کد خبر: ۲۶۳۲۳۷
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۶:۵۶
سرنشین که مردی حدوداً ۵۰ ساله بود از ناحیه کتف دچار درد شدید و از ناحیه سر و صورت خونریزی مختصری داشت که به علت مصدومیت از ناحیه کتف قادر به کمک کردن نبود از طرفی راننده تریلر جلویی هم فردی مسن بود و او هم نمی توانست به من کمک کند و تنها با راهنمایی من توانست موضوع را به سایر یگان های امدادی اطلاع دهد.
راننده و سرنشین خودرو به وسیله لوله های فلزی که از تریلر جلویی وارد کابین شده بود حبس شده بودند، از طرفی آتش از زیر کابین شعله ور شده و هر لحظه امکان آتش سوزی وجود داشت.

 مرد میانسالی همراه پسر جوانش که اهل یکی از استان های همجوار اصفهان هستند در دفتر نظارت همگانی (۱۹۷) فرماندهی انتظامی استان حضور یافته و از اقدام شجاعانه استوار علی اصغر بهارلویی مامور واحد گشت یگان امداد فرماندهی انتظامی شهرستان نجف آباد"که باعث نجات فرزندش از مرگ حتمی شده بود، تقدیر کرد.

برای اینکه از جزئیات حادثه مطلع شویم به سراغ علی اصغر بهارلویی رفته و پای گفت و گو با او نشستیم.

لطفاً برای ما از روز حادثه بگویید.

ساعت ۵ و ۳۰ دقیقه بامداد روز حادثه در حال گشت زنی در اتوبان شهید کاظمی، محور غرب استان بودم که با صحنه تصادف بین ۲ تریلر که یکی از آنها از عقب به خودروی جلویی برخورد کرده و حدوداً ۵۰ لوله فلزی از تریلر جلویی وارد کابین تریلر عقب شده و همین امر هم باعث گیر افتادن راننده و سرنشین آن در داخل کابین شده بود، روبه رو شدم.

راننده مرد جوانی حدوداً ۳۰ ساله بود که به صورت کامل توسط لوله ها، داخل کابین حبس شده بود، پدر راننده هم که در زمان وقوع حادثه در عقب کابین در حال استراحت بود هم محبوس و هر دو دچار خونریزی شده بودند.

نمی دانستم چه کار کنم خیلی دستپاچه شده بودم هیچ کسی آن موقع صبح در اطراف خودروی حادثه دیده نبود، راننده من هم با توجه به اینکه تصادف در لاین دیگر رخ داده بود بایستی تقاطع را دور می زد که به دلیل دور بودن مسیر  مدت زمانی طول کشید تا خودش را به من برساند.

به همین دلیل خودم تنهایی دست به کار شدم و برای نجات آنها وارد کابین تریلر شدم، ابتدا سرنشین را که کمتر درگیر بود نجات داده و از کابین خارج کردم.

سرنشین که مردی حدوداً ۵۰ ساله بود از ناحیه کتف دچار درد شدید و از ناحیه سر و صورت خونریزی مختصری داشت که به علت مصدومیت از ناحیه کتف قادر به کمک کردن نبود از طرفی راننده تریلر جلویی هم فردی مسن بود و او هم نمی توانست به من کمک کند و تنها با راهنمایی من توانست موضوع را به سایر یگان های امدادی اطلاع دهد.

در زمان کمک کردن به حادثه دیدگان، آتش در زیر کابین شعله ور شده و دود غلیظی هم داخل کابین را فرا گرفته و هر لحظه امکان آتش گرفتن آن وجود داشت.

سریعا با آچار مخصوص اقدام به باز کردن دو تا از سیم های بُکسل که لوله ها را نگه داشته بود، کرده و سپس روی لوله ها رفته و با فشار پا اندکی فشردگی لوله را داخل کابین کاهش داده و حدود ۵۰ لوله را از کابین خارج کردم.

در این زمان وارد کابین شده و راننده که به علت خونریزی شدید و دود بیهوش شده بود را از بالا تنه آزاد کردم ولی همچنان هر دو پای مصدوم داخل کابین درگیر بود و پدر مصدوم هم با داد و فریاد تقاضای تلاش بیشتر و سریع تر از من داشت و می گفت: "تو رو خدا کاری بکن! تا دقایقی دیگر کابین ماشین آتش می گیرد و پسرم از دست می رود."

خلاصه هر طور شده با کمک راننده تریلر دیگر و با استفاده از یک دیلم پاهای جوان مصدوم را آزاد و او را به بیرون از ماشین منتقل کردم.

