کد خبر: ۲۶۲۷۵۶
تاریخ انتشار: ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۴:۴۶
اگر باخته باشد، دست‌های پشت پرده اجازه نداده‌اند که تیمش به موفقیت برسد و اگر بازی را برده باشد، تیم به همراه یاران شجاعش در جنگ با فساد و ناپاکی و شاید هم نیروهای اهریمنی، دلیرانه سربلند شده‌اند.
 بدتر از توطئه، توهم آن است. در این چند وقت در ایران بیشتر از اینکه از فوتبال لذت ببریم، گوشمان از جمله‌های تکراری سنگین شده‌؛ جمله‌هایی که در نقد و نکوهش فساد در فوتبال ایران، در و دیوار سالن‌های نشست‌های خبری را سیاه کرده‌اند. کسی نمی‌داند این حرف‌ها فرار رو به جلو است یا جنگ برای عدالت‌طلبی.

 " دست‌های پشت پرده"، "آقایان"، "برخی‌ها" و از این دست عبارات، برای اهالی فوتبال در ایران کاملاً آشنا هستند. فرقی نمی‌کند که سرمربی یا بازیکن، تیمش باخته باشد یا برنده از زمین بیرون آمده باشد، در هر دو صورت می‌تواند از این عبارات استفاده کند.

اگر باخته باشد، دست‌های پشت پرده اجازه نداده‌اند که تیمش به موفقیت برسد و اگر بازی را برده باشد، تیم به همراه یاران شجاعش در جنگ با فساد و ناپاکی و شاید هم نیروهای اهریمنی، دلیرانه سربلند شده‌اند.

اگر قرار باشد این "برخی‌ها" را با مصاحبه‌های اهالی فوتبال بشناسیم، این "آقایان" عمرشان به درازای تاریخ فوتبال ایران است و چهره‌شان از انظار مخفی. فقط همیشه در میان کلمات و جمله‌های تکراری بازیکنان، مدیران، هواداران و مدیرانی فوتبالی جا خوش کرده‌اند.

معلوم نیست این "توهم توطئه" واقعاً در عمق روان فوتبالی‌ها ریشه دارد یا فقط یک تکنیک است که از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی کنند یا عملکرد خود را قهرمانانه نشان دهند؟

می‌گوئیم توهم توطئه چون کمتر به یاد داریم بازیکنی، مربی یا مدیری، پا را از کلی‌گویی فراتر بگذارد و آدرس و نشانی دقیق بدهد. در ضمن در بیشتر موارد افرادی که به ظاهر دست به افشاگری زده‌اند زمانی این کار را کردند که پست و جایگاه خود در یک باشگاه را ترک کرده بودند.

همه دور این آتش نشسته‌ایم و گرم می‌شویم و فقط زمانی که باد، دود به حلق‌مان می‌فرستد ناله و فغان سر می‌دهیم که وا مصیبتا! مردم بیایید که شعله‌های فساد، پیراهن پاک و مقدس ما را به آتش کشیده است.

کافی است به مصاحبه‌های چند هفته اخیر اهالی فوتبال ایران نگاهی کرد تا متوجه شد وقتی کار به جای حساس می‌رسد، پرده‌ها میفتند و تظاهر به احترام و دیده‌بوسی‌، تعریف و تمجیدهای پوچ و تو خالی و گل‌های از سر اجبار تقدیم شده، جای خود را به تهمت و فحش و تهدید می‌دهند که دامن صغیر و کبیر را می‌گیرد.

اگر دایی جان ناپلئون بود احتمالاً می‌گفت، "کار، کار انگلیسی‌هاست" ولی همگی خوب می‌دانیم که همه در یک دایره‌ایم و کسی خارج نیست. اگر فسادی هست، لابد همه در آن شریکیم که نمی‌بینیم یا خودمان را به ندیدن می‌زنیم. داد و هوار را همه بلدند! دوستان عزیز افشا کننده فساد، مارتین لوترهای زمان، شما اگر بیل زنید، باغچه‌های خودتان سال‌هاست که منتظرند.




منبع: ایسنا
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین عناوین