کدام پیمان آغازگر جنگ جهانی دوم شد؟

با متوقف شدن برنامههای آمادگی نظامی در حالی که قدرتهای اروپایی در حال بررسی تشکیل جبهه متحد علیه آلمان بودند، هیتلر نمیتوانست اضطرار خود را پنهان کند. «تنش بین آلمان و لهستان غیرقابل تحمل شده است»، او به استالین هشدار داد. «هر لحظه ممکن است بحرانی پیش بیاید.»
به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید به نقل از خبرآنلاین؛ در شب ۲۰ اوت ۱۹۳۹ [۲۸ مرداد ۱۳۱۸]، آدولف هیتلر، صدراعظم آلمان، با درخواستی مبرم به سراغ دشمنی سرسخت رفت. زمان برای آمادهسازی حمله برنامهریزیشدهاش به لهستان در اول سپتامبر رو به اتمام بود و هیتلر نیاز داشت اتحاد جماهیر شوروی از جنگ او کنار بماند. در نامهای تلگرافی که با شتاب به ژوزف استالین فرستاده شد، هیتلر از دیکتاتور شوروی خواست تا هرچه زودتر ملاقاتی بین یواخیم فون ریبنتروپ، وزیر خارجه آلمان، و همتای شورویاش، ویاچسلاو مولوتوف، ترتیب دهد.
ماهها بود که اتحاد جماهیر شوروی با بریتانیا و فرانسه در حال مذاکره بود؛ کشورهایی که متعهد شده بودند در صورت حمله آلمان از لهستان دفاع کنند و اتحادی سهجانبه علیه تجاوز نازی تشکیل دهند. با این حال، آلمان و شوروی روز قبل یک توافق اقتصادی امضا کرده بودند. اکنون هیتلر یک پیمان سیاسی نیز میخواست، ایدهای که مولوتوف گفت آن را «صمیمانه» استقبال میکند. با متوقف شدن برنامههای آمادگی نظامی در حالی که قدرتهای اروپایی در حال بررسی تشکیل جبهه متحد علیه آلمان بودند، هیتلر نمیتوانست اضطرار خود را پنهان کند. «تنش بین آلمان و لهستان غیرقابل تحمل شده است»، او به استالین هشدار داد. «هر لحظه ممکن است بحرانی پیش بیاید.»
در ۲۳ اوت ۱۹۳۹ [۳۱ مرداد ۱۳۱۸] ریبنتروپ با دستورات کتبی هیتلر در دست برای بستن معامله وارد شد. چنین اقدام دیپلماتیکی تنها چند ماه پیش غیرقابل تصور بود. نازیها و شورویها دشمنان خونی در دو سوی طیف ایدئولوژیک بودند که از نفرت نسبت به یکدیگر برای تغذیه پاکسازیهای سیاسی و رژیمهای قاتل خود استفاده میکردند.
اکنون اما سیاست واقعگرایانه بر ایدئولوژی غلبه کرد. پس از آنکه آلمانیها اوایل همان سال چکسلواکی را برخلاف توافق مونیخ اشغال کردند، استالین در اراده بریتانیا و فرانسه برای مبارزه با نازیها تردید کرد. از سوی دیگر، شورویها توافق صلح با آلمانیها را جذاب یافتند، چراکه از قبل درگیر نبردی سخت در جبهه شرقی خود با ژاپن بودند و ارتش سرخ همچنان از پاکسازی فرماندهان ارشدش توسط استالین در ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ تضعیف شده بود.
گرمای روابط بین این همبسترهای عجیب آنقدر ناگهانی بود که پنج پرچم صلیب شکستهای که با شتاب برای استقبال از ریبنتروپ در فرودگاه آماده شده بودند، میبایست از استودیوهای فیلمسازی شوروی که فیلمهای تبلیغاتی ضدنازی تولید میکردند، قرض گرفته شوند. هنگامی که وزیر خارجه آلمان پشت میز مذاکره در کرملین نشست، پیشگفتاری باشکوه درباره روابط گرم دو کشور پیشنهاد داد، اما حتی یک دیکتاتور تمامیتخواه هم میدانست که حقیقت را فقط تا حدی میتوان خم کرد پیش از آنکه بشکند. استالین میگفت: «دولت شوروی نمیتواند ناگهان اطمینانهای دوستانه را به افکار عمومی ارائه دهد، پس از آنکه دولت نازی شش سال آنها را با سطلهایی از لجن پوشانده بود»، (براساس کتاب ظهور و سقوط رایش سوم نوشته ویلیام شایرر.)