در این زمان بود که ماموران آتش نشانی هم در محل حضور یافته و آتش خودرو را مهار کردند و راننده جوان که پایش شکسته بود را به بیمارستان شهید "منتظری" شهرستان نجف آباد انتقال دادند.

تا رسیدن نیروهای امدادی چقدر طول کشید؟

دقیقاً نمی دانم ولی فکر می کنم تقریباً یک ربع یا ۲۰ دقیقه طول کشید.

فکر نکردی ممکن است خودت دچار حادثه شوی؟

مرد جوان لبخندی می زند و می گوید: نه در آن لحظه هیچ فکری غیر از نجات هموطن خود در سر نداشتم من وظیفه انسانی خودم را انجام دادم و مطمئن هستم که همه همکاران من هم چنین عقیده ای دارند و هر کدام آنها هم اگر در صحنه بودند همان کاری را می کردند که من کردم.

برای خودت هم مشکلی پیش آمد؟

بله زمانی که برای نجات مصدومان حادثه روی لوله ها رفتم، چندین بار امکان سقوط من از بالای تریلر که در حال رها شدن لوله بود، وجود داشت.

وقتی هم که در کابین خودرو رفتم به دلیل دود غلیظ، دچار تنگی نفس شدم اما به هر حال خوشحالم که توانستم وظیفه ام را به درستی انجام دادم و واقعاً فکر می کنم، معجزه خدا بود که توانستم آنها را از مرگ حتمی نجات بدهم.

اگر شما در آن لحظه حضور نداشتید چه اتفاقی ممکن بود برای حادثه دیدگان بیفتد؟

با توجه به گرفتارشدن پدر و فرزند در داخل کابین و خون زیادی که از آن ها رفته بود و همچنین آتش سوزی مختصری که در زیر کابین خودرو ایجاد شده و دود غلیظ داخل آن فکر می کنم مرگ هر دو سرنشین حتمی بود.

از طرفی هم راننده تریلر جلویی به علت کهولت سن و عدم آشنایی با موقعیت مکانی جهت اطلاع رسانی به یگان های امدادی نمی توانست هیچ گونه کمکی به آن ها انجام دهد.

پیگیر حال مصدومان نشدی؟

چرا از بیمارستان سراغشان را گرفتم و وقتی فهمیدم که حالشان خوب است خدارا شکر کردم.

بعد از آن ماجرا باز هم مصدومان را ملاقات کردی؟

نه بعد از آن ماجرا مصدومان را ندیدم تا حدود ۳ هفته قبل که آن ها برای تکمیل پرونده تصادف خود به کلانتری مراجعه کرده بودند نشانی محل خدمت من را پرسیده و به نزدم آمده و با آنها ملاقات داشتم. پدر راننده تریلر مرا محکم در آغوش گرفت و مرا غرق بوسه کرد. اولش آن ها را نشناختم و از این کارشان متعجب بودم تا اینکه ماجرای آن روز را به خاطرم آورد و گفت جان فرزنش را مدیون کمک من است.

چرا تا به حال حرفی در مورد کاری که کردی نزدی؟

دلیلی نداشت که بخواهم حرفی بزنم و خودم را مطرح کنم چون من این کار را فقط برای رضای خدا کردم و هیچ چشم داشتی هم از کسی ندارم.

از اینکه توانستی جان هموطنان خود را نجات دهی چه حسی داری؟

از اینکه خداوند به من توانایی داد تا بتوانم به بندگانش کمک کنم حس خیلی خوبی دارم البته معتقدم که من کاره ای نبودم و این خداوند بود که من را سر راه آنان قرار داد.

و سخن پایانی این مامور پلیس

از رانندگان عزیز می خواهم قوانین و مقررات را رعایت کنند به خصوص خودروهای تریلر و کامیون که حامل بار به ویژه میله ها، تیرآهن ها و .. هستند بایستی توجه کنند که خدای ناکرده کوچکترین خطای آنها باعث بروز حادثه برای خودروهای عقب خود می شود.

رانندگان عزیز همیشه این نکته را مد نظر داشته باشند که خانواده آنها منتظر دیدار مجددشان هستند و بنابر این بایستی از هرگونه عجله و شتاب بپرهیزند. البته این مطالب را نه به عنوان یک مامور پلیس بلکه به عنوان یک برادر دلسوز می گویم چراکه هیچ وقت دلم نمی خواهد حادثه ای که دیدم برای هموطنان دیگرم تکرار شود.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین عناوین