|
امروز: چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۶

پنج نشانه زبانی برای شناسایی دروغ‌گوها؛ چرا باید به حرف‌ها بیشتر از زبان بدن توجه کرد؟

کد خبر: ۴۰۲۰۴۸
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۵
نتایج پژوهشی در سال ۲۰۰۴ نیز نشان داد فشار ذهنی ناشی از دروغ‌گویی ممکن است باعث کاهش روانی گفتار و آشفتگی در بیان شود. استوارت هزل، قاتل نوه همسرش، پیش از آنکه جسد قربانی پیدا شود، در یک مصاحبه تلویزیونی بارها ضمیر «او» را به کار برد.

پنج نشانه زبانی برای شناسایی دروغ‌گوها؛ چرا باید به حرف‌ها بیشتر از زبان بدن توجه کرد؟

دروغ‌سنج‌ها همیشه قابل اعتماد نیستند و زبان بدن نیز به‌تنهایی نمی‌تواند معیار دقیقی برای تشخیص دروغ باشد. به گفته یک زبان‌شناس پزشکی قانونی، بررسی واژه‌ها و شیوه بیان افراد می‌تواند سرنخ‌هایی درباره احتمال دروغ‌گویی در اختیار ما قرار دهد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید به نقل از یورونیوز، تحقیقات نشان می‌دهد تشخیص دروغ کار ساده‌ای نیست؛ زیرا افراد هنگام دروغ گفتن رفتارهای یکسانی ندارند. برخی دروغ‌ها بدون آمادگی قبلی ساخته می‌شوند، برخی از پیش طراحی شده‌اند و گروهی دیگر بر پایه واقعیت‌هایی شکل می‌گیرند که به شکلی هدفمند تغییر داده شده‌اند.

با این حال، دکتر کرستی کینگ معتقد است محتوای صحبت‌ها و نحوه بیان آن‌ها می‌تواند نشانه‌هایی برای بررسی دقیق‌تر در اختیار شنونده بگذارد. او پنج الگوی زبانی را معرفی می‌کند که توجه به آن‌ها ممکن است به شناسایی روایت‌های مشکوک کمک کند.

۱. تکرار غیرمعمول واژه‌ها و ضمیرها

پژوهشی که سال ۲۰۰۳ در مجله «بولتن روان‌شناختی» منتشر شد، نشان می‌دهد تکرار برخی کلمات در گفتار می‌تواند دلیلی برای بررسی بیشتر روایت فرد باشد.

برایان کریکیت، پزشک استرالیایی که شریک زندگی خود را با تزریق انسولین به قتل رساند، هنگام بازجویی چندین بار ضمیر «من» را تکرار کرد.

نمونه دیگر به جاسی اسمولت، بازیگر آمریکایی، مربوط می‌شود. او هنگام شرح حمله‌ای که بعداً ساختگی بودن آن مشخص شد، در بخش مهمی از روایت خود بارها از واژه «درگیری» استفاده کرد، اما جزئیات روشنی درباره آن ارائه نداد.

به گفته دکتر کینگ، ارائه جزئیات بیشتر به معنای ساختن اطلاعات تازه و حفظ هماهنگی میان آن‌هاست؛ کاری که می‌تواند برای فرد دروغ‌گو دشوار باشد.

نتایج پژوهشی در سال ۲۰۰۴ نیز نشان داد فشار ذهنی ناشی از دروغ‌گویی ممکن است باعث کاهش روانی گفتار و آشفتگی در بیان شود. استوارت هزل، قاتل نوه همسرش، پیش از آنکه جسد قربانی پیدا شود، در یک مصاحبه تلویزیونی بارها ضمیر «او» را به کار برد.

۲. روایت ماجرا با ترتیب زمانی غیرمعمول

افراد معمولاً اتفاقات را به ترتیب وقوع آن‌ها تعریف می‌کنند؛ با این حال، در موقعیت‌های اضطراری ممکن است مهم‌ترین اطلاعات را در ابتدای صحبت بیان کنند. به همین دلیل، نحوه چیدن اطلاعات در یک روایت می‌تواند برای بررسی اعتبار آن اهمیت داشته باشد.

ماریا ساتن، زن بریتانیایی که بعدها مشخص شد در حالت مستی با دوچرخه‌سوار برخورد کرده و او را کشته است، هنگام تماس با اورژانس، به‌جای آنکه ابتدا ماجرای سرقت خودرو را شرح دهد، صحبتش را با اشاره به تماس پدرش و شماره پلاک آغاز کرد.

