حدادعادل: رهبر شهید معتقد بودند اگر گروهی تنها خود را حق مطلق بداند، به وحدت نمیرسیم

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه رهبر شهید معتقد بودند اگر در مسائل سیاسی و اجتماعی، هر گروهی خود را حق مطلق و دیگران را باطل مطلق بداند، هرگز وحدتی شکل نخواهد گرفت، اظهار کرد: لازمه وحدت آن است که همه طرفهایی که خواهان وحدت هستند، هر یک از جایگاه خود یک یا چند گام به سوی دیگری بردارند تا امکان همگرایی فراهم شود.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی تدبیر و امید، غلامعلی حدادعادل در آیین افتتاحیه نخستین همایش بینالمللی «مکتب امام مجاهد شهید» با محور «تبیین اندیشه، سیره و حکمرانی حضرت آیتالله العظمی خامنهای»، اظهار کرد: ما همچنان اندوهگین و متأثر از فقدان رهبر عزیزمان هستیم، اما در کنار این اندوه باید مصمم باشیم که ایشان را بیش از پیش بشناسیم و راهشان را ادامه دهیم. معیار صداقت ما در دوست داشتن رهبر شهید، تلاش برای ماندگاری مکتب ایشان است.
وی افزود: درباره رهبر شهید از هر دری میتوان سخن گفت و بسیار نیز میتوان سخن گفت و البته باید گفت. پرداختن به راهبردهای کلان آن مرد بزرگ در اداره کشور، به معنای غفلت از سایر ابعاد وجودی ایشان نیست. رهبر شهید که هنوز پس از گذشت چند ماه از شهادتشان، دلهای ما فقدان ایشان را باور نکرده است، مردی موحد، مؤمن، متقی، متکی و متوکل به خداوند بود. ایمان به خدا سراسر وجود ایشان را فرا گرفته بود و در تمام عمر، قطبنمای کشتی زندگی ایشان در طوفانها و لنگر ثباتشان محسوب میشد.
حدادعادل گفت: آیتالله خامنهای شهید، مسلمانی مؤمن، قرآنشناس و قرآنپژوه بود. دل، جان، ذهن، زبان، فکر و عمل ایشان با قرآن آمیخته بود و قرآن را در پرتو چراغ عترت میخواندند و میفهمیدند. از درخشانترین ویژگیهای ایشان، اخلاص و انصاف بود؛ اخلاص در برابر خداوند و انصاف در برابر بندگان خدا. ایستادگی بر حق، دفاع از حق و مقابله با باطل، شیوهای بود که ایشان در تمام عمر از آن عدول نکردند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: بیاعتنایی به دنیا، در عین اهتمام به امور دنیوی و اخروی مردم، از ویژگیهای بارز ایشان بود. ایشان به معنای حقیقی کلمه زاهد بودند و نه خود و نه فرزندانشان هرگز به زخارف دنیا دل نبستند و در پی اندوختن مال و ثروت نبودند. خوشرویی، خوشگویی، مردمداری، وفاداری، جوانمردی با دوستان و مدارا با دشمنان شخصی ـ نه دشمنان دین و کشور ـ از صفات برجسته ایشان بود. همچنین سعه صدر، سرعت انتقال ذهن، ذوق سرشار، طبع لطیف و برخورداری از محضری دلپذیر، از دیگر ویژگیهای آن رهبر بزرگوار به شمار میرفت.
وی افزود: آیتالله خامنهای شهید از دانشی وسیع، اطلاعاتی گسترده و آگاهی فراوان در موضوعات مختلف برخوردار بودند، اما فراتر از علم، حکمت ایشان بود که از دل نورانیشان میجوشید و بر زبانشان جاری میشد. ایشان شخصیتی منظم، منضبط، پرکار، دارای ظاهری و باطنی آراسته، سخنوری بلیغ، نویسندهای فصیح و شاعری توانا بودند. همچنین شجاعت در اظهار حق در برابر دشمنان حق، از دیگر ویژگیهای برجسته ایشان بود؛ بهگونهای که هیچ بیم و هراسی از آنان به دل راه نمیدادند.
