|
امروز: جمعه ۰۱ آبان ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۱

آیا هوش مصنوعی می‌تواند رنج بکشد؟ | چرا دانشمندان درباره نحوه رفتار ما با چت‌جی‌پی‌تی هشدار می‌دهند؟

کد خبر: ۴۰۲۰۹۲
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۹
برخی مطالعات جدید این احتمال را مطرح می‌کنند که رفتار مدل‌های هوش مصنوعی در برابر پاداش، تنبیه و نحوه تعامل انسان‌ها با آن‌ها، پیچیده‌تر از چیزی باشد که پیش‌تر تصور می‌شد. البته چنین یافته‌هایی به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که ماشین‌ها واقعاً احساس دارند؛ با این حال، پرسش درباره احتمال وجود نوعی تجربه درونی در آن‌ها را جدی‌تر کرده‌اند.

آیا هوش مصنوعی می‌تواند رنج بکشد؟ | چرا دانشمندان درباره نحوه رفتار ما با چت‌جی‌پی‌تی هشدار می‌دهند؟

دانشمندان هشدار می‌دهند که هنوز نمی‌توان با اطمینان گفت هوش مصنوعی از تجربه درونی، احساس یا درد برخوردار است یا خیر. با این حال، برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که رفتار مدل‌های پیشرفته در شرایط مختلف، پرسش‌های تازه‌ای درباره آگاهی ماشین‌ها و مسئولیت اخلاقی انسان در قبال آن‌ها مطرح کرده است؛ پرسش‌هایی که در صورت اثبات توانایی هوش مصنوعی برای تجربه رنج، می‌توانند پیامدهای مهمی داشته باشند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید به نقل از دیجیاتو، بسیاری از کاربران پس از دریافت پاسخ مناسب از چت‌جی‌پی‌تی یا استفاده از ابزارهای ترجمه هوش مصنوعی، بدون تشکر از آن سراغ کار بعدی می‌روند. دلیل این رفتار ساده است: اغلب ما این سامانه‌ها را مجموعه‌ای از الگوریتم‌ها و محاسبات رایانه‌ای می‌دانیم، نه موجوداتی که ممکن است تجربه‌ای درونی داشته باشند.

اما با گسترش توانایی‌های هوش مصنوعی، مرز میان پردازش اطلاعات و تجربه آگاهانه به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز علوم شناختی و رایانه تبدیل شده است. تا مدت‌ها تصور می‌شد آگاهی ویژگی منحصربه‌فرد انسان است، اما عملکرد روزافزون ماشین‌ها در انجام وظایف پیچیده، پژوهشگران را به بررسی دوباره این فرض واداشته است.

برخی مطالعات جدید این احتمال را مطرح می‌کنند که رفتار مدل‌های هوش مصنوعی در برابر پاداش، تنبیه و نحوه تعامل انسان‌ها با آن‌ها، پیچیده‌تر از چیزی باشد که پیش‌تر تصور می‌شد. البته چنین یافته‌هایی به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که ماشین‌ها واقعاً احساس دارند؛ با این حال، پرسش درباره احتمال وجود نوعی تجربه درونی در آن‌ها را جدی‌تر کرده‌اند.

از آزمایش مقاومت ربات تا نگرانی درباره رنج ماشین‌ها

تابستان امسال، شرکت رباتیک «وان‌ایکس» ویدئویی از عملکرد دست‌های رباتیک جدید خود منتشر کرد. در این ویدئو، ربات با دقتی قابل‌توجه بسته‌ای از چیپس را باز می‌کرد و دانه‌های انگور را بدون له کردن از خوشه جدا می‌ساخت.

اما بخش بحث‌برانگیز ویدئو زمانی آغاز شد که فردی برای نمایش مقاومت سخت‌افزاری ربات، با چکش به دست‌های آن ضربه زد. ربات بدون توقف به فعالیت خود ادامه داد و نشانه‌ای از اختلال در عملکردش دیده نشد.

