چالش های دیپلماسی آب در مرز شرقی
بنا به این گزارش، مذاکرات در مورد همکاری های امنیتی در مرزها، مبارزه با تروریسم و گروه های افراطی، مواد مخدر، تفاهم در مورد تعریف از گروه های تروریستی و همچنین بحث آموزش نیروهای امنیتی افغانستان از محورهای گفت وگو در کمیته امنیتی بوده است.
عباس عراقچی و ابراهیم رحیمپور معاونین وزارت خارجه کشورمان، روز گذشته به منظور شرکت در دومین دور مذاکرات ایران و افغانستان برای تدوین سند جامع راهبردی همکاریهای میان دو کشور ، راهی کابل شدند. به گفته منابع خبری در این مذاکرات که در پشت دربهای بسته صورت گرفت تنها به دو مورد از موارد چندگانه این کمیسیون مشترک، یعنی بحث آب و امنیت پرداخته شد.گفتنی است، توافقنامه همکاری ایران و افغانستان در قالب پنج کمیسیون تخصصی برای تدوین سند همکاری جامع در اردیبهشت ماه سال جاری و در جریان سفر محمد جواد ظریف به کابل امضا شد. در اولین دور مذاکرات که خرداد ماه امسال به میزبانی تهران برگزار شد، دو کشور برای دستیابی به یک سند راهبردی و جامع برای همکاریهای دوجانبه و نحوه کار روی موضوعات مهم توافق کرده بودند .
هیات ایرانی را در موضوع کمیته امنیت محمد ابراهیم رحیم پور معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امور خارجه و در کمیته آب سید عباس عراقچی معاون حقوقی و بین الملل وزارت امورخارجه سرپرستی می کنند. در آن طرف میز مذاکره نیز یما کرزی، معاون شورای امنیت ملی و رییس تیم مذاکره کننده افغانستان در مذاکره تهران ، سرپرستی هیات افغان در کمیته همکاری های امنیتی را بر عهده دارد. در کمیته آب نیز شجاع الدین ضیائی معاون آبیاری و منابع طبیعی وزارت کشاورزی سرپرست هیات افغان است.
بنا به این گزارش، مذاکرات در مورد همکاری های امنیتی در مرزها، مبارزه با تروریسم و گروه های افراطی، مواد مخدر، تفاهم در مورد تعریف از گروه های تروریستی و همچنین بحث آموزش نیروهای امنیتی افغانستان از محورهای گفت وگو در کمیته امنیتی بوده است. در کمیته آب نیز مساله هیرمند ، هریرود ، تالاب های هامون و همچنین همکاری های مشترک ایران و افغانستان در زمینه حفظ آب و تقویت زیست بوم ها به عنوان عوامل نقش آفرین در تداوم حیات در زمین مورد مذاکره قرار گرفته است .
دیپلماسی آب، بحثی جدی در روابط بینالملل امروز
در همین راستا، بحث آب و دیپلماسی مربوط به آن که طی دهههای گذشته در روابط بینالملل و آن هم به واسطه بحرانهای خشکسالی در مناطق مختلف جهان شکل گرفته است از اهمیت بسیاری برخوردار است. در طول سالهای گذشته ایران در چهار نقطه از غرب و شرق کشورمان درگیر مسائل آب با همسایگان خود بوده و این امر یکی از پیچیدگیهای روابط و همجواری با کشورهای پیرامون را تشکیل می دهد. یک مورد مذاکرات مربوط به آب، بحث رودخانه اروند بود که با قرارداد 1974 الجزایر میان ایران و عراق تا حدودی خاتمه یافت، اما پس از آن یکی از دستاویزهای حمله عراق به ایران و آغاز جنگ تحمیلی همین قرارداد و عدم پایبندی صدام به آن بود؛ به طوریکه وی در جلوی تلویزیون عراق پیش از حمله به ایران، این قرارداد را پاره کرده بود. مساله دیگر رودخانه هریررود در مرز مشترک میان ایران، افغانستان و ترکمنستان است که با احداث سد دوستی که پروژهای مشترک میان ایران و ترکمنستان بود و اکنون با بند سلما که افغانها در مسیر این رود قصد احداث آن را دارند به مساله مناقشه برانگیز میان سه کشور تبدیل شده است. در شمال غرب کشور نیز پروژه سد گاپی ترکیه که قرار است به صورت قریبالوقوعی به بهرهبرداری برسد، از جمله عوامل نگران کننده برای کشورهای منطقه به خصوص ایران و عراق میباشد. به طوریکه برخی از کارشناسان معتقدند با احداث این سد عظیم مناطق شمالی عراق به صحرایی خشک بدل شده و تبعات آن از لحاظ ژئواکونومیک به ایران نیز سرایت خواهد کرد. هر چند مقامات ترکیه در طول سالهای گذشته سعی کردهاند که در این مورد رفع نگرانی از همسایگان خود داشته باشند، اما پروژه گابی مبحثی است که در حال حاضر به شدت ضرورت رایزنی و مذاکره برای آن احساس میشود.
هیرمند و آرزوهای برباد رفته سیستان
اما در این میان و با توجه به مذاکراتی که روز گذشته در کابل صورت گرفته است، اکنون شاید مهمترین مساله، بحث حقآبه ایران از رودخانه هیرمند باشد. به طوریکه واضح است مساله خشکسالی سیستان در طول سالهای گذشته مشکلات جبران ناپذیری برای مردم این ناحیه دربر داشته و منطقه سیستان را که زمانی به واسطه دریاچه هامون از مناطق آباد جنوب شرقی کشور محسوب میشد به سرزمینی خشک و بحرانی از لحاظ آب و هوا تبدیل کرده است. وجود بادهای 120 روزه سیستان به همراه خشکسالی گسترده در این منطقه، امکان زندگی را از مردم این ناحیه گرفته و علاوه بر غیرممکن ساختن شرایط زندگی منجر به بروز بیماریهای مختلفی نیز در میان ساکنانی که هنوز از این منطقه مهاجرت نکردهاند ایجاد کرده است.
