان ساقط شد نیز ممکن است اصالتا متعلق به ایران باشد. هیلی گفت: «ما سازمان ملل و شریکان بینالمللی را ترغیب میکنیم ایران را به خاطر این موارد نقض [قطعنامههای شورای امنیت] پاسخگو کنند.»
این ادعاهای نیکی هیلی درباره ارتباط میان ایران و موشکهای در اختیار حوثیهای یمن و اصرار برای پاسخگو کردن تهران در حالی صورت میگیرد که عربستان سعودی از روز شنبه موجی از دخالت در امور داخلی کشور لبنان را آغاز کرده و حتی اجازه بازگشت سعد حریری، نخستوزیر مستعفی لبنان به بیروت و پاسخگویی او به مردم لبنان را نمیدهد. عربستان همچنین موج سرکوبهای مخالفان و منتقدان سیاسی در داخل دربار سعودی را نیز در خفا و سکوت خبری کامل پیش میبرد و در این مورد نیز جامعه جهانی از ریاض درخواست پاسخ نکرده است.
تبعات اقتصادی جنون سیاسی سعودی
بازار طلای سیاه در نتیجه اتفاقهای داخلی که در عربستان سعودی از ابتدای هفته آغاز شده در حال تجربه پرفراز و فرودترین روزهای خود است. سرکوب مخالفان و بازداشتهای گسترده با عنوان مبارزه با فساد بهای نفت را به بالاترین قیمت آن از جولای ٢٠١٥ تاکنون رسانده است. بر این اساس قیمت نفت خام برنت که در ساعات اولیه روز گذشته با قیمت ٠٥/٦٤ دلار آغاز شد، از ساعت ١٢:٠٩ با افزایش ٢٩/٠ درصدی در بازارهای جهانی به بهای ٦٢ دلار و ٣٠ سنت به فروش رفت. قیمت هر بشکه نفت خام برنت در ساعات اولیه روز گذشته با بهای ١٢/٩٢ دلار داد و ستد شده و تا ٦٤ دلار و ٤١ سنت افزایش یافته بود. این فراز قیمتها در فضای بازار جهانی نفت همچنان نیز ادامه دارد. اقدامهای اقتصادی که در داخل سعودی در جریان است عملا به مسدود شدن داراییهای بسیاری از مظنونان منتهی شده و جتهای خصوصی نیز اجازه پرواز ندارند. درحالی که هم عالم سیاست و هم بازارهای بینالمللی از اتفاقهای رخ داده در عربستان در چند روز گذشته در شوک هستند، دادستان کل سعودی میگوید که روند برخورد با مفسدان قضایی از مدتها پیش آغاز شده بود و البته دستگیریهای اخیر نیز نقطه پایان آن نخواهد بود. برخی کارشناسان مسائل اقتصاد سیاسی میگویند احتمال تنش میان ایران و عربستان نیز بر بالا رفتن بهای نفت بیتاثیر نیست.
افزایش ریسک سرمایهگذاری در عربستان
عربستان سعودی پس از حصول توافق هستهای میان ایران و ١+٥ تمام تلاش خود را برای کاستن از دستاوردهای ایران از این توافق به کار گرفت. با روی کار آمدن دولت ترامپ در ایالات متحده نیز ریاضنشینها احساس کردند که میتوانند از حمایت امریکا برای سختگیری بیشتر بر ایران و به حداقل رساندن استفاده تهران از برجام بهره ببرند. اما به نظر میرسد که ریاض در سایه ولیعهدی محمد بن سلمان استاد تیر به خود زدن است و با سرکوبهای داخلی که تاکنون صورت گرفته ریسک سرمایهگذاری در عربستان روبهنزول است. لوبلاگ در این باره مینویسد: شاید هنوز برای هر نوع قضاوتی زود باشد اما خانهتکانیهای سیاسی در سطح بسیار بالا که تاکنون در عربستان رخ داده و بازداشت چهرههای سرشناس اقتصادی و سیاسی را در پی داشته است میتواند عربستان را به همان پادشاهی عقبافتادهای که منتقدانش میگویند، بدل کند. تحولات اخیر در سعودی میتواند سرمایهگذاران خارجی را فراری دهد و جرقههای جنگ قدرتی را در داخل خانواده سلطنتی بزند که این کشور را در دهه ٥٠ فلج کرد. به نظر میرسد که زنجیره دستگیریهای رخ داده برای قبضه قدرت در دستان محمد بن سلمان صورت گرفته است و ولیعهد جدید قصد دارد با این سرکوبها به منتقدان داخلی و مخالفان خارجی نشان ندهد که هیچ مخالفتی را تحمل نمیکند. محمد بن سلمان در سن ٣٢ سالگی هم وزیر دفاع است، هم مسوولیت تیم اقتصادی دولت را برعهده دارد و هم ریاست کمیته عالی را که مسوولیت اصلی آن مبارزه با فساد است. در این جایگاه آخر، محمدبن سلمان میتواند تحقیقات، صدور دستور بازداشت، دستور ممنوعیت سفر، دستور بلوکه کردن اموال مظنونها و مخالفت با هرگونه نقل و انتقال توسط اموال مظنونان و متهمان را شخصا پیگیری کند. این کمیته به دستور محمد بن سلمان از هرگونه پاسخگویی به نهادهای دیگر و همچنین محدودیتهای قضایی که ممکن است برای این قبیل اقدامهای قضایی وجود داشته باشد، معاف است. در حالی که محمد بن سلمان میگوید هدف از این دستگیریها پایان دادن به چرخش پولهای بیحساب و کتاب و ثبتنشده است اما همه در سطح داخلی و بینالمللی میدانند که این پولهای بیحساب و کتاب سعودی سالهاست که سرمایه این رژیم برای بقا است. برخی چهرههای خاندان سلطنتی در این سالها از سرمایهگذاران خارجی حق کمیسیون دریافت کردهاند یا رشوههای با رقم بالا برای کوچکترین کمکها به سرمایهگذاریهای خارجی پرداخت کردهاند. در حال حاضر دستگیری شاهزادههایی مانند بن طلال که سهامدار بینالمللی به حساب میآیند، میتواند به مانعی برای حضور سرمایهگذاران خارجی در ریاض منتهی شود. سرمایهگذارانی که وقتی سرنوشت بن طلال را میبینند، ترجیح میدهند از کشوری که جوانی ٣٢ساله و خام برای آن تصمیمگیری میکند، فاصله بگیرند.
منبع : اعتماد
ارسال نظر