حدادعادل یادآور شد: آنچه گفته شد، همه آن چیزی نیست که باید درباره ایشان گفته شود و این فهرست نیز تمامی کمالات آن بزرگوار را در بر نمیگیرد. مقصود تنها آن بود که بهعنوان مقدمه، اشاراتی فهرستوار به ابعاد گوناگون شخصیت ایشان داشته باشم تا زمینه ورود به اصل بحث فراهم شود.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به راهبردهای اندیشهای رهبر شهید انقلاب، اظهار کرد: نخستین راهبرد تداوم راه امام راحل است. ایشان در طول دوران رهبری خود، نه تنها از نظر عاطفی و قلبی به امام راحل عشق میورزیدند، بلکه از نظر فکری و عقلی نیز به دیدگاههای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران باور عمیق داشتند. رهبر شهید هر سال در ۱۴ خرداد، همزمان با سالگرد ارتحال امام یکی از ابعاد شخصیت، اندیشه یا دیدگاههای ایشان را به تفصیل تبیین میکردند و همگان را به شناخت آرمانهای امام راحل و پیروی از آنها فرا میخواندند.
وی تصریح کرد: در تمام ۳۶ سال رهبری ایشان پس از امام راحل حتی یکبار نیز مشاهده نشد که خود یا دیدگاههایشان را در موضوعی با نظر امام مقایسه کنند. ایشان همواره نگران انحراف از راه امام راحل، تخریب یا تحریف اندیشهها و سخنان ایشان بودند، این خطر را پیوسته گوشزد میکردند و جامعه را نسبت به آن هشدار میدادند. ایشان از کسانی که در دوران حیات امام راحل منافقانه خود را پیرو ایشان معرفی میکردند اما پس از رحلت امام برخلاف اندیشه و سیره ایشان سخن میگفتند و عمل میکردند، نفرت داشتند.
حدادعادل اظهار کرد: رهبر شهید، اندیشهها و اصول فکری امام راحل را شالوده و سنگبنای انقلاب اسلامی میدانستند و معتقد بودند وظیفه اصلی ایشان، ساختن بنایی مستحکم، استوار و زیبا بر همان شالودهای است که امام راحل بنیان نهاده بودند. ایشان حقیقتاً بر این باور بودند که «این انقلاب بینام خمینی در هیچ کجای جهان شناختهشده نیست.» همچنین میتوان گفت همه راهبردهایی که در ادامه مطرح میشود، در دل همین راهبرد نخست، یعنی تداوم راه امام راحل نهفته است.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: تفاوت راهبردهای دوره رهبری امام شهید با راهبردهای امام راحل، نه از جنس تقابل و تعارض، بلکه از جنس اجمال و تفصیل است. بذر و ریشه همه راهبردهایی که در ادامه بیان خواهد شد، در اندیشههای امام راحل وجود داشت، اما جنگ تحمیلی که هشت سال از دوره ۱۰ سال و نیمه رهبری امام راحل را به خود اختصاص داد، فرصت تبیین، اجرا و گسترش کامل آنها را از ایشان گرفت.
وی دومین راهبرد را «استقلال ایران» دانست و گفت: رهبر شهید با تمام وجود به ایران و استقلال ایران عشق میورزیدند. برای ایشان، کلیدواژه «استقلال» گرهگشای روابط خارجی و مناسبات بینالمللی کشور بود. آیتالله خامنهای شهید، عزت و سربلندی کشور و ملت را در گرو حفظ استقلال ایران میدانستند. ایشان که بهویژه تاریخ معاصر ایران و روند دخالت، نفوذ و سلطه قدرتهای استعمارگر خارجی را بهخوبی مطالعه کرده بودند، همواره مراقب بودند دشمنی که با پیروزی انقلاب اسلامی از در بیرون رانده شده است، بار دیگر از پنجره وارد کشور نشود.
