هاآرتص: ترامپ میان ۲ تنگه هرمز و بابالمندب گیر افتاده

ترامپ میان دو تنگه هرمز و بابالمندب گرفتار شده و با وجود تهدیدهای نظامی، عملا ابزار چندانی برای پیشبرد اهداف خود ندارد.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید، روزنامه هاآرتص در گزارشی نوشت: «دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در حالی میان تنگه هرمز و تنگه باب المندب گرفتار شده و همچنان بر حملات علیه ایران و انصارالله یمن اصرار میورزد که در داخل ایران، محمدباقر قالیباف از اعضای تیم مذاکرهکننده، بر راهبرد "مقاومت همراه با دیپلماسی" تاکید دارد و عربستان و پاکستان بهدلیل منافع اقتصادی و پیمانهای دفاعی، تمایلی به همراهی با آمریکا ندارند و فشارها بر ترامپ برای عقبنشینی از تهدیدهایش روزافزون است.
اما در نهایت، این ایران است از این فشارهای نامتقارن بهره میبرد، در حالی که ترامپ بارها و بارها مجبور به عقبنشینی از تهدیدهای خود شده و احتمالا باز هم این رویه را تکرار خواهد شد.
گزارشها حاکی از آن است که انصارالله یمن برای بستن تنگه کلیدی باب المندب آماده میشود و انصارالله یمن هم آماده است. در صورت بروز چنین اتفاقی در کوتاهمدت، آسیب اصلی متوجه عربستان سعودی خواهد بود که خط لوله نفتی خود را که از غرب کشور به ینبع در دریای سرخ میرود، به شاهرگ اصلی صادرات خود تبدیل کرده است. این خط لوله میتواند روزانه حدود هفت میلیون بشکه نفت حمل کند، اما دو ترمینال بارگیری ینبع فقط حدود ۴ تا ۴.۵ میلیون بشکه ظرفیت دارند.
از منظر تئوری، حتی اگر تنگه بابالمندب بسته شود، عربستان هنوز میتواند از طریق کانال سوئز نفت صادر کند. اما سازمان کانال سوئز به نفتکشهای غولپیکر اجازه عبور نمیدهد، بنابراین عربستان فقط مسیر شرقی به سمت آسیا را خواهد داشت و اگر انصارالله یمن ترانزیت در تنگه باب المندب را متوقف کنند، عربستان دیگر مسیر صادراتی امنی نخواهد داشت.
مسئله بابالمندب همچنین نقص جدی دیگری را در روند گفتوگوهای واشنگتن آشکار میکند. در ماه آوریل، ایران خواستار اعمال آتشبس در تمام جبههها، بهویژه لبنان شد. آمریکاییها پذیرفتند و اسرائیل را مجبور به پذیرش آتشبس در لبنان کردند اما واشنگتن خواستار مشارکت انصارالله یمن در آتشبس نشد. به نظر میرسد ترامپ تفکر خود را بر اساس آتشبس خود با انصارالله یمن در ماه مه ۲۰۲۵ بنا کرده بود، زمانی که این گروه متعهد شد به کشتیها در دریای سرخ حمله نکند، مگر کشتیهای اسرائیلی یا کشتیهای عازم اسرائیل. انصارالله یمن گفت در صورت حمله آمریکا یا اسرائیل به ایران، آتشبس را نقض خواهند کرد، هرچند در طول جنگ ۱۲ روز ژوئن ۲۰۲۵ از حملات خودداری کردند. اما در ماه ژوئیه، حملات خود را علیه کشتیهای غیرآمریکایی از سر گرفتند و یک کشتی با پرچم لیبریا را غرق کردند.
حالا این نیروهای مقاومت یمنی اکنون باید تصمیم بگیرند که آیا میخواهند آتشبس سال ۲۰۲۲ خود با ریاض را کاملا پاره کنند؛ آتشبسی که این هفته برای نخستین بار آشکارا زیر پا گذاشته شد و در تلافی بمباران فرودگاه صنعا به سوی عربستان موشک شلیک شد. دولت مورد حمایت ریاض مدعی شد نیروهایش به فرودگاه حمله کردند تا از فرود یک هواپیمای ایرانی جلوگیری کنند و ادعا کرد که آن هواپیما حامل سلاح برای انصارالله یمن بوده است اما انصارالله یمن میگوید در واقع این عربستان بود که حمله را انجام داد و نیروهای دولت مستعفی توان هوایی چنین اقدامی را ندارند.