در همین راستا، سال گذشته یکی از موسسات معتبر بینالمللی طبق یک نظرسنجی از 10 کشوری که اکنون دچار جنگ داخلی هستند (مانند سومالی، سوریه، عراق ...) گزارش داده بود که 9 کشور درگیر معضل شدید بیآبی هستند. به طور کلی تحلیلگران معتقدند که جنگهای آینده منطقه خاورمیانه جنگ آب است و از همین منظر است که اکنون بحثی جدی در خصوص توجه روز افزون به دیپلماسی آب در عرصه روابط بینالملل شکل گرفته است.
به همین منظور برای بررسی معضل منطقه سیستان پیرمحمد ملازهی کارشناس شبه قاره هند به «ابتکار» میگوید: مساله هیرمند راهحل دارد ولی ایران همچنان این راهحل را پیدا نکرده است. در زمان نخست وزیری هویدا در ایران و موسی شفیق در افغانستان، یک قرارداد وجود داشت مبنی بر اینکه 26 متر مکعب آب در ثانیه، سهم سیستان ایران از رودخانه هیرمند باشد. زمانی که سد کجکی بسته شد، سیستان درگیر یک خشکسالی وحشتناک شد و جمعیت بالایی از سیستان به منطقه گرگان مهاجرت کردند. در آن زمان با نفوذی که اسدالله علم داشت زمینهای درباری به طوایف مربوط به وی اختصاص داده شد، به طوریکه جمعیت سیستانیها در گرگان و ترکمنصحرا از خود منطقه سیستان فزونی گرفت. در آن زمان با سفری که هویدا به افغانستان داشت قراردادی با موسی شفیق نخست وزیر این کشور بسته شد که سهم ایران 26 متر مکعب در ثانیه باشد و ظاهر شاه پادشاه فقید افغانستان در زمان توشیح این قرارداد، 2 متر مکعب نیز به عنوان هدیه به ایران بخشید. اما اتفاقی که افتاد این بود که قبل از تصویب این قرارداد در پارلمان افغانستان، متاسفانه حکومت ظاهر شاه به واسطه کودتای داوود خان ساقط شد. پس از کودتا نیز پارلمانی وجود نداشت که بخواهد این قرارداد را پیگیری کند.
با وجود این مقدمه باید بگویم که هنوز نگاه افغانها به این امر معطوف است که آب هیرمند متعلق به آنها بوده و توجهی ندارند که یک قانون بینالمللی در خصوص رودخانههای مرزی وجود دارد و باید به این مقررات بینالمللی پایبند بود. در شرایط فعلی به اعتقاد من ایران یک امتیاز بزرگ دارد و این امتیاز بندر چابهار محسوب میشود. افغانستان به شدت نیازمند دسترسی به بندرچابهار برای واردات و صادرات خود میباشد و میدانیم که این کشور محصور در خشکی بوده و پاکستانیها نیز مرتب پیش پای تجار افغانی سنگاندازی میکنند. بنابراین چابهار جایی است که ایران میتواند با افغانستان وارد مذاکره شود. یعنی ایران به افغانستان بگوید که شما نیاز به چابهار دارید و ما نیز حقآبه خود را از هیرمند میخواهیم. فکر میکنم که افغانها در نهایت برای دستیابی چابهار حاضرند که سهم ایران را به شکل معقولی در نظر بگیرند. اگر چه ممکن است که دبه کرده و این سهم را کم و زیاد کنند، ولی میشود با مذاکره سهم آب را به شکل معقولی مطالبه و دریافت کرد.
مشکل پیچیده و چند جانبه هیرمند
این کارشناس مسائل شبه قاره هند در ادامه صحبتهای خود میافزاید: به لحاظ سنتی وقتی سد کجکی وجود نداشت و حتی زمانی که موتور پمپهای آب هنوز نیامده بود، مساله سهم ایران و آبی که از هیرمند به داخل سیستان میآمد به کلی با اکنون متفاوت بود. الان بخشی از آب از سد کجکی به سمت ایران میآید و افغانها نیز تاکید دارند که ما سهم ایران را در نظر گرفتهایم و آب به سمت مرزهای ایران بسته نشده است، ولی واقعیت این است که در طول راه، کشاورزان خشخاش افغان به وسیله موتور پمپ، آب را برداشت میکنند و هر کشاورزی یک موتور از دبی وارد کرده و مشغول برداشت آب است. در این میان دولت افغانستان نیز نفوذی و تسلطی در این مناطق ندارد، زیرا طالبان آنجا قدرت دارد و مالیات خود را از کشاورزان میگیرد و به طور طبیعی کاری هم به مساله آب ندارد.
ملازهی تاکید میکند: در واقع مشکل پیچیده و چندجانبه است. البته این دلیل نمیشود که راهحل نداشته باشد و نتوان آن را از طریق مذاکره حل کرد. اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان در این رابطه بهتر از دیگران میتواند با ایران هماهنگ باشد، به شرطی که ایران به صورت جدی پای کار بایستد. در این رابطه معتقدم که با مذاکرات و امتیاز چابهار میشود شکل جدیدی از گفت و گوها شکل بگیرد و قرارداد تازهای منعقد شود که با تصویب مجالس ایران و افغانستان و ثبت در سازمان ملل این مشکل به سمت حل و فصل شدن پیش برود.
منبع: ابتکار
ارسال نظر