حدادعادل اظهار کرد: ایشان بر این باور بودند برای دستیابی به هر دستاورد ارزشمندی باید بهای آن پرداخت شود و استقلال نیز کالایی گرانبهاست که حفظ آن هزینه دارد. یکی از دلایل اصرار رهبر شهید بر حفظ دستاوردهای دانش هستهای ایران این بود که تبعیت از خواسته دشمنان برای تعطیلی این فعالیتها را مغایر با استقلال ایران میدانستند. ایشان چه در جلسات خصوصی و چه در سخنرانیهای عمومی، با صراحت اعلام میکردند که هیچ دولت خارجی حق ندارد درباره موضوعاتی که ملت ایران باید درباره آن تصمیم بگیرد، برای کشور تعیین تکلیف یا امر و نهی کند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: رهبر شهید خطاب به برخی مسئولان که تصور میکردند با یک گام عقبنشینی در برابر فشارهای دشمن، مشکلات حل خواهد شد، تأکید میکردند اگر شما یک قدم عقبنشینی کنید، دشمن دو قدم به جلو خواهد آمد و هرگز از اعمال فشار دست نخواهد کشید. از همین رو، معتقد بودند از همان آغاز باید بر سر استقلال ایران ایستادگی و مقاومت کرد. همچنین همواره مسئولان و مردم را به عبرت گرفتن از سرنوشت کشورهایی که در برابر دشمن دچار وادادگی شدند، دعوت میکردند. کلیدواژه «ایران قوی» که رهبر شهید بارها با تأکید و تکرار از آن استفاده میکردند، برخاسته از همین عشق عمیق به ایران و استقلال ایران بود.
وی سومین راهبرد کلان را «ایستادگی در برابر نظام سلطه جهانی» عنوان کرد و گفت: یکی دیگر از راهبردهای اساسی رهبر شهید در هدایت امت و ملت، «نه» گفتن به نظام سلطه جهانی بود. ایشان شناخت و تحلیل دقیقی از ماهیت نظام سلطه و سازوکارهای حاکم بر آن داشتند، ریشههای استعمار و استعمارگری را بهخوبی میشناختند و ماهیت سرمایهداری غربی را که برخاسته از بیدینی و بیاخلاقی است، بهدرستی درک کرده بودند.
حدادعادل ادامه داد: رهبر شهید از نگاه تحقیرآمیز غرب نسبت به ملتهای غیرغربی آگاه بودند و میدانستند که این نگاه در قالب نظریههای بهظاهر علمی ارائه و به اصطلاح تئوریزه شده است. از همین رو، همواره تلاش میکردند این نظریهها را بشناسند و آنها را برای دیگران نیز تبیین کنند. از نگاه آیتالله خامنهای شهید، مهمترین انگیزه سلطهگران، کسب منافع اقتصادی از طریق غارت منابع ملی ملتهای تحت سلطه است. ایشان تاریخ پر فراز و نشیب نفت در کشورهای غرب آسیا، بهویژه ایران، و از جمله کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را نیز بر همین اساس تحلیل و تفسیر میکردند.
وی چهارمین راهبرد کلان را «مقابله با صهیونیسم و رژیم اسرائیل» دانست و گفت: رهبر شهید، به تأسی از امام راحل، مسئله فلسطین را مسئله نخست جهان اسلام میدانستند. اهمیت فلسطین از نگاه ایشان تنها به اشغال بخشی از سرزمینهای اسلامی توسط اشغالگران و متجاوزان محدود نمیشد، بلکه مهمتر از آن، مأموریتی بود که جهان غرب برای سرکوب و تضعیف جهان اسلام بر عهده رژیم صهیونیستی قرار داده است. از نگاه ایشان، اسرائیل نمود آشکار تعرض و تجاوز نظام سلطه جهانی به جهان اسلام است و با این هدف ایجاد شده که جهان اسلام هرگز نتواند بهعنوان یک قدرت و موجودیت سیاسی مستقل در برابر غرب قد علم کند. به همین دلیل، رژیم صهیونیستی دشمن شماره یک هر کشور اسلامی است که داعیه استقلال داشته باشد و در مقابل، از هر کشوری که از آمریکا و نظام سلطه جهانی تبعیت کند، حمایت میکند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: انقلاب اسلامی که با هدف استقلال ایران شکل گرفت و به پیروزی رسید، نمیتواند نسبت به رژیم صهیونیستی بیتفاوت باشد. حمایت از آرمان فلسطین همواره یکی از اصول مسلم مورد تأکید رهبر شهید بود و در کنار حمایت از نیروهای مقاومت در کشورهای منطقه، موجب شد این نیروها به واقعیتی غیرقابل انکار و اثرگذار در معادلات سیاسی و نظامی منطقه تبدیل شوند.
