داعش بعد از شکست موصل تمام شده است؟
شکست نظامی در عراق و سوریه برای این جریان محتمل بود و قبلا هم تلاشهای مشابه در کشورهای دیگر بیجواب مانده بود. بعید است این جریان از نظر نظامی محو شود بلکه تلاش خواهد کرد در هر جایی که میسر است و در هر کشوری که این امکان فراهم شود، جریان سلفی تکفیری جهادی به صورت نظامی هم ظهور کند و دوباره مناطقی را در اشغال خود درآورد.
سرانجام داعش در موصل شکست خورد و بنابراین چنین باید تصور کرد که «دولت اسلامی» دیگر وجود خارجی ندارد. در چند سال گذشته این دولت در بخشی از خاک عراق و سوریه حاکم بود و عملا قدرت در حد اعمال حاکمیت در حوزههایی را کسب کرده بود. حال این پرسش به صورت جدی مطرح است که آیا داعش را باید بعد از شکست نظامی در موصل، تمامشده تلقی کرد؟علی شکوهی با این مقدمه در اعتماد نوشت: به دلایلی معتقدم قصه داعش را باید یک جریان کشدار در منطقه دانست و برای پیامدهای درازمدت حضور آن فکری کرد. حذف فیزیکی جریان داعش یک چیز و تمام تلقی کردن این جریان چیز دیگری است. قطعا فضای سیاسی منطقه و میزان مقاومت دولتهای مخالف و نارضایتی مردم عراق و سوریه به این جریان اجازه نمیدهد که به صورت یک دولت درآید و بتواند با کشورهای منطقه همسایه شود اما این حد از ناکامی را نباید به معنای پایان این جریان معنا کرد. در این باره چند نکته را مرور میکنم.
اول- داعش از بستر فکری و اندیشگی مشخصی تغذیه میکند و تا زمانی که آن اندیشه در میان اهل سنت طرفدارانی دارد، تداوم این جریان را باید انتظار داشت. جریان سلفیگیری حاصل مبارزات سیدجمالالدین اسدآبادی و عبده و کواکبی و رشیدرضا و سیدقطب و محمد قطب است و صدها و هزاران جلد کتاب و نوشته از پشتوانههای نظری این جریان محسوب میشود. این جریان با شعار بازگشت به اسلام و سیره و سنت سلف صالح در میان مسلمانان طرفداران زیادی دارد. جریان سلفیگری وقتی با وهابیت سعودی پیوند خورد، تکفیری شد و وقتی از جریانهای جهادی مصر اثر پذیرفت، وارد جنگ مسلحانه و تلاش برای تشکیل دولت اسلامی شد.
این جریان «سلفی تکفیری جهادی» بخشی از جریان سلفیگری در درون جامعه اهل سنت را تشکیل میدهد اما هواداران این جریان دارای انگیزه اعتقادی و عملیاتی بالایی هستند و به همین دلیل از فرصت ایجاد شده در عراق، سوریه، لیبی، افغانستان، یمن و دیگر کشورها بهره بردند تا بتوانند تمامی جهان اسلام را تحت تاثیر قرار بدهند. به نظر میرسد این جریان با همین مدل فکری و رفتاری در جهان اسلام باقی خواهد ماند و به عنوان یک جریان قدرتمند حضورش را باید جدی گرفت.
دوم- شکست نظامی در عراق و سوریه برای این جریان محتمل بود و قبلا هم تلاشهای مشابه در کشورهای دیگر بیجواب مانده بود. بعید است این جریان از نظر نظامی محو شود بلکه تلاش خواهد کرد در هر جایی که میسر است و در هر کشوری که این امکان فراهم شود، جریان سلفی تکفیری جهادی به صورت نظامی هم ظهور کند و دوباره مناطقی را در اشغال خود درآورد.
سوم- آنچه از این پس باید انتظار داشت تبدیل جریان نظامی داعش به یک جریان تروریستی خاص در تمامی کشورهای اسلامی است. آنان درباره علل شکست نظامی خود در عراق و سوریه بررسی و مطالعه خواهند کرد و هر کشور و دولتی را که در آن شکست موثر بدانند، به زعم خود مورد مجازات قرار خواهند داد. طبعا انجام کارهای ایذایی و انفجار در معابر عمومی و ترور مقامات دولتها و مسوولان و حتی مردم مخالف برای این جریان خیلی سخت نخواهد بود زیرا هم در میان این جریان به اندازه کافی افراد با انگیزه حضور دارند و هم توجیه برای اینگونه اقدامات نظامی ایذایی را ممکن باید دانست.
چهارم- مقابله نظامی با داعش اگر تمام شده باشد، مبارزه فکری و اجتماعی تازه آغاز شده است. کشورهایی که با داعش مساله داشتند از این پس باید خود را برای این مبارزه تجهیز کنند.
ارسال نظر