آتلانتیک : واشنگتن به طرز فاجعهباری در درک اولویتها و «آستانه تحمل» ایران شکست خورده | ایران بارها نشان داده که دفاع از کیان و تمامیت ارضی خود را به هیچ قیمتی معامله نخواهد کرد

آتلانتیک در بررسی محاسبات غلط کاخ سفید در قبال جمهوری اسلامی ایران نوشته است: ناتوانی سران آمریکا در درک انگیزهها، اولویتها و آستانه تحمل ملت ایران، به بزرگترین خطای راهبردی واشنگتن بدل شده است.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید، نشریه آمریکایی «آتلانتیک» در تحلیلی سیاستهای خصمانه و ماجراجویانه کاخ سفید در قبال ایران را به چالش کشیده و آن را مصداق بارز «نشناختن دشمن» و خطایی راهبردی با تبعات جبرانناپذیر توصیف کرده است.
این مجله آمریکایی در مقالهای به قلم دو تحلیلگر ارشد خود، «نانسی یوسف» و «جاناتان لمایر»، با ارجاع به راهبرد ۲۵۰۰ ساله «سان تزو» (فرمانده نظامی چین باستان) مبنی بر ضرورت شناخت انگیزههای دشمن، تصریح میکند که واشنگتن به طرز فاجعهباری در درک اولویتها و «آستانه تحمل» ایران شکست خورده است. ایران بارها نشان داده که دفاع از کیان و تمامیت ارضی خود را به هیچ قیمتی معامله نخواهد کرد.
اینکه سنتکام حمله موشکی بامداد روز سهشنبه گذشته ایران به پایگاه نظامیان آمریکایی مستقر در خاک اردن را یک "حمله غافلگیرکننده" میکند، مایه شگفتی است. پایگاهی که به اذعان خود رسانههای غربی، به مرکزی برای طراحی تجاوزات علیه ایران و محور مقاومت بدل شده بود. این عملیات موشکی دقیقاً پس از ۱۳ روز حملات مستمر و غیرقانونی آمریکا علیه زیرساختها و توان دفاعی ایران صورت پذیرفت. به روایت ایسنا، ارتش اردن مدعی رهگیری موشکها شد، اما تصاویر میدانی و اعتراف رسانههای آمریکایی حاکی از ناتوانی سامانههای پدافندی در برابر قدرت موشکی ایران بود.
ایران با بدعهدیهای پس از امضای تفاهمنامه از سوی آمریکا به این نتیجه رسید که واشنگتن عامدانه متن تفاهمنامه را مبهم طراحی کرده بود تا بهانهای برای از سرگیری حملات دست و پا کند.
در اعترافی تکاندهنده، کارشناسان آمریکایی اذعان کردهاند که کاخ سفید جنگ علیه ایران را در اواخر فوریه با این پیشبینی غلط آغاز کرد که حکومت ایران «شکننده» و آماده فروپاشی است. دولت ترامپ باور داشت که شهادت رهبر ایران در همان روز نخست جنگ، به سرعت فروپاشی را به دنبال خواهد داشت. اما پنج ماه بعد، نظام سیاسی ایران همچنان پابرجاست.
پروفسور «ولی نصر» تحلیلگر برجسته دانشگاه جانز هاپکینز هسته اصلی محاسبات اشتباه واشنگتن را چنین بیان میکند: «محاسبه آمریکا این بود که تشدید تنش به تسلیم میانجامد. محاسبه ایران این بود که تشدید تنش به بازدارندگی منجر میشود.»
یک مقام ارشد کاخ سفید با توصیف آشفتگی فکری بیسابقه در رأس هرم قدرت آمریکا گفته است که ترامپ از یک سو در دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، تحت فشار برای حمله به «مسیرهای زمینی تدارکاتی ایران» قرار دارد و از سوی دیگر، چهرههای با نفوذ جمهوریخواه مانند استیو بنن و لورا اینگراهام، خواهان توقف فوری جنگ به دلیل تأثیر منفی آن بر انتخابات میاندورهای کنگره هستند. حقیقت این است که واشنگتن تا زمانی که نتواند هدف نهایی خود را مشخص کند، نخواهد توانست دشمنی را که به سرعت در حال تطبیق و تغییر است، درک کند.
ایران با اتکا به تجربه تاریخی، دیگر صرفاً به نیروهای همپیمان منطقهای متکی نیست، بلکه با بهرهگیری مستقیم از توان موشکی و پهپادی بومی خود، عنصر غافلگیری نظامی را احیا کرده است. ایران بر اساس این باور حرکت میکند که «میتواند بیش از ترامپ دوام بیاورد و مسیر مذاکره را دیگر گزینهای عملی نمیبیند.»
فرماندهان نظامی آمریکا اکنون برای یافتن «اهداف قابل حمله» در ایران به بنبست خوردهاند، چرا که زیرساختهای مقاومت آنچنان بازسازی میشوند که بمبارانها بیاثر میشوند. از سوی دیگر، نظرسنجیهای داخلی آمریکا (CBS News/YouGov) نشان میدهد که بیش از دو سوم شهروندان این کشور مخالف ادامه این جنگ بیحاصل هستند. ایران اما مسیر خود را یافته است؛ مسیری که با خروج کامل نیروهای متجاوز آمریکایی از غرب آسیا، احترام به حاکمیت ملتها و توقف سیاستهای مداخلهجویانه به صلحی پایدار و عادلانه ختم خواهد شد.