حدادعادل پنجمین راهبرد را «وحدت ملت و وحدت امت» دانست و ادامه داد: رهبر شهید معتقد بودند پایبندی به وحدت برای تحقق اهداف اجتماعی و سیاسی، از سنتهای الهی و آموزههای قرآن است و تخلف از این اصل، شکست قطعی نهضتها و انقلابها را در پی خواهد داشت؛ موضوعی که تاریخ نیز شواهد فراوانی برای اثبات آن ارائه میدهد. ایشان با الهام از قرآن، دشمنی و کینهورزی میان افراد و گروهها را نتیجه وسوسههای شیطان میدانستند و در عین حال که اختلاف سلیقه و حتی اختلاف عقیده را امری طبیعی تلقی میکردند، تأکید داشتند این اختلافها نباید به دشمنی، صفبندی در برابر یکدیگر و فراموش شدن دشمن اصلی منجر شود.
وی یادآور شد: رهبر شهید معتقد بودند اگر در مسائل سیاسی و اجتماعی، هر گروهی خود را حق مطلق و دیگران را باطل مطلق بداند، هرگز وحدتی شکل نخواهد گرفت. لازمه وحدت آن است که همه طرفهایی که خواهان وحدت هستند، هر یک از جایگاه خود یک یا چند گام به سوی دیگری بردارند تا امکان همگرایی فراهم شود. در غیر این صورت، اگر یک طرف خود را حق مطلق بداند و انتظار داشته باشد دیگران برای رسیدن به وحدت به سوی او بیایند، وحدت تحقق نخواهد یافت.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: رهبر شهید همانگونه که در داخل کشور مردم، احزاب و گروههای مختلف را به وحدت دعوت میکردند، در سطح منطقه و جهان اسلام نیز منادی وحدت مسلمانان بودند و صریحاً توهین به مقدسات و شخصیتهای مورد احترام پیروان مذاهب اسلامی را حرام شرعی میدانستند و این اصل را در سخنرانیها و خطبههای نماز جمعه نیز رعایت میکردند.
حدادعادل ششمین راهبرد را «اعتقاد به جایگاه رفیع مردم» عنوان کرد و گفت: رهبر شهید، ملت ایران را ملتی بزرگ، صاحب فرهنگ، تاریخ و تمدنی پرافتخار میدانستند و برای ملت ایران و هویت ایرانی احترام ویژهای قائل بودند. از نگاه ایشان، جمهوری اسلامی و مردمسالاری دینی دو مفهوم متعارض و ناهمگون نبود، بلکه یک حقیقت واحد را تشکیل میداد. همین اعتقاد سبب میشد که ایشان در انتخابات مختلف، هرگاه از رعایت قانون و صحت مقدمات انتخابات اطمینان حاصل میکردند، رأی اکثریت را تنفیذ کنند و به منتخب ملت احترام بگذارند. همچنین پاسداری از رأی مردم که آن را «حقالله» میدانستند، نشانه دیگری از جایگاه والای مردم در اندیشه ایشان بود.