از نظر ظاهری، این حادثه پایان یافته، اما ریاض ممکن است اکنون خود را در یک معضل نگرانکننده بیابد؛ آیا در صورت اجرای تهدید از سوی انصارالله یمن برای بستن تنگه بابالمندب، با آنها مقابله کند؟ چنین موضعی میتواند خطر حملات به تاسیسات نفتی و زیرساختهای غیرنظامی عربستان را به همراه داشته باشد یا اینکه ریاض بار دیگر از نفوذ خود بر ترامپ برای مهار تهدیدهایش علیه ایران استفاده کند.
عربستان خود را در موقعیتی غیرعادی در برابر ایران میبیند. از ماه مه، که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان به ترامپ گفت اجازه نمیدهد از خاک این کشور برای حمله علیه ایران استفاده شود، تهران به عربستان حمله نکرده است. در ۱۱ ژوئن، سپاه پاسداران ۱۸ هدف آمریکایی را در کویت و بحرین مورد اصابت قرار داد، اما هیچکدام در عربستان نبود. در ۹ ژوئیه، ایران علیه مواضع آمریکا در اردن، کویت، بحرین و قطر حمله کرد، اما باز هم عربستان در لیست نبود. در ۱۲ ژوئیه، مواضع و پایگاههای آمریکایی در همان چهار کشور عربی هدف حملات ایران قرار گرفتند و بازهم عربستان از لیست اهداف غایب بود.
این تضمینی نیست که اگر ایران نتیجه بگیرد که چنین حملهای به نفعش است، به عربستان حمله نکند. اما فعلا این معادله به نفع تهران است زیرا ریاض عملا خنثی شده است. عربستان سعودی شرکتکنندهای فعال در مذاکرات آمریکا و ایران نیست و نمیتواند چیزی را به تهران تحمیل کند، اما نفوذ قابلتوجهی بر ترامپ دارد. اگر رئیسجمهور آمریکا تهدیدهای خود را عملی کند، هیچ تضمینی وجود ندارد که سعودیها از مسیر فعلی خود دست بکشند و به جنگی علیه ایران یا انصارالله یمن بپیوندند و عربستان تنها کشوری نیست که با یک معضل شکلگرفته از سوی ایران روبروست.
پاکستان که بهصورت رسمی همچنان میانجی مذاکرات آمریکا و ایران است، نگران است که عربستان چه علیه ایران و چه علیه انصارالله یمن در خط مقدم قرار گیرد، زیرا توافقنامه دفاعی راهبردی پاکستان و عربستان، هر یک را متعهد میکند که در صورت حمله به دیگری، به یاری آن بشتابد. آخرین چیزی که پاکستان نیاز دارد، رویارویی نظامی با ایران یا انصارالله یمن است. به هر حال، همگرایی منافع بین عربستان، پاکستان، کشورهای حوزه خلیجفارس و ایران، اکنون قویتر از هرگونه همکاری با آمریکا به نظر میرسد.
پس از آنکه روابط ایران و کشورهای عربی نتوانست از تهران در برابر حملات آمریکا و اسرائیل محافظت کند، ایران خود را از روابط محدودکننده با کشورهای عربی رها کرده است و امروز، هیچ کشور عربی یا ائتلافی توانایی تاثیرگذاری بر ایران را ندارد، چه رسد به اینکه بتواند به آن دیکته کند.
در مقابل، ترامپ علاوه بر رویارویی با مشکلات سیاسی داخلی، در فشارهایی گرفتار شده که او را ملزم به در نظر گرفتن منافع منطقهای و بینالمللی میکند.
از شمارش خارج شده که چند بار ترامپ از حملات برنامهریزیشده عقبنشینی کرده، عملیات بمباران بزرگ را درست پیش از شروع متوقف کرده یا زمان بیشتری برای مذاکرات در نظر گرفته است. گاهی به درخواست پاکستان و گاهی توسط عربستان یا قطر ترامپ مهار شده و گاهی خود ایران با ازسرگیری مذاکرات از طریق میانجیها، رئیس جمهور آمریکا را مهار کرده است. تا چند روز دیگر مشخص خواهد شد که آیا بار دیگر، یک میانجی ظاهر میشود تا آخرین عقبنشینی ترامپ را به او تقدیم کند یا خیر.»