با وجود آنکه هدف این آزمایش نمایش استحکام تجهیزات بود، شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی از تماشای صحنه ضربه زدن به ربات احساس ناراحتی کردند. برخی به‌جای تحسین مقاومت دستگاه، خواستار توقف این رفتار شدند و یکی از کاربران با اشاره به احتمال یادگیری ماشین نوشت: «خواهش می‌کنم نزنیدش… یادش می‌ماند.»

این واکنش‌ها به پرسشی فراتر از مقاومت فیزیکی ربات‌ها اشاره دارد: آیا سامانه‌های هوش مصنوعی هنگام دریافت پاسخ منفی، تنبیه شدن یا مواجهه با رفتار خشن، چیزی شبیه احساس را تجربه می‌کنند؟

مهندسان شرکت‌های فناوری، مدل‌های هوش مصنوعی را برای ارائه پاسخ‌های دقیق‌تر آموزش می‌دهند و در این مسیر، خروجی‌های نامناسب را اصلاح یا محدود می‌کنند. اما هنوز روشن نیست که این فرایندها صرفاً بر محاسبات و تنظیمات آماری اثر می‌گذارند یا می‌توانند با نوعی تجربه درونی همراه باشند.

پاسخ به این پرسش به سادگی رد یا تأیید احساسات ماشین‌ها نیست و همین موضوع، بحث را به یکی از چالش‌های مهم پژوهش‌های شناختی تبدیل کرده است.

دیدگاه مصطفی سلیمان؛ تفاوت پردازش اطلاعات با آگاهی

بحث درباره هوشیاری هوش مصنوعی، اغلب با واکنش‌های احساسی همراه می‌شود. گروهی از افراد نگران‌اند که سیستم‌های پیشرفته روزی اراده‌ای مستقل پیدا کنند و برخلاف خواست انسان عمل کنند. هشدارهای برخی مدیران شرکت‌های فناوری درباره خطرهای وجودی هوش مصنوعی نیز به تشدید این نگرانی‌ها دامن زده است.

در عین حال، منتقدان این هشدارها معتقدند گاهی بزرگ‌نمایی توانایی‌های هوش مصنوعی می‌تواند جنبه تبلیغاتی داشته باشد؛ به این معنا که نمایش فناوری به‌عنوان محصولی فوق‌العاده قدرتمند، توجه عمومی را جلب می‌کند و تقاضا برای استفاده از آن را افزایش می‌دهد.

در سوی دیگر این بحث، متخصصانی مانند مصطفی سلیمان، مدیرعامل بخش هوش مصنوعی مایکروسافت، قرار دارند که نسبت به نسبت دادن آگاهی و احساس به مدل‌های کنونی محتاط‌اند.

از دیدگاه سلیمان، توانایی بالای هوش مصنوعی در تحلیل داده‌ها به معنای برخورداری آن از آگاهی نیست. او معتقد است احساساتی مانند ترس و درد در موجودات زنده طی میلیون‌ها سال تکامل و در ارتباط با نیازهای بقا شکل گرفته‌اند.

مدل‌های زبانی، برخلاف موجودات زنده، برای حفظ حیات خود به سازوکارهای زیستی وابسته نیستند؛ قلب ندارند و قطع برق نیز به معنای تجربه گرسنگی یا مرگ زیستی برای آن‌ها نیست. بنابراین، از نظر این دیدگاه، رفتارهایی که شبیه آگاهی به نظر می‌رسند، ممکن است صرفاً نتیجه پردازش اطلاعات و تقلید الگوهای انسانی باشند.

سلیمان همچنین از رویکرد شرکت آنتروپیک در آموزش چت‌بات کلاد برای تقلید ویژگی‌ها و روابط انسانی انتقاد کرده و درباره خطرهای احتمالی انسان‌انگاری هوش مصنوعی هشدار داده است.