در حالی که مذاکرات شوروی با بریتانیا و فرانسه ماهها به درازا کشیده بود، تنها چند ساعت طول کشید تا با آلمانیها توافق حاصل شود. این نشست «با سرعت آغاز و پایان یافت، فقط برای نشان دادن اینکه این دیکتاتورها چقدر کاری هستند»، روزنامه نیویورک تایمز در سرمقالهاش نوشت. این پیمان عدم تجاوز که رسماً «پیمان مولوتوف-ریبنتروپ» نامیده شد اما به «پیمان هیتلر-استالین» نیز معروف است، ساده و صریح بود. هر دو کشور برای 10 سال متعهد شدند «از هرگونه عمل خشونتآمیز، هرگونه اقدام تهاجمی و هرگونه حمله به یکدیگر، چه به صورت فردی و چه مشترکاً با قدرتهای دیگر، خودداری کنند.»
در حالی که عکس بزرگ قابشدهای از ولادیمیر لنین با نگاهی سختگیرانه بر اتاق پر از دود خیره شده بود، ریبنتروپ و مولوتوف امضاهای خود را پای توافقنامه زدند. استالینِ خندان آنقدر سرحال بود که شراب گازدار کریمهای را در یک نوش خودجوش به سلامتی هیتلر بالا برد و گفت: «میدانم ملت آلمان چقدر فوهرر خود را دوست دارد... بنابراین میخواهم به سلامتی او بنوشم.»
این توافق لحظهای که قلم کاغذ را لمس کرد اجرایی شد، بند دیپلماتیک غیرمعمولی که نشاندهنده شتابی بود که هیتلر احساس میکرد. ریبنتروپ با هیتلرِ مضطرب در اقامتگاه کوهستانیاش در باواریا تماس گرفت و خبر را داد. «این مثل بمب صدا خواهد کرد»، هیتلرِ بهوجد آمده گفت که اکنون میتواند بدون ترس از مداخله شوروی و جنگ دو جبههای که آلمان را در جنگ جهانی اول به نابودی کشانده بود، به لهستان حمله کند.
وینستون چرچیل بعدها نوشت: «خبر شوم مثل انفجاری بر جهان فرود آمد» و این فقط خبری بود که جهان از آن آگاه شد، زیرا علاوه بر پیمان عدم تجاوز، نازیها و شورویها یک پروتکل مخفی نیز منعقد کردند که تنها پایان جنگ جهانی دوم فاش شد. دو کشور با چاقوی قصابی لهستان را تکهتکه کردند و آلمانیها بخش بزرگتر غربی را برداشتند. شورویها بسارابیای جنوب شرقی اروپا و کشورهای بالتیک استونی، لتونی و فنلاند دریافت کردند، در حالی که لیتوانی در حوزه نفوذ آلمان قرار گرفت.
پیش از آنکه ریبنتروپ کرملین را ترک کند، استالین او را کنار کشید. «دولت شوروی پیمان جدید را بسیار جدی میگیرد»، دیکتاتور گفت و میتواند «به شرفش» قول دهد که «اتحاد جماهیر شوروی به شریکش خیانت نخواهد کرد.» استالین حتماً با خود فکر میکرد آیا هیتلر هم همین احساس را دارد، با توجه به آمادگی صدراعظم برای پذیرش تمام خواستههای شوروی و عادت مکررش به نقض معاهدات.
مولوتوف پیش از آنکه شورای عالی شوروی در غروب ۳۱ اوت [۸ شهریور ۱۳۱۸] پیمان را بهاتفاق آرا تصویب کند، به این شورا گفت: «پیمان ما به این معناست که بزرگترین قدرتهای اروپایی توافق کردهاند تهدید جنگ را از بین ببرند و در صلح زندگی کنند»،. چند ساعت بعد، بیش از یک میلیون سرباز آلمانی از مرز لهستان گذشتند. جنگ جهانی دوم آغاز شده بود. ظرف چند هفته، شورویها تحت پوشش حفاظت از ساکنان در برابر آلمانیها، شرق لهستان را اشغال کردند. ماهها بعد، نیروهای استالین به کشورهای بالتیک و بسارابیا لشکرکشی کردند.
پیش از امضای پیمان عدم تجاوز، رئیسجمهور فرانکلین دی. روزولت به استالین هشدار داده بود که «به همان قطعیتی که شب به دنبال روز میآید، به محض اینکه هیتلر فرانسه را فتح کند، به روسیه حمله خواهد کرد و نوبت شورویها خواهد بود.» این سخنان زمانی پیشگویانه از آب درآمد که در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ [۱ تیر ۱۳۲۰]، هیتلر یکجانبه پیمان خود با استالین را نقض کرد و بزرگترین حمله غافلگیرانه تاریخ جنگها را آغاز نمود.
منبع: history.com