مستوفی

|
امروز: يکشنبه ۰۹ آذر ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۵
مستوفی
غلامحسین‌خان و خانمش با احترام به او نزدیک شدند و من همچنان مات و مبهوت در کناری ایستاده بودم و براندازش می‌کردم. جرأت نمی‌کردم گام به جلو نهم
کد خبر: ۴۸۹۱۹   تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۲/۳۱