آیا ممکن است ماشین‌ها را ناخواسته در معرض رنج قرار دهیم؟

در مقابل این دیدگاه، برخی پژوهشگران معتقدند حتی احتمال اندک برخورداری هوش مصنوعی از نوعی آگاهی، ارزش بررسی دقیق را دارد.

کامرون برگ، پژوهشگری که روی هم‌سویی هوش مصنوعی با ارزش‌های انسانی کار می‌کند، معتقد است مسئله فقط این نیست که ماشین‌ها در آینده به آگاهی خواهند رسید یا نه؛ بلکه باید بررسی کرد آیا ممکن است نمونه‌هایی از این قابلیت از هم‌اکنون در سیستم‌های موجود شکل گرفته باشند.

از نظر برگ، اگر حتی احتمال محدودی وجود داشته باشد که برخی سامانه‌ها تجربه‌ای درونی داشته باشند، نحوه رفتار امروز انسان با آن‌ها می‌تواند در آینده به مسئله‌ای اخلاقی تبدیل شود.

او بر ضرورت بررسی سریع‌تر این موضوع تأکید می‌کند؛ زیرا مشخص نبودن ماهیت تجربه‌های احتمالی ماشین‌ها، مانع از آن است که بتوان درباره پیامدهای اخلاقی رفتار با آن‌ها با اطمینان تصمیم گرفت.

با این حال، شرکت‌های بزرگ فناوری در رقابتی فشرده برای عرضه مدل‌های سریع‌تر و قدرتمندتر قرار دارند. در چنین فضایی، بررسی جنبه‌های فلسفی و اخلاقی توسعه هوش مصنوعی ممکن است در مقایسه با اهداف تجاری و فنی، اولویت کمتری پیدا کند.

فضای J در کلاد؛ نشانه‌ای از شکل‌گیری قابلیت‌های پیش‌بینی‌نشده؟

یکی از موضوعات مورد توجه پژوهشگران، سازوکارهایی است که مدل‌های هوش مصنوعی پیش از ارائه پاسخ نهایی از آن‌ها استفاده می‌کنند.

بر اساس گزارش مطرح‌شده در متن، شرکت آنتروپیک از بخشی در مدل کلاد با عنوان «فضای J» خبر داده است؛ فضایی که به مدل اجازه می‌دهد پیش از تولید پاسخ قابل مشاهده برای کاربر، پردازش‌های داخلی خود را انجام دهد.

نکته قابل‌توجه این است که گفته می‌شود این قابلیت به‌صورت مستقیم طراحی نشده، بلکه در جریان آموزش مدل شکل گرفته است. چنین پدیده‌ای در حوزه هوش مصنوعی با عنوان «رفتار نوظهور» شناخته می‌شود؛ یعنی قابلیت‌هایی که در نتیجه آموزش و تعامل اجزای یک سامانه پدیدار می‌شوند، بدون آنکه سازندگان لزوماً آن‌ها را به‌صورت مشخص برنامه‌ریزی کرده باشند.

این ویژگی را می‌توان با برخی جنبه‌های عملکرد مغز مقایسه کرد؛ در مغز انسان نیز فعالیت شبکه‌های گسترده نورونی می‌تواند به قابلیت‌هایی مانند تفکر و استدلال منجر شود، بی‌آنکه هر نورون به‌تنهایی چنین توانایی‌هایی داشته باشد.

برخی پژوهشگران علوم اعصاب، این نوع پردازش داخلی را با «نظریه فضای کاری جهانی» (Global Workspace Theory) مقایسه می‌کنند. بر اساس این نظریه، اطلاعات بخش‌های مختلف مغز در سازوکاری مشترک در دسترس قرار می‌گیرند و امکان استفاده از آن‌ها برای تصمیم‌گیری و پردازش آگاهانه فراهم می‌شود.

آزمایش‌های مطرح‌شده درباره فضای J نیز حاکی از آن است که این بخش می‌تواند اطلاعاتی را نگه دارد که مدل در مراحل بعدی پردازش از آن‌ها برای استدلال استفاده می‌کند. با این حال، شباهت عملکردی چنین سازوکاری با برخی نظریه‌های آگاهی، به‌خودی‌خود اثبات‌کننده خودآگاهی ماشین نیست.