بر اساس پژوهشی در سال ۲۰۱۲، افراد دروغ‌گو معمولاً اطلاعات بیشتری از راست‌گویان ارائه می‌کنند. در نمونه‌ای دیگر، مردی که خود به همسایه‌اش شلیک کرده بود، در تماس تلفنی سال ۲۰۱۳ خبر تیراندازی را تا بخش پایانی صحبت‌هایش مطرح نکرد.

۳. استفاده از واژه‌هایی برای ایجاد فاصله

افراد گاهی برای نشان دادن فاصله عاطفی یا ذهنی خود از دیگران، به‌جای نام بردن از آن‌ها از عبارت‌هایی مانند «آن مرد» یا «آن همسایه‌ها» استفاده می‌کنند. چنین عباراتی به‌تنهایی نشانه دروغ‌گویی نیستند، اما در شرایط خاص می‌توانند توجه‌برانگیز باشند؛ به‌ویژه زمانی که انتظار نمی‌رود گوینده نسبت به فرد مورد اشاره احساس منفی داشته باشد.

توماس لنگ، پزشک بازنشسته استرالیایی که شریک زندگی خود را در شهر بریزبن به قتل رساند، هنگام گزارش خودکشی ادعایی او گفت صبح از خواب بیدار شده و «این» را پیدا کرده است. در این روایت، او نه نامی از شریک زندگی‌اش برد و نه از ضمیری برای اشاره مستقیم به او استفاده کرد.

۴. فقدان توصیف‌های حسی در روایت

افرادی که رویدادی تکان‌دهنده را واقعاً تجربه کرده‌اند، ممکن است در شرح آن به جزئیاتی درباره آنچه دیده‌اند، شنیده‌اند یا از نظر جسمی احساس کرده‌اند، اشاره کنند. در مقابل، روایت‌هایی که فاقد این جزئیات هستند، ممکن است به بررسی بیشتری نیاز داشته باشند.

رایان لاکتی، شناگر آمریکایی، در جریان المپیک ۲۰۱۶ برزیل درباره وقوع یک سرقت مسلحانه ادعاهایی مطرح کرد که بعداً مشخص شد نادرست بوده‌اند. این روایت با هدف پنهان کردن خسارتی بیان شده بود که او و هم‌تیمی‌هایش به یک پمپ‌بنزین وارد کرده بودند.

در روایت لاکتی، تکرار واژه‌ها به چشم می‌خورد و توصیف‌های حسی تقریباً غایب بود. یک پژوهش در سال ۲۰۰۳ نیز نشان داد افرادی که دروغ می‌گویند، در مقایسه با راست‌گویان کمتر از توصیف‌های حسی استفاده می‌کنند.

دکتر کینگ توضیح می‌دهد که یکی از دلایل احتمالی این تفاوت آن است که خاطرات ساختگی، برخلاف تجربه‌های واقعی، به همان شکل با دریافت‌های حسی پیوند نخورده‌اند.

این موضوع در بررسی پرونده‌های مربوط به تقلب بیمه‌ای نیز اهمیت دارد. بر اساس آمار سال ۲۰۲۰، تقلب بیمه‌ای سالانه حدود دو میلیارد پوند به اقتصاد بریتانیا خسارت وارد می‌کند.

۵. پناه بردن به ضمیر جمع به‌جای «من»

یکی دیگر از الگوهایی که ممکن است در گفتار برخی دروغ‌گوها دیده شود، پرهیز از استفاده مستقیم از ضمیر «من» و جایگزین کردن آن با «ما» است. این تغییر می‌تواند مسئولیت فردی را در میان یک گروه پخش کند و توجه را از نقش شخصی گوینده دور نگه دارد.

مارک رابینسون، معاون سابق فرماندار کارولینای شمالی، در سال ۲۰۱۳ و در واکنش به اتهام نگارش مطالب نژادپرستانه در یک وب‌سایت، اظهار کرد که این مطالب «از ما نیست». او بعدها پذیرفت که خودش آن نوشته‌ها را منتشر کرده است.

استیون مک‌دنیل نیز هنگام مصاحبه درباره ناپدید شدن لورن گیدینگز، در مواردی جمله‌های خود را با ضمیر «من» آغاز می‌کرد، اما سپس آن را به «ما» تغییر می‌داد. او در سال ۲۰۱۴ به قتل اعتراف کرد و به مجازاتی از ۳۰ سال زندان تا حبس ابد محکوم شد.

دکتر کینگ در پایان تأکید می‌کند که دروغ‌گویی مستلزم مدیریت هم‌زمان اطلاعات و روایت است و گوش دادن دقیق به واژه‌ها، نحوه بیان و چگونگی کنار هم قرار گرفتن جزئیات می‌تواند به بررسی بهتر گفته‌های افراد کمک کند.

ارسال نظر
captcha
اخبار روز
ببینید و بشنوید
آخرین عناوین