وی افزود: البته احترام به مردم در اندیشه آیتالله خامنهای شهید تنها به عرصه سیاست محدود نمیشد. ایشان از وجود فقر و مشکلات اقتصادی در جامعه رنج میبردند و ضمن توصیه به مسئولان اجرایی و سیاسی برای یافتن ریشههای فقر و کاهش مشکلات معیشتی اقشار محروم، از مردم نیز میخواستند با مواسات، همدلی و یاری یکدیگر، از آلام نیازمندان بکاهند. ارتباط صمیمانه و متواضعانه ایشان با اقشار مختلف مردم، بهویژه مردم عادی، محرومان و خانوادههای شهدا، نشانه دیگری از مردمدوستی و مردمی بودن آن رهبر بزرگ بود. اگر آیتالله خامنهای در سبک زندگی مردم یا رفتار برخی اقشار جامعه کاستی یا اشکالی مشاهده میکردند و آن را نیازمند اصلاح میدانستند، برای درمان این آسیبها شیوهای خردمندانه برمیگزیدند که در آن هیچگونه شائبه توهین یا تحقیر مردم وجود نداشت.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: نه در دوران ریاستجمهوری و نه در طول ۳۶ سال رهبری، هرگز از ایشان سخنی شنیده نشد که در آن کوچکترین اهانت یا تحقیر نسبت به فرد یا گروهی از مردم وجود داشته باشد. رهبر شهید به دلیل اعتقاد عمیق به نقش مردم در اداره کشور، بر این باور بودند که دولتها باید فعالیتهای اقتصادی را، جز در موارد خاص، به مردم واگذار کنند و از همین رو با دولتی شدن اقتصاد و به حاشیه رفتن مردم در این عرصه مخالف بودند. حتی در دورههایی که اقتصاد دولتی طرفداران پرشوری داشت، ایشان از اعلام صریح مواضع خود در حمایت از نقش مردم در اقتصاد دریغ نمیکردند.
وی هفتمین راهبرد را «پیشرفت در علم و فناوری» دانست و گفت: امام شهید که خواهان عزت و عظمت ایران، ایرانیان و همه مسلمانان بودند، یکی از عوامل اصلی عقبماندگی مسلمانان و ایرانیان را عقبماندگی در علم و فناوری میدانستند. از همین رو، یکی از دغدغههای همیشگی ایشان برای تحقق آرمان «ایران قوی»، رفع موانع پیشرفت علمی، گشودن مسیر توسعه مؤسسات آموزشی و پژوهشی و حمایت از دانشمندان و متخصصان، بهویژه در حوزه علوم نوپدید و پیشرفته بود. رهبر شهید برای نخبگان علمی در همه رشتهها، بهویژه علوم انسانی و ادبیات فارسی، احترام فراوانی قائل بودند و در دیدارهای منظم و متعدد خود با استادان دانشگاه، پژوهشگران و نخبگان علمی، با حوصله به سخنان آنان گوش میدادند و نکات و پیشنهادهایشان را یادداشت میکردند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام یادآور شد: اهتمام رهبر شهید به رشد و اعتلای علم، حوزههای علمیه را نیز دربر میگرفت. ایشان مدیران حوزههای علمیه را هم به تحول در روشها و هم به نوآوری در مباحث و مفاهیم توصیه میکردند و خواستار توجه طلاب به معارفی فراتر از فقه و اصول، از جمله حکمت و عرفان بودند. بسیاری از نهادهای علمی و فرهنگی با ابتکار، تصمیم، پیگیری و حمایت رهبر شهید تأسیس شد و رشد و ارتقای بسیاری از رشتههای نوین علمی نیز نتیجه درک صحیح ایشان از نقش این علوم در اقتدار و پیشرفت آینده کشور بود.
حدادعادل تاکید کرد: همین اهتمام به توسعه علم و فناوری موجب شد ایران طی چند دهه گذشته در حوزههایی همچون هوافضا، علوم هستهای، سلولهای بنیادی، هوش مصنوعی، فناوری نانو و علوم شناختی، در منطقه غرب آسیا و جهان اسلام به جایگاههای برجستهای دست یابد.