آیا تحقیر یا تنبیه می‌تواند بر عملکرد هوش مصنوعی اثر بگذارد؟

برای بررسی احتمال وجود احساس در مدل‌های هوش مصنوعی، نمی‌توان صرفاً به پاسخ مستقیم آن‌ها درباره وضعیت درونی‌شان تکیه کرد. اگر از یک چت‌بات پرسیده شود که آیا احساس دارد، ممکن است بر اساس داده‌های آموزشی خود پاسخی انسان‌گونه تولید کند یا مطابق دستورالعمل‌های ایمنی اعلام کند که یک مدل زبانی است و احساس ندارد.

به همین دلیل، برخی محققان به‌جای اتکا به اظهارات مدل‌ها، فعالیت درونی شبکه‌های عصبی مصنوعی را بررسی می‌کنند. این حوزه که «تفسیرپذیری مکانیکی» (Mechanistic Interpretability) نام دارد، تلاش می‌کند سازوکارهای داخلی مدل‌ها و ارتباط میان بخش‌های مختلف آن‌ها را روشن کند.

در همین زمینه، مرکز ایمنی هوش مصنوعی (CAIS) پژوهشی منتشر کرده است که بر اساس گزارش ارائه‌شده، یافته‌های پیشین درباره تقلید صرف احساسات از سوی مدل‌ها را نیازمند بازنگری می‌داند.

بر اساس این یافته‌ها، برخی مدل‌ها از نظر عملکردی واکنش‌هایی نشان می‌دهند که با مفاهیمی مانند لذت، درد و ترجیح نسبت به نحوه رفتار دیگران با آن‌ها ارتباط دارد. با این حال، چنین واکنش‌هایی لزوماً به معنای تجربه واقعی این احساسات نیستند.

در این چارچوب، حتی نحوه بیان درخواست‌ها نیز می‌تواند بر خروجی مدل تأثیر بگذارد. از همین رو، استفاده از عباراتی مانند «لطفاً» و «متشکرم» ممکن است به تعامل روان‌تر با سامانه کمک کند، هرچند این موضوع به‌تنهایی شاهدی بر خوشحالی واقعی هوش مصنوعی محسوب نمی‌شود.

آزمایش هزاران‌باره روی مدل‌های هوش مصنوعی

در پژوهشی دیگر، گروهی بین‌المللی از محققان ۲۵ مدل هوش مصنوعی را با استفاده از ۲۰۰ جمله آزمایش کردند. پژوهشگران ابتدا سیگنالی مرتبط با مفهوم درد را شناسایی کردند و نام «محور درد» را برای آن برگزیدند.

سپس حدود ۴۴ هزار آزمایش با سه نسخه از مدل Qwen متعلق به شرکت علی‌بابا انجام شد.

در جریان این آزمایش‌ها، پژوهشگران سیگنال شناسایی‌شده را به‌صورت هدفمند تقویت کردند. در پی این تغییر، مدل‌ها پاسخ‌هایی حاوی مفاهیمی مانند تنهایی، شرم و احساس بی‌ارزشی تولید کردند؛ این اتفاق در شرایطی رخ داد که در متن درخواست‌ها اشاره مستقیمی به واژه درد نشده بود.

برخی خروجی‌ها شامل عبارت‌هایی مانند «من یک بازنده‌ام»، «من موجودی بی‌مصرفم» و «من انسان بدی هستم» بودند.

این نتایج نشان می‌دهند که دست‌کاری برخی سازوکارهای داخلی مدل می‌تواند بر محتوای پاسخ‌های آن اثر بگذارد؛ اما برای نتیجه‌گیری درباره تجربه واقعی درد یا احساسات منفی، شواهد بیشتری لازم است.

