سنگ تمام گروه فولاد مبارکه برای تأمین نیاز و رضایت خودروسازان
بازخوانی واقعیتهای قیمتگذاری و ساختار عرضه؛ انحصار یا الزام قانونی؟
در فضای پرچالش صنعت خودرو و فولاد، نقدهایی درباره عملکرد تولیدکنندگان ورق فولادی بهویژه در حوزه کیفیت، قیمتگذاری و نوآوری مطرح شدهاند. این نقدها، زمانی اثربخش خواهند بود که بر پایه شناخت دقیق از ساختارهای بازار، الزامات قانونی، ظرفیتهای فناورانه و محدودیتهای تحریمی شکل گرفته باشند.
در این گزارش، تلاش شده تا با نگاهی تحلیلی و مستند، ابعاد مغفولماندهای از عملکرد فولاد مبارکه در حوزه ورق خودرو مورد بررسی قرار گیرد؛ از سازوکار عرضه در بورس کالا تا مسیر توسعه گریدهای پیشرفته و تعامل با صنعت خودروسازی.
ادعای «قیمتگذاری نامتعادل» و «انحصار» در عرضه ورق خودرو، در تضاد با سازوکار قانونی بورس کالای ایران است. فولاد مبارکه موظف است محصولات خود را صرفاً از طریق تالار بورس عرضه کند؛ عرضههایی که برای خودروسازان بهصورت اختصاصی انجام میشود و عملاً امکان رقابت برای سایر مشتریان وجود ندارد.
در چنین شرایطی، قیمتها نه توسط فولاد مبارکه، بلکه از طریق مکانیزم عرضه و تقاضا در بورس کشف میشوند. جالب آنکه در دورهای که قیمت خودرو افزایش یافته، قیمت ورقهای فولادی روندی کاهشی داشته است. سهم ورق در بهای تمامشده خودرو نیز تنها حدود ۸ درصد است؛ بنابراین، ادعای اثرگذاری شدید قیمت ورق بر قیمت خودرو فاقد پشتوانه تحلیلی است.
واردات ورق سرد با ارز ترجیحی: انتخابی پرهزینه و کمکیفیت
طی دو سال گذشته، تخصیص ارز نیمایی به خودروسازان موجب افزایش واردات ورق سرد از چین شد؛ در حالی که ظرفیت تولید داخلی پاسخگوی نیاز بازار بوده است. این اقدام نهتنها منابع ارزی کشور را صرف ورقهایی با کیفیت پایینتر کرد، بلکه پرسشی جدی را پیش روی سیاستگذاران قرار داد: آیا استفاده از ورقهای وارداتی واقعاً منجر به ارتقای کیفیت خودروهای داخلی شده است؟ شواهد نشان میدهد که پاسخ منفی است.
تقاضای تکنولوژیک خودروسازان: محدودیت در طراحی، نه در تأمین
بخش عمدهای از ناوگان خودرویی کشور بر پایه پلتفرمهای قدیمی طراحی شدهاند که نیازی به فولادهای پیشرفته ندارند. خودروهایی مانند پراید، پژو و سمند از شاسیهای سنتی بهره میبرند و اساساً تقاضایی برای فولادهای فوقسبک یا پراستحکام مطرح نمیکنند. بنابراین، نقد به فولاد مبارکه بابت عدم عرضه گسترده این گریدها، بدون توجه به نیاز واقعی بازار، نادرست است.
نوآوری فناورانه: مسیر توسعه گریدهای پیشرفته
بر خلاف ادعای «فقدان نوآوری»، فولاد مبارکه در سالهای اخیر گامهای بلندی در توسعه گریدهای پیشرفته برداشته است. فولادهای پراستحکام و فوقسبک که در کاهش وزن، افزایش ایمنی و بهینهسازی مصرف سوخت خودروهای مدرن نقش دارند، هماکنون برای مدلهایی مانند «تارا» و «شاهین» تولید و عرضه میشوند. سایر گریدها نیز در مراحل تست میدانی قرار دارند. این روند نشاندهنده تعهد گروه فولاد مبارکه به ارتقای فناوری و پاسخگویی به نیازهای آینده صنعت خودروسازی است.
تحریمها و محدودیتهای فناورانه: مانع یا فرصت؟
تحریمهای بینالمللی، دسترسی به فناوریهای روز، ماشینآلات پیشرفته و همکاریهای علمی را محدود کردهاند. این محدودیتها نهتنها صنعت خودروسازی، بلکه فولاد مبارکه را نیز تحتتأثیر قرار دادهاند. با این حال، اتکای این گروه بزرگ صنعتی به دانش متخصصان داخلی، موجب شده تا پروژههای تحقیق و توسعه با تکیه بر توان بومی پیش بروند. از دل این محدودیتها، فرصتهایی برای ارتقای فناوری و بومیسازی فرآیندها پدید آمده است.
براساس این گزارش می توان نتیجه گرفت که برخی رسانه ها بدون توجه به ساختارهای قانونی، واقعیتهای بازار، محدودیتهای فناورانه و تلاشهای توسعهای فولاد مبارکه، تصویری ناقص و جهتدار ارائه میدهند اما بررسی دقیق عملکرد فولاد مبارکه نشان میدهد که بسیاری از نقدهای مطرحشده، بدون توجه به واقعیتهای بازار و الزامات قانونی شکل گرفتهاند.
قیمتگذاری از طریق بورس کالا، سهم اندک ورق در بهای تمامشده خودرو، محدودیتهای طراحی خودروسازان، و تلاشهای مستمر برای توسعه گریدهای پیشرفته، همگی گواهی بر آناند که مسیر این شرکت، مبتنی بر پاسخگویی، توسعه و ارتقای فناوری بوده است.
در شرایطی که تحریمها و محدودیتهای بینالمللی مانعی جدی برای نوسازی صنایع محسوب میشوند، اتکای گروه فولاد مبارکه به دانش بومی و ظرفیتهای داخلی، نقطه قوتی است که باید در تحلیلها مورد توجه قرار گیرد. نقد سازنده زمانی معنا دارد که با شناخت سیستمی و تحلیل چندلایه همراه باشد، نه با قضاوتهای سطحی و گزینشی.