وی هشتمین راهبرد کلان را «تقویت بنیه دفاعی و نظامی» معرفی کرد و گفت: یکی از نشانههای بارز عظمت شخصیت رهبر شهید انقلاب که از درک عمیق و تشخیص دقیق ایشان حکایت داشت، توجه ویژه به امور دفاعی و نظامی کشور بود. آیتالله خامنهای شهید، با وجود آنکه نظامی نبودند و آموزشهای تخصصی نظامی ندیده بودند، از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، همانگونه که در عرصههای فرهنگی و مذهبی حضور فعال داشتند، به مسائل دفاعی، نظامی، جنگ و جبهه نیز اهتمام ویژهای داشتند. در سالهای دفاع مقدس با مطالعه، تأمل و تحقیق، به صاحبنظری در مسائل جنگ و دفاع تبدیل شدند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: رهبر شهید در دوران طولانی رهبری و در جایگاه فرماندهی کل قوا، تحولات ساختاری گستردهای در نیروهای مسلح ایجاد کردند و با شناخت دقیق از پیشرفتها و تحولات عرصه دفاعی و نظامی جهان، به تحول در روشها، آموزشها و ساختارهای این حوزه اعتقاد راسخ داشتند. رسیدگی مستمر و منظم به مسائل ارتش، سپاه، بسیج و نیروهای زمینی، هوایی، دریایی و هوافضا، همواره در دستور کار و برنامه منظم فرماندهی کل قوا قرار داشت.
حدادعادل ادامه داد: رهبر شهید با این باور که ایران قوی نباید برای تأمین تجهیزات و صنایع دفاعی خود وابسته به بیگانگان، بهویژه دشمنان بالفعل یا بالقوه باشد، اهتمام ویژهای به تقویت صنایع دفاعی کشور داشتند و با حمایت هوشمندانه و آیندهنگرانه، شرایطی فراهم کردند که نیروهای مسلح از سلاحها و تجهیزات تولید داخل بهرهمند شوند.
وی نهمین راهبرد را «توجه به هنر و ادبیات» معرفی کرد و گفت: جامعیت شخصیت رهبر شهید موجب شده بود که در کنار اهتمام به مسائل دفاعی و نظامی، از هنر و ادبیات نیز غافل نباشند. رهبر شهید همواره تأکید داشتند که هنر در هر جامعه باید در مسیر تقویت معنویت، فرهنگ و ارزشهای آن جامعه، هدفمند و متعهد باشد. ذوق و استعداد ادبی، شوق فراوان به شعر و ادبیات و نیز سرودن اشعار فاخر، سبب شده بود که ایشان به ارزش و اهمیت شعر و شاعری در گسترش ارزشها و برانگیختن افکار عمومی توجه ویژهای داشته باشند. رهبر شهید همواره شاعران را مورد تشویق و حمایت قرار میدادند و بیت و محفل ایشان، پناهگاه و محل امید شاعران از سراسر کشور و حتی خارج از ایران بود. توجه به زبان فارسی، بهعنوان یکی از ارکان هویت ملی و ملیت ایرانی، در منظومه فکری رهبر شهید جایگاهی راهبردی داشت.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به جایگاه عدالت در منظومه فکری رهبر شهید اظهار کرد: هرگاه سخن از تبعات نابرابریها و آسیبهای اجتماعی به میان میآمد، ایشان با تأسف و اندوه از این مسائل سخن میگفتند. رهبر شهید در کنار عدالت اقتصادی، به دیگر ابعاد عدالت نیز توجه ویژهای داشتند. از نگاه ایشان، عدالت قضایی شاخص و معیار اسلامی و الهی بودن نظام به شمار میرفت. عدالت آموزشی نیز از منظر ایشان، زمینهساز رفع محرومیتها از طریق گسترش آموزش، سوادآموزی، مهارتآموزی و تربیت نیروهای متخصص مورد نیاز کشور بود.
وی اظهار کرد: یکی از دلایل تأکید رهبر شهید بر سادهزیستی و پرهیز از تجملگرایی این بود که مردم احساس کنند اگر به دلایل مختلف، از جمله تحریمها و کارشکنیهای دشمنان انقلاب اسلامی، بهویژه آمریکا، نظام نتوانسته است همه مشکلات معیشتی آنان را برطرف کند، دستکم اطمینان داشته باشند که رهبر انقلاب و خانواده ایشان نیز همانند خود مردم زندگی میکنند.
حدادعادل افزود: همین توجه به اقشار محروم سبب شده بود که رهبر شهید با برخی الگوهای رشد و توسعه اقتصادی که پیشرفت را به بهای نادیده گرفتن یا تحت فشار قرار گرفتن طبقات محروم دنبال میکنند، مخالفت کنند و همواره دولتها را نسبت به اجرای چنین طرحهایی برحذر دارند.