|
امروز: چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۹

مشکل اصلی ارتش آمریکا در جنگ‌ها چیست؟

کد خبر: ۴۰۲۰۲۷
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۲
فارن پالیسی با اشاره به گذشت بیش از شش ماه از آغاز جنگ، هزاران حمله هوایی و شمار زیادی کشته، تأکید کرد که ایران همچنان تسلیم نشده است. این نشریه معتقد است در مواجهه با ناکامی‌های نظامی آمریکا، روایتی آشنا دوباره مطرح می‌شود؛ روایتی که احتمال دارد ترامپ نیز آن را مبنای تصمیم‌های بعدی خود قرار دهد و در نتیجه، به تشدید شکست‌ها بینجامد.

مشکل اصلی ارتش آمریکا در جنگ‌ها چیست؟

مجله فارن پالیسی در تحلیلی درباره عملکرد ارتش آمریکا در جنگ‌های چند دهه اخیر نوشت، واشنگتن بارها به‌جای بازنگری در راهبردهای نظامی و سیاسی خود، شکست‌ها را به کمبود اراده و استقامت نسبت داده است؛ رویکردی که به باور این نشریه، تاکتیک‌های نظامی را جایگزین راهبردهای مؤثر کرده و دستاوردهای میدانی را با پیروزی سیاسی یکسان می‌گیرد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید، فارن پالیسی در این گزارش با اشاره به جنگ آمریکا علیه ایران نوشت که وعده‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره دستیابی سریع به نتایج مطلوب محقق نشده و این جنگ، به‌جای پایان سریع، به افزایش فشار بر اقتصاد جهانی از سوی تهران انجامیده است. با این حال، بار دیگر نسخه‌ای مشابه آنچه در جنگ‌های گذشته مطرح شده، پیشنهاد می‌شود: افزایش حملات موشکی، تشدید خشونت و کنار گذاشتن محدودیت‌ها.

از نگاه این نشریه، تجربه درگیری‌های چند دهه گذشته نشان می‌دهد که مسئله اصلی ارتش آمریکا صرفاً به توانایی‌های آن در میدان نبرد مربوط نیست، بلکه به نگرشی بازمی‌گردد که قدرت تاکتیکی را بر راهبرد مقدم می‌داند و موفقیت نظامی را با دستیابی به اهداف سیاسی اشتباه می‌گیرد.

تکرار ادعای «پیروزی ازدست‌رفته» در جنگ علیه ایران

فارن پالیسی با اشاره به گذشت بیش از شش ماه از آغاز جنگ، هزاران حمله هوایی و شمار زیادی کشته، تأکید کرد که ایران همچنان تسلیم نشده است. این نشریه معتقد است در مواجهه با ناکامی‌های نظامی آمریکا، روایتی آشنا دوباره مطرح می‌شود؛ روایتی که احتمال دارد ترامپ نیز آن را مبنای تصمیم‌های بعدی خود قرار دهد و در نتیجه، به تشدید شکست‌ها بینجامد.

این روایت که از آن با عنوان «پیروزی ازدست‌رفته» یاد می‌شود، بر این فرض استوار است که آمریکا همچنان می‌تواند در جنگ پیروز شود، به شرط آنکه اراده بیشتری نشان دهد، هزینه‌های بالاتری را تحمل کند و حملات بیشتری انجام دهد.

ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا، جک کین، نیز چنین دیدگاهی را مطرح کرده و گفته است: «ما واقعاً این توانایی را داریم که اگر بخواهیم، این کار را از نظر نظامی پایان دهیم!»

فارن پالیسی این طرز تفکر را یکی از کلیشه‌های دیرپای تاریخ نظامی آمریکا توصیف کرد. به نوشته این نشریه، یکی از روایت‌های تجدیدنظرطلبانه شناخته‌شده درباره جنگ ویتنام نیز دقیقاً همین عنوان را دارد؛ روایتی که شکست را نه نتیجه نقص در راهبرد، بلکه حاصل استفاده ناکافی از توان نظامی معرفی می‌کند.

برتری نظامی چگونه به شکست سیاسی منجر می‌شود؟

در تحلیل فارن پالیسی، اعتقاد به اینکه هر شکست نظامی را می‌توان با افزایش نیرو و تجهیزات جبران کرد، ریشه در تمرکز بیش از اندازه بر شاخص‌های مادی قدرت دارد.

این نشریه یادآور شد که آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم، بیش از ۸۰ سال پیش، با دشمنی که از نظر قدرت نظامی یا اقتصادی هم‌سطح یا نزدیک به آن باشد، وارد جنگ نشده است. در برخی موارد، از جمله افغانستان، فاصله توان نظامی آمریکا با طرف مقابل به اندازه‌ای زیاد بود که تصور شکست این کشور در چنین تقابلی دور از انتظار به نظر می‌رسید.

با وجود این برتری چشمگیر، واشنگتن بارها در دستیابی به اهداف جنگی خود ناکام مانده است. به نوشته فارن پالیسی، طراحان جنگ افغانستان نیز اشتباهات سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان نظامی در دوران جنگ ویتنام را تکرار کردند؛ آنان موانع سیاسی دستیابی به پیروزی را نادیده گرفتند و بر این باور بودند که یک راهبرد ناکارآمد را می‌توان صرفاً با صرف زمان بیشتر و پافشاری بر ادامه جنگ به نتیجه رساند.

این نشریه معتقد است که در جنگ علیه ایران نیز برتری نظامی آمریکا به عاملی علیه خود این کشور تبدیل شده است. اتکای بیش از اندازه به قدرت نظامی، زمینه‌ساز سیاست خارجی‌ای شده که انگیزه‌ها و اراده دشمنان و متحدان را به حاشیه می‌راند.

در چنین رویکردی، پیروزی‌های کوتاه‌مدت در میدان نبرد بر عواملی مانند فرسایش نیروها، خستگی و اراده طرف مقابل اولویت پیدا می‌کنند؛ در حالی که به باور نویسنده، همین عوامل می‌توانند نتیجه نهایی جنگ را به سود طرف ضعیف‌تر از نظر نظامی تغییر دهند.

فارن پالیسی همچنین امید به متفاوت بودن جنگ ترامپ علیه ایران را نمونه‌ای از آنچه «پیروزی امید بر تجربه» می‌نامد، دانست؛ وضعیتی که در آن، با وجود درس‌های جنگ‌های گذشته، همچنان این انتظار وجود دارد که درگیری جدید سرانجام متفاوتی پیدا کند.

رویکرد پنتاگون به تشدید خشونت و کاهش محدودیت‌ها

این گزارش در ادامه به مواضع پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، پرداخت. به نوشته فارن پالیسی، هگست با لحنی نمایشی، رویکرد دولت آمریکا در جنگ را بر مبنای آمادگی برای نبرد و استفاده حداکثری از قدرت مرگبار توصیف کرده است.

هگست این رویکرد را با عبارت «مرگباربودن حداکثری، نه قانون‌مداری سخت‌گیرانه» بیان کرده است.

فارن پالیسی مدعی شد که اقدامات وزیر جنگ آمریکا نیز در همین راستا بوده و شرایط را برای کنار گذاشتن قواعد درگیری و قوانین جنگ از سوی نیروهای آمریکایی آسان‌تر کرده است؛ به‌گونه‌ای که ممکن است برخی نیروها بدون نگرانی از مجازات، این محدودیت‌ها را نادیده بگیرند.

بر اساس این گزارش، یکی از اقدامات اولیه هگست، برکناری مشاوران حقوقی نظامی بود؛ افرادی که فرماندهان برای تفسیر و اجرای محدودیت‌های قانونی مربوط به استفاده از نیروی نظامی به راهنمایی آنها متکی هستند. او همچنین بودجه یکی از دفاتر پنتاگون را قطع کرد که مأموریت آن کاهش آسیب‌های واردشده به غیرنظامیان در جریان درگیری‌ها بود.

با این حال، نویسنده فارن پالیسی تأکید کرد که تشدید این رویکرد به شکست ایران منجر نشده و به اعتقاد او، نتیجه‌ای معکوس داشته است.

در این گزارش، به شهادت بیش از ۱۰۰ دانش‌آموز در مدرسه‌ای ابتدایی در میناب در نخستین روز جنگ علیه ایران اشاره شده است. فارن پالیسی این رویداد را عاملی دانست که به افزایش عزم ایرانیان برای ادامه مقاومت انجامیده است.

تهدیدهای ترامپ و تداوم باور به برتری خشونت

فارن پالیسی در ادامه نوشت که تهدیدهای ترامپ، با وجود خطرات آشکار تشدید درگیری برای منطقه، از نظر راهبردی منطق روشنی فراتر از این باور ارائه نمی‌کنند که افزایش خشونت به‌خودی‌خود می‌تواند پیروزی را تضمین کند.

به نوشته این نشریه، چنین دیدگاهی تنها به رئیس‌جمهور آمریکا محدود نیست و برخی دیگر از مقام‌های این کشور نیز از آن حمایت کرده‌اند.

ریچ مک‌کورمیک، نماینده کنگره آمریکا، در همین زمینه گفته است: «ما باید از همان ابتدا آماده جنگ می‌شدیم و آنها را در هم می‌کوبیدیم.»

نویسنده فارن پالیسی با استناد به روند جنگ علیه ایران نتیجه گرفت که توانایی اجرای تاکتیک‌های نظامی، برخلاف تصور رایج، مهم‌ترین مسئله‌ای نیست که ارتش آمریکا باید برای اصلاح آن اقدام کند.

شکست‌های منطقه‌ای و ضرورت بازنگری در سیاست خارجی آمریکا

این نشریه با اشاره به تجربه جنگ‌های پیشین آمریکا در خاورمیانه، ترکیب خصومت شدید و ضعف در تدوین راهبرد را از مشکلات تکرارشونده ارتش این کشور دانست.

استیون مارش، نویسنده کانادایی، در توصیف این وضعیت گفته است: «ارتش آمریکا ژانرهای کاملاً جدیدی برای شکست را وارد نظام کرده است.»

فارن پالیسی یادآور شد که شکست‌های نظامی معمولاً باید زمینه‌ساز اصلاحات اساسی در سیاست‌ها و راهبردها شوند، اما آمریکا در بسیاری از موارد از این روند فاصله گرفته است.

به نوشته این نشریه، ثروت اقتصادی، موقعیت جغرافیایی امن و خودمحوری آمریکا در سه دهه گذشته مانع از آن شده‌اند که این کشور به بازنگری جدی در سیاست خارجی خود بپردازد و اصلاحات معناداری را دنبال کند.

با این حال، انباشته شدن ناکامی‌ها و کاهش قدرت آمریکا، ضرورت تغییر مسیر را بیش از گذشته برجسته کرده است.

فارن پالیسی در پایان تأکید کرد که با وجود قرار گرفتن آمریکا و مقام‌های کنونی آن در برابر احتمال تکرار شکست در خاورمیانه، نشانه‌های چندانی از آمادگی ارتش و رهبران غیرنظامی این کشور برای درس گرفتن از تجربه‌های گذشته دیده نمی‌شود.

ارسال نظر
captcha
اخبار روز
ببینید و بشنوید
آخرین عناوین