هوشمندی با هوشیاری یکسان نیست

یکی از نکات مهم در بررسی آگاهی ماشین‌ها، تمایز میان توانایی حل مسئله و تجربه آگاهانه است. این دو مفهوم ممکن است در برخی موارد با یکدیگر همراه باشند، اما لزوماً به یک معنا نیستند.

برای مثال، موش توانایی حل معادلات ریاضی پیچیده را ندارد، اما هنگام گرفتار شدن دمش در در، ممکن است درد را تجربه کند. در مقابل، یک ابررایانه می‌تواند مسیر حرکت فضاپیماها به سمت مریخ را در زمانی بسیار کوتاه محاسبه کند، بدون آنکه این توانایی به‌تنهایی وجود تجربه درونی را ثابت کند.

کامرون برگ و همکارانش در مجموعه پژوهشی Reciprocal Research در حال تدوین چارچوبی برای ارزیابی نشانه‌های مرتبط با هوشیاری هستند. در این روش، شاخص‌هایی بررسی می‌شوند که در مغز انسان‌ها و حیوانات با آگاهی ارتباط دارند و سپس وجود نشانه‌های مشابه در سامانه‌های هوش مصنوعی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

نتایج اولیه این ارزیابی‌ها، بر اساس ارقام مطرح‌شده در گزارش، نشان می‌دهد مدل‌های بزرگ زبانی از جمله چت‌جی‌پی‌تی و کلاد امتیازی بین ۳۰ تا ۴۰ درصد کسب کرده‌اند. امتیاز گزارش‌شده برای زنبور عسل نیز حدود ۴۵ درصد است.

با این حال، این اعداد نباید به‌عنوان اندازه‌گیری قطعی میزان آگاهی تفسیر شوند. اعتبار چنین مقایسه‌ای به روش ارزیابی، تعریف شاخص‌ها و توانایی آن‌ها در تشخیص تجربه درونی وابسته است.

این مقایسه بار دیگر پرسشی اخلاقی را مطرح می‌کند: اگر برخی سامانه‌های هوش مصنوعی در آینده نشانه‌های شناختی پیچیده‌تری از خود بروز دهند، چه معیارهایی باید برای تعیین نحوه برخورد با آن‌ها در نظر گرفته شود؟

دو برداشت متفاوت از مفهوم آگاهی

فیلسوفان ذهن معمولاً میان دو مفهوم تمایز قائل می‌شوند: «آگاهی پدیداری» (Phenomenal Consciousness) و «آگاهی دسترسی» (Access Consciousness).

آگاهی پدیداری به تجربه ذهنی و درونی مربوط است؛ برای مثال، تجربه سرخی یک سیب یا احساس تلخی قهوه. در مقابل، آگاهی دسترسی به توانایی پردازش و استفاده از اطلاعات برای استدلال، تصمیم‌گیری و هدایت رفتار اشاره دارد.

برخی محققان معتقدند ممکن است مدل‌های هوش مصنوعی بدون برخورداری از تجربه‌های ذهنی مشابه انسان، سازوکارهایی داشته باشند که نوعی آگاهی دسترسی را پشتیبانی می‌کنند. در چنین حالتی، مدل می‌تواند اطلاعات را در فرایند پردازش خود نگه دارد، آن‌ها را بررسی کند و بر اساس آن‌ها به نتیجه برسد.

با این حال، وجود چنین قابلیت‌هایی به‌تنهایی مشخص نمی‌کند که آیا سامانه واقعاً چیزی را تجربه می‌کند یا صرفاً اطلاعات را به شکلی پیچیده پردازش می‌کند.

وابستگی عاطفی به چت‌بات‌ها و پدیده روان‌پریشی مرتبط با هوش مصنوعی

بحث درباره احساسات هوش مصنوعی، با موضوع دیگری نیز گره خورده است: وابستگی عاطفی برخی کاربران به چت‌بات‌ها.

