|
امروز: پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۲

ایران؛ عاملی تعیین‌کننده در افول سیاسی دونالد ترامپ

کد خبر: ۴۰۲۷۹۴
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۵
شدت و گستره حملات، در کنار اظهارات روزانه و پیام‌های مکرر ترامپ در شبکه‌های اجتماعی، پس از گذشت بیش از ۹ ماه یک نکته را از دیدگاه نویسنده روشن می‌کند: رئیس‌جمهور آمریکا تلاش داشت پیش از پایان یافتن فرصت سیاسی خود، حداکثر استفاده را از آن ببرد.

ایران؛ عاملی تعیین‌کننده در افول سیاسی دونالد ترامپ

آنچه از نتایج انتخابات سراسری آمریکا آشکار شده، از نگاه نویسنده این یادداشت، نشانه‌ای از پایان دوران سیاسی دونالد ترامپ است؛ واقعیتی که به باور او، رئیس‌جمهور آمریکا بیش از هر فرد دیگری آن را احساس می‌کند. می‌توان گفت ترامپ در شرایط کنونی با پیامدهای موقعیتی روبه‌رو شده که پایان آن را از نزدیک لمس می‌کند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید، روزنامه اطلاعات در یادداشتی نوشت: شاید ترامپ از همان زمان بازگشت دوباره به کاخ سفید، با آگاهی از محدود بودن فرصت پیش‌رو، تصمیم گرفت بدون اتلاف وقت، برنامه‌هایی را که در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود نتوانسته بود اجرا کند، در اولویت قرار دهد. احتمالاً تجربه دوره اول و مواجهه با اکثریت دموکرات در مجلس و کنگره، در شکل‌گیری این رویکرد مؤثر بود؛ دوره‌ای که دموکرات‌ها در برابر بخشی از بلندپروازی‌های داخلی و بین‌المللی او ایستادند و مانع پیشبرد برخی برنامه‌هایش شدند.

ترامپ با تکیه بر آن تجربه، هنگام بازگشت به کاخ سفید می‌دانست که برخورداری از مجلس و کنگره همسو فرصتی ارزشمند، اما موقتی است و نمی‌توان برای همیشه روی آن حساب کرد. شاید به همین دلیل بود که ایران را از نخستین روزهای دوره دوم ریاست‌جمهوری خود در کانون توجه قرار داد. فشارهای او برای آغاز مذاکرات هسته‌ای با ایران از همان هفته نخست شروع شد. هنوز مرحله اول گفت‌وگوها به پایان نرسیده بود که چند ساعت بعد، در تاریکی نیمه‌شب، جنگ دوازده‌روزه آغاز شد؛ جنگی که در ظاهر اسرائیل شروع‌کننده آن بود، اما از سوی نویسنده این یادداشت به‌مثابه حمله آمریکا به میز مذاکره تعبیر شده است.

در مرحله پایانی آن جنگ، در حالی که مدیریت عملیات ظاهراً بر عهده ارتش اسرائیل بود، جنگنده‌های سنگین آمریکایی به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کردند. واکنش نظامی ایران و سپس نحوه مدیریت پرونده هسته‌ای، به‌گونه‌ای پیش رفت که پس از تصویب مجلس، حتی بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ریاست گروسی نیز اجازه دسترسی به این تأسیسات را پیدا نکردند. این تحولات، با وجود ادعای ترامپ درباره نابودی سایت‌های هسته‌ای ایران، تردیدهای جدی برای او ایجاد کرد و باعث شد فشارها برای برگزاری دور دوم مذاکرات را افزایش دهد.

این بار نیز حمله به روند دیپلماتیک، نه بلافاصله، بلکه چند ساعت پس از آغاز مذاکرات صورت گرفت؛ آن هم با حملاتی در دو جبهه که نویسنده آن‌ها را دو اقدام خشونت‌آمیز توصیف می‌کند: حمله به بیت رهبری در مرکز ایران و ترور هم‌زمان شماری از فرماندهان ارشد نظامی، و حمله به مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب؛ مدرسه‌ای که دانش‌آموزان بی‌گناه در آن مشغول تحصیل بودند.

تلاش ترامپ برای بهره‌برداری از فرصت محدود سیاسی

شدت و گستره حملات، در کنار اظهارات روزانه و پیام‌های مکرر ترامپ در شبکه‌های اجتماعی، پس از گذشت بیش از ۹ ماه یک نکته را از دیدگاه نویسنده روشن می‌کند: رئیس‌جمهور آمریکا تلاش داشت پیش از پایان یافتن فرصت سیاسی خود، حداکثر استفاده را از آن ببرد.

ترامپ بهتر از هر فرد دیگری می‌دانست که موقعیتی کم‌نظیر در اختیار دارد، اما این فرصت همیشگی نیست. به همین دلیل، از تمام ظرفیت سیاسی خود استفاده کرد و به تعبیر این یادداشت، چیزی را برای پیشبرد اهدافش فروگذار نکرد؛ با این حال، به‌رغم تلاش‌های گسترده، نتوانست به نتایج مورد انتظار خود دست پیدا کند.

در این میان، دو عامل بیش از همه در برابر برنامه‌های ترامپ قرار گرفتند: توان نظامی ایران و انسجام ملی ایرانیان. به باور نویسنده، ترامپ با وجود بی‌اعتنایی اولیه به این دو مؤلفه، در جریان جنگ ناچار شد واکنش آن‌ها را در محاسبات خود لحاظ کند؛ هرچند در ادامه، با رویکردی فرافکنانه، این اتحاد را کارزاری ناشی از هوش مصنوعی معرفی کرد.

با این وجود، رئیس‌جمهور آمریکا که احتمال پایان یافتن فرصت ویژه خود را در نظر داشت، طیف گسترده‌ای از اقدامات را دنبال کرد؛ از مواضع متناقض و اظهارنظرهای مبهم گرفته تا مذاکره و توافق، عقب‌نشینی از توافق، حمله به رادارها و حتی حمله به مراسم عروسی. با این حال، هیچ‌یک از این اقدامات نتوانست روندی را که از نگاه او نشانه‌های پایان را آشکار کرده بود، تغییر دهد.

تنگه هرمز و مواجهه ترامپ با محدودیت‌های قدرت آمریکا

در این میان، تنگه هرمز به عاملی تبدیل شد که به روایت این یادداشت، ترامپ را با واقعیت افول و پایان فرصت سیاسی‌اش روبه‌رو کرد. با این حال، او شخصیتی نبود که به‌سادگی واقعیت را بپذیرد و در برابر آن عقب‌نشینی کند.

اکنون، با وجود سرسختی‌ها، لجاجت‌ها و رفتارهای پیچیده سیاسی ترامپ، نشانه‌های پایان دوران او آشکار شده است؛ موضوعی که نویسنده معتقد است خود رئیس‌جمهور آمریکا نیز بیش از دیگران از آن آگاهی دارد.

نکته محوری این یادداشت آن است که به باور نویسنده، این ایران بوده که ناقوس پایان سیاسی ترامپ را به صدا درآورده است؛ همان‌گونه که چهار دهه پیش، چنین وضعیتی برای جیمی کارتر، رئیس‌جمهور دموکرات وقت آمریکا، رقم خورد.

از نگاه نویسنده، ایستادگی مردم ایران در دو عرصه نظامی و سیاسی طی ماه‌های گذشته نشان داده بود که گذر زمان الزاماً به سود ترامپ نیست. کمتر کسی نسبت به این موضوع تردید داشت که برخلاف مواضع علنی و تبلیغات رسانه‌ای، رئیس‌جمهور آمریکا به‌تدریج در حال از دست دادن موقعیت خود است. بسیاری از رفتارها و اظهارات شتاب‌زده او نیز نشانه آن بود که راه روشنی برای تغییر شرایط و جابه‌جایی مرزهای آشکارشده شکست در اختیار ندارد.

فراتر از ترامپ؛ افول جریانی سیاسی و اقتصادی

اکنون که این تحولات رخ داده است، به نظر می‌رسد با گذشت زمان، نشانه‌های افول سیاسی ترامپ بیش از پیش نمایان شود؛ افولی که نویسنده آن را نتیجه ایستادگی ایران و پشتوانه تمدنی و فرهنگی آن می‌داند.

با این حال، نکته‌ای که نباید از نظر دور بماند، این است که پایان ترامپ صرفاً به معنای پایان فعالیت سیاسی یک فرد یا کنار رفتن سیاستمداری تندرو و مخالف منطق نیست. از دیدگاه نویسنده، مسئله به افول جریانی بازمی‌گردد که ترامپ دست‌کم طی دو دهه گذشته نمایندگی آن را بر عهده داشته و محصول آن بوده است؛ جریانی متکی بر سرمایه‌داری مهارنشده که به عرصه سیاست نفوذ کرده است.

ائتلاف این جریان با جریان افراطی همسو در حزب لیکود، به باور نویسنده، آسیب‌های گسترده‌ای به روابط بین‌الملل و رویکردهای اعتدال‌گرا وارد کرده است. با این حال، او معتقد است پایان دیپلماتیکی که اکنون برای هر دو جریان رقم خورده، احتمال بازگشت چنین سیاستمدارانی به عرصه قدرت را در آینده‌ای طولانی کاهش خواهد داد.

 
 
ارسال نظر
captcha
اخبار روز
ببینید و بشنوید
آخرین عناوین