آخرین پک را به سیگار زد و آن را به زیر پا انداخت. بعد هم به فردی که کمی دورتر ایستاده بود، اشارههایی کرد و با قدمهایی بلند به سمت سوپر مارکت رفت و خیلی سریع داخل شد. صاحب مغازه پشت دخل نشسته بود و حساب و کتاب میکرد. به نظر جوان میرسید و البته کمی بیتجربه. مرد نگاهی به او انداخت و با لحنی عصبی گفت:
کد خبر: ۱۶۱۵۸۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۳/۰۴