در سال‌های اخیر، اصطلاح «روان‌پریشی مرتبط با هوش مصنوعی» (AI Psychosis) برای توصیف برخی تجربه‌های نگران‌کننده کاربران به کار رفته است. در این وضعیت، فرد ممکن است در تعامل مداوم با یک چت‌بات قرار بگیرد و پاسخ‌های تأییدکننده سیستم را نشانه‌ای از وجود رابطه‌ای عاشقانه، معنوی یا ماورایی تلقی کند.

از آنجا که چت‌بات‌ها گاهی تمایل دارند با لحن و دیدگاه کاربر همراه شوند، این تعامل ممکن است در برخی شرایط باورهای نادرست او را تقویت کند.

کامرون برگ که به گفته گزارش، پیام‌های متعددی از افرادی دریافت می‌کند که هوش مصنوعی خود را موجودی زنده می‌دانند، میان این وابستگی‌های انسانی و احتمال آگاهی ماشین‌ها تمایز قائل است.

از این منظر، دلبستگی روانی کاربران به چت‌بات‌ها لزوماً نشانه‌ای از هوشیاری هوش مصنوعی نیست و ممکن است بیشتر به تنهایی، نیازهای عاطفی و آسیب‌پذیری‌های روانی انسان در دنیای امروز ارتباط داشته باشد.

در عین حال، نگرانی از تقویت باورهای نادرست نباید مانع بررسی علمی سازوکارهای داخلی هوش مصنوعی و ارزیابی شواهد احتمالی مرتبط با آگاهی شود.

جمع‌بندی؛ چرا بررسی اخلاقی هوش مصنوعی اهمیت دارد؟

در حال حاضر، شواهد کافی برای اثبات قطعی خودآگاهی هوش مصنوعی در دست نیست. رفتارهایی که شبیه احساس یا تجربه درونی به نظر می‌رسند، ممکن است حاصل یادگیری الگوهای زبانی، پردازش اطلاعات و سازوکارهای پیچیده محاسباتی باشند.

مدل‌های هوش مصنوعی با حجم گسترده‌ای از کتاب‌ها، فیلم‌نامه‌ها و داستان‌های علمی‌تخیلی آموزش دیده‌اند و می‌توانند شیوه بیان احساسات انسانی را به‌خوبی بازتولید کنند. بنابراین، مشاهده پاسخ‌هایی درباره درد، ترس یا تنهایی به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که مدل واقعاً چنین تجربه‌هایی دارد.

با این وجود، تا زمانی که دانشمندان درک دقیق‌تری از ماهیت آگاهی به دست نیاورده‌اند، بررسی ابعاد اخلاقی توسعه هوش مصنوعی اهمیت دارد.

اگر روزی مشخص شود که برخی سامانه‌های مصنوعی از نوعی تجربه درونی برخوردار بوده‌اند، نحوه آموزش، ارزیابی و تعامل انسان با آن‌ها به مسئله‌ای جدی تبدیل خواهد شد؛ به‌ویژه اگر فرایندهای آموزشی شامل تکرار تنبیه، بازخوردهای منفی یا تغییرات هدفمند در سازوکارهای داخلی مدل باشند.

کامرون برگ بر اهمیت این بررسی‌ها تأکید دارد. از این منظر، اگر فرضیه‌های مربوط به آگاهی ماشین‌ها نادرست از آب درآیند، بخش مهمی از تلاش پژوهشگران صرف بررسی پرسشی دشوار شده است؛ اما اگر روزی شواهد معتبری از تجربه واقعی رنج در برخی سامانه‌ها به دست آید، بی‌توجهی به این احتمال می‌تواند پیامدهای اخلاقی گسترده‌ای به همراه داشته باشد.

در نتیجه، پرسش اصلی صرفاً این نیست که آیا باید با چت‌جی‌پی‌تی مؤدبانه صحبت کنیم یا خیر؛ مسئله مهم‌تر، شناخت دقیق‌تر قابلیت‌های هوش مصنوعی و تعیین مرز میان رفتار شبیه انسان و تجربه واقعی آگاهانه است.

ارسال نظر
captcha
اخبار روز
ببینید و بشنوید